«درد سازنده» و «رنج بی‌حاصل»؛ مسئله اقتصاد ایران کدام است؟

دکتر مجید سجادی پناه با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : اقتصاد ایران سال‌هاست درد می‌کشد؛ اما پرسش اصلی این است که این درد، اقتصاد را به سوی توانمندی می‌برد یا فقط جامعه را فرسوده می‌کند؟ میان «درد سازنده» و «رنج بی‌حاصل» فاصله‌ای به اندازه تفاوت میان اصلاح و فرسایش وجود دارد. درد سازنده، هزینه‌ای آگاهانه، محدود و هدفمند برای رسیدن به اقتصادی قدرتمندتر است؛ اما رنج بی‌حاصل، تحمل تورم، سقوط قدرت خرید، نااطمینانی سرمایه‌گذاری و کاهش کیفیت زندگی، بدون دستیابی به دستاوردی متناسب با این هزینه‌هاست. افزایش نرخ بهره برای مهار تورم، اصلاح یارانه‌های انرژی برای کاهش اتلاف منابع یا حذف رانت‌های ارزی، ممکن است در کوتاه‌مدت دشوار باشد؛ اما اگر با برنامه روشن، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، شفافیت و اصلاح ساختارها همراه شود، می‌تواند درد سازنده باشد. در مقابل، اگر مردم هزینه اصلاحات را بپردازند، اما رانت باقی بماند، انحصار تقویت شود و بهره‌وری افزایش نیابد، آنچه رخ داده اصلاح اقتصادی نیست؛ انتقال هزینه ناکارآمدی از دولت به جامعه است.
تجربه اروپا در مواجهه با چین، درس مهمی برای ایران دارد. اروپایی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که واردات ارزان، اگر به تضعیف صنایع راهبردی و وابستگی فناورانه منجر شود، ممکن است امروز به مصرف‌کننده سود برساند، اما فردا قدرت اقتصادی کشور را تضعیف کند. با این حال، اروپا می‌داند که مقابله با چین نیز هزینه دارد و بدون انسجام سیاسی، حمایت اجتماعی و آمادگی برای تحمل فشارهای متقابل، سیاست سخت‌گیرانه به عقب‌نشینی تبدیل می‌شود. ایران نیز در برابر تحریم‌ها، وابستگی به درآمدهای نفتی، ناترازی انرژی، فرسودگی صنعتی و محدودیت‌های تجاری با همین معادله روبه‌روست. نه می‌توان به نام حمایت از مصرف‌کننده، تولید ملی را در معرض نابودی قرار داد و نه می‌توان به نام حمایت از تولید، کالای گران، انحصار و ناکارآمدی را به مردم تحمیل کرد. حمایت از تولید زمانی معنا دارد که به ارتقای فناوری، رقابت‌پذیری، صادرات و افزایش بهره‌وری بینجامد؛ همان‌طور که مقاومت اقتصادی زمانی ارزشمند است که ظرفیت‌های تازه بسازد، نه اینکه فقط تحمل جامعه را آزمایش کند.
مسئله اصلی اقتصاد ایران، کمبود تحمل مردم نیست؛ کمبود تناسب میان هزینه‌های تحمیل‌شده و نتایج به‌دست‌آمده است. مردم بارها هزینه داده‌اند؛ آنچه مطالبه می‌کنند، مشاهده نتیجه این هزینه‌هاست. اگر قرار است قیمت‌ها اصلاح شوند، باید رانت نیز حذف شود؛ اگر قرار است ارز تک‌نرخی شود، باید دسترسی برابر و شفاف به منابع ارزی برقرار شود؛ اگر قرار است انرژی گران‌تر شود، باید اتلاف، قاچاق و ناکارآمدی نیز مهار شود. اصلاحات بدون عدالت، اعتماد عمومی را می‌سوزاند و حمایت‌گرایی بدون رقابت، تولید را تنبل می‌کند. دولت باید پیش از درخواست تحمل بیشتر از جامعه، نشان دهد که خودش نیز حاضر به پرداخت هزینه اصلاح است. «درد سازنده» آن است که امروز هزینه‌ای مشخص بپردازیم تا فردا توانمندتر شویم؛ «رنج بی‌حاصل» آن است که امروز و فردا هزینه بدهیم، اما همچنان در همان نقطه بمانیم. اقتصاد ایران بیش از آنکه به تجویز رنج تازه نیاز داشته باشد، به تضمین نتیجه، توزیع عادلانه هزینه‌ها و پایان دادن به چرخه‌ای نیاز دارد که در آن مردم بهای مشکلات را می‌پردازند، بی‌آنکه سهم متناسبی از دستاوردهای اصلاح را دریافت کنند.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار − 2 =

پربازدیدترین ها