«رقص سقوط باشکوه؛ وقتی پختگی سرمایه، از غرور رشد فراتر می‌رود»

«رقص سقوط باشکوه؛ وقتی پختگی سرمایه، از غرور رشد فراتر می‌رود»

اختصاصی اقتصاددان_ تهران – فرهنگ توسعه||
در فضای پرهیاهوی بازار، جایی که اعداد و ارقام تنها زبان گفتگو هستند، گاهی سکوت یک نظریه‌پرداز، بلندتر از فریاد شاخصهای اقتصادی عمل می‌کند. دکتر حجت بقایی، مشاور تحقیق و توسعه و نظریه‌پرداز دکترین «رقص تضادها»، در آخرین نشست فکری خود، نه با اعداد، بلکه با استعاره‌ای از جنس «هستی‌شناسی ثروت» سخن گفت؛ گفتگویی که در آن پرسشی مطرح نشد، اما پاسخهای بزرگ، در لایه‌های درونی ذهن شنوندگان حک شد.
دکتر بقایی در لایه‌های پنهان تحلیل خود، به نوعی از «سرمایه‌داری نیم‌رس» اشاره می‌کند؛ ساختارهایی که در اوج رشد، به جای تعادل، به سمت تکبر اقتصادی حرکت می‌کنند. او با نگاهی دقیق به الگوی رشد شرکتهای بزرگ و سرمایه‌داران خودساخته، نشان داد که چگونه «غرور کاذب رشد»، مانع از رسیدن به مرحلۀ پختگی واقعی می‌شود.
در دکترین ایشان، سرمایه‌دار بزرگ، مانند درخت میوه است؛ اما نه آن درختی که تنها به دنبال تسخیر آسمان است، بلکه درختی که می‌داند قدرت واقعی در «ارتباط با ریشه‌ها» و «تسلیم باشکوه در برابر قوانین طبیعت» نهفته است. او استعاره‌ای از سقوط میوه به خاک را مطرح می‌کند؛ سقوطی که نه نشانه از زوال، بلکه نشانه‌ای از «رسیدن به غایت پختگی» است.
پیامِ پنهان این گفتگو برای غولهای صنعتی و صاحبان کارخانه‌های کلان، صریح بود: ثروتی که فقط برای «بزرگتر شدن» جمع‌آوری می‌شود، بدون در نظر گرفتن مسئولیت اجتماعی و تعادل با زیست بوم اقتصادی، به میوه‌ای نیم رس بدل می‌شود که در اثر سنگینی غرور، پیش از آنکه به زمین برسد، در شاخه می‌پوسد.


دکتر بقایی با نگاهی به مدلهای توسعه، تضاد میان «تجمع بی‌حدومرز ثروت» و «توزیع پختۀ ارزش» را بازخوانی کرد. او معتقد است ثروتمند خودساخته ای که در مرحلۀ «نگه‌داشتن قدرت» متوقف شده و از جریان بخشش و بازگشت ارزش به جامعه (سقوط میوه به خاک برای تغذیۀ زمین) سر باز می‌زند، در واقع در حال تجربه کردن یک «بحران پختگی» است.
در این گفتگو، مفهوم «استفاده از نعمات بدون آسیب رساندن به دیگران» به یک استراتژی کلان اقتصادی بدل شد. دکتر بقایی با تکیه بر اصول دکترین رقص تضادها، مدل جدیدی از مدیریت ثروت را ترسیم کرد: سرمایه‌ای که بزرگ است، اما در عین حال، «خود را نمی‌گیرد». سرمایه‌ای که به جای ایجاد تضادهای مخرب با جامعه، از قدرت خود برای ایجاد هارمونی و رشد جمعی استفاده می‌کند.
برای مدیرانی که در ترازنامه های خود تنها به دنبال صعود هستند، این گفتگو یک هشدار فلسفی بود: پختگی یک امپراتوری اقتصادی، در گرو توانایی آن در «فرود باشکوه» و بازگشت ثروت به چرخۀ حیات است. اگر ثروت، مانند میوه‌ای باشد که از ترس سقوط، هرگز از شاخه رها نمی‌شود، هرگز طعم پختگی و رضایت پایدار را نخواهد چشید.
لازم به ذکر است؛ این گزارش، بخشی از سلسله مطالعات دکتر حجت بقایی در زمینه تعامل روانشناختی و اقتصادی در مدیریت مدرن است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 + 5 =

پربازدیدترین ها