اگر تا همین چندسال پیش دغدغه اصلی فعالان اقتصاد دیجیتال، سرعت اینترنت و محدودیت دسترسی بهبرخی پلتفرمها بود امروز صورت مساله تغییر کرده است. جهان با سرعتی بیسابقه در حال حرکت بهسمت اقتصادی است که هوشمصنوعی در آن بهبخشی از زیرساخت تولید، آموزش، پژوهش و کسبوکار تبدیل شده است. درچنینشرایطی دسترسی بهابزارهای هوشمصنوعی بهیکی از پیشنیازهای رقابت در بازار کار تبدیل شده اما برای کاربران ایرانی ورود بهاین عرصه بیش از آنکه بهیادگیری و استفاده از فناوری وابسته باشد بهعبور از مجموعهای از موانع و هزینههای تحمیلی گره خورده؛ هزینههایی که نه کیفیت خدمات را افزایش میدهد و نه ارزش افزودهای ایجاد میکند بلکه تنها بهای حضور در دنیایی است که دیگران با کمترین دردسر بهآن دسترسی دارند.
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت ، در بسیاری از کشورهای دنیا استفاده از هوشمصنوعی تنها با چند دقیقه ثبتنام و پرداخت آنلاین آغاز میشود اما در ایران کاربران پیش از آنکه اولین گفتوگو را با یک مدل هوشمصنوعی آغاز کنند باید برای تهیه کارتهای اعتباری، پیداکردن فروشنده معتبر، خرید ارز، استفاده از فیلترشکن و حتی نگرانی از مسدودشدن حساب کاربری خود برنامهریزی کنند. همین مساله باعث شده هزینه واقعی استفاده از هوشمصنوعی برای کاربران ایرانی بسیار فراتر از قیمت رسمی
اشتراکها باشد. هوشمصنوعی امروز بهابزاری ضروری برای برنامهنویسان، طراحان گرافیک، تولیدکنندگان محتوا، پژوهشگران، مترجمان، دانشجویان، استارتاپها و حتی کسبوکارهای کوچک تبدیل شده است. بسیاری از مشاغل بدون این ابزارها عملا بخشی از سرعت، کیفیت و توان رقابت خود را از دست میدهند. بههمیندلیل نداشتن دسترسی مناسب بهاین فناوری تنها یک مشکل فردی نیست بلکه بهمسالهای مرتبط با بهرهوری نیروی کار و توسعه اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است.
در بازار جهانی اغلب سرویسهای مطرح هوشمصنوعی پلنهای پایه خود را با قیمتی در حدود ۲۰دلار در ماه عرضه میکنند. با احتساب نرخ تقریبی ۱۶۰هزارتومان برای هر دلار، اشتراک ChatGPT Plus و Gemini Advanced حدود ۳میلیونو۲۰۰هزارتومان هزینه دارد. اشتراک Perplexity Pro با قیمت ۱۷دلار، نزدیک به۲میلیونو۷۰۰هزارتومان، Claude Pro با قیمت ۱۵دلار حدود ۲میلیونو۴۰۰هزارتومان، Canva Pro حدود یکمیلیونو۶۰۰هزارتومان و Grok Premium+ حدود ۴میلیونو۸۰۰هزارتومان برای کاربران ایرانی تمام میشود. هزینه اشتراک Midjourney نیز بسته بهنوع پلن بین یکمیلیونو۶۰۰هزار تا ۴میلیونو۸۰۰هزارتومان متغیر است.
اما این اعداد تنها قیمت جهانی سرویسها هستند. در عمل کاربر ایرانی بهدلیل تحریمهای بانکی امکان پرداخت مستقیم ندارد و ناچار است از سایتهای واسطه یا فروشندگان اکانت کمک بگیرد. این واسطهها علاوه بر دریافت مبلغ اشتراک، هزینه انتقال ارز، کارمزد و سود خود را نیز بهقیمت نهایی اضافه میکنند. درنتیجه مبلغی که از جیب کاربر پرداخت میشود معمولا بیشتر از هزینه واقعی اشتراک است.
همینشرایط باعث شده بازار خریدوفروش اکانتهای اشتراکی نیز رونق بگیرد. بسیاری از کاربران برای کاهش هزینهها حسابهایی را خریداری میکنند که همزمان توسط چند نفر استفاده میشود. اگرچه این روش در ظاهر هزینه پرداختی را کاهش میدهد اما محدودیتهای زیادی نیز بههمراه دارد. سرعت پایینتر، محدودیت در استفاده از برخی قابلیتها، احتمال دسترسی دیگران بهاطلاعات شخصی و حتی بستهشدن ناگهانی حساب بخشی از ریسکهایی است که کاربران این نوع اشتراکها با آن مواجه هستند.
بااینحال پلنهای پایه تنها پاسخگوی نیاز کاربران عادی هستند. شرکتهای فناوری، استارتاپها، برنامهنویسان حرفهای، تیمهای تحقیقاتی و تولیدکنندگان محتوای حرفهای معمولا برای انجام پروژههای خود بهنسخههای پیشرفتهتر نیاز دارند؛ نسخههایی که قابلیتهای بیشتر، محدودیت کمتر و دسترسی سریعتر بهمدلهای جدید را دراختیار آنها قرار میدهد اما هزینه بسیار سنگینتری نیز دارد. بهعنوان نمونه اشتراک ChatGPT Pro با قیمت ۹۹دلار در ماه حدود ۱۵میلیونو۸۴۰هزارتومان هزینه دارد. Google AI Ultraنیز با همین قیمت عرضه میشود.
Claude Max با هزینه ماهانه ۹۰دلار، حدود ۱۴میلیونو۴۰۰هزارتومان، Midjourney Mega Plan با قیمت ۱۲۰دلار نزدیک به۱۹میلیونو۲۰۰هزارتومان، Perplexity Max با قیمت ۱۶۷دلار حدود ۲۶میلیونو۷۲۰هزارتومان، SuperGrokHeavy با قیمت ۹۹دلار حدود ۱۵میلیونو۸۴۰هزارتومان و Canva Business نیز با هزینه ماهانه ۵/۱۷دلار نزدیک بهدومیلیونو۸۰۰هزارتومان برای کاربران ایرانی تمام میشود.
این مبالغ درحالی پرداخت میشود که هنوز هزینههای جانبی مانند APIهای سازمانی، فضای ذخیرهسازی بیشتر، امکانات تیمی، خدمات ابری و پشتیبانی اختصاصی در آن محاسبه نشده است. بنابراین شرکتهایی که بهصورت حرفهای از هوشمصنوعی استفاده میکنند ممکن است هرماه دههامیلیونتومان تنها برای حفظ دسترسی بهابزارهای موردنیاز خود هزینه کنند اما حتی پرداخت این مبالغ نیز تضمینی برای استفاده بدون دردسر از سرویسها نیست. بسیاری از شرکتهای ارائهدهنده خدمات هوشمصنوعی ازجمله OpenAI و Anthropic بهدلیل تحریمها خدمات مستقیمی بهکاربران ایرانی ارائه نمیکنند. در برخی موارد برای فعالسازی حساب کاربری شماره تلفن غیرایرانی لازم بوده و حتی ممکن است از کاربر مدارک شناسایی معتبر خارجی درخواست شود. این موضوع باعث شده بسیاری از کاربران ناچار شوند از اطلاعات یا خدمات افراد واسطه استفاده کنند؛ اقدامی که علاوه بر افزایش هزینه، نگرانیهای امنیتی و حقوقی نیز بههمراه دارد. ازسویدیگر استفاده از سرویسهای واسطه همیشه با ریسک همراه است. برخی از این فروشندگان حسابهای کاربری را با گیفتکارت یا کارتهای بانکی خارجی تهیه میکنند که منشأ آنها مشخص نیست. بههمیندلیل گاهی حساب کاربری تنها چند روز یا چندهفته پساز خرید بهدلیل تشخیص فعالیت مشکوک یا گزارش تخلف مسدود میشود. درچنینشرایطی کاربر نهتنها هزینه پرداختی خود را از دست میدهد بلکه معمولا هیچ راهکار قانونی مشخصی برای پیگیری خسارت نیز در اختیار ندارد.
مشکل دیگر دسترسی بهخود سرویسهاست. بسیاری از ابزارهای مطرح هوشمصنوعی از داخل ایران بدون استفاده از فیلترشکن قابل استفاده نیستند اما استفاده مداوم از فیلترشکنهای رایگان بهدلیل تغییر مکرر موقعیت جغرافیایی میتواند باعث حساسشدن سامانههای امنیتی اینسرویسها و حتی مسدودشدن حساب کاربری شود. بههمیندلیل بسیاری از کاربران حرفهای مجبورند برای تهیه سرویسهای آیپی ثابت یا Dedicated IP نیز ماهانه هزینه جداگانهای پرداخت کنند؛ هزینهای که در کشورهای دیگر اساسا وجود ندارد.درعمل بخش قابلتوجهی از هزینهای که کاربران ایرانی برای استفاده از هوشمصنوعی میپردازند نه بابت خود فناوری بلکه صرف عبور از محدودیتها میشود. این یعنی کاربر ایرانی علاوه بر پرداخت هزینه اشتراک باید هزینه تحریم، واسطه، انتقال ارز، فیلترشکن، آیپی ثابت و ریسک ازدسترفتن حساب کاربری را نیز بپردازد؛ مجموعهای از هزینههایی که در هیچجدول قیمت جهانی دیده نمیشود. پیامد این وضعیت تنها بهجیب کاربران محدود نمیشود. وقتی یک فریلنسر، برنامهنویس، طراح یا پژوهشگر برای دسترسی بهابزارهای روز دنیا باید چندینمیلیونتومان بیشتر از رقیب خارجی خود هزینه کند طبیعی است که توان رقابت او نیز کاهش پیدا کند.
شرکتهای نوپا بخشی از سرمایه محدود خود را بهجای توسعه محصول صرف دورزدن محدودیتها میکنند و دانشجویان و پژوهشگران نیز از دسترسی آسان بهابزارهایی که در بسیاری از دانشگاههای دنیا بهیک امکان عادی تبدیل شده محروم میشوند.بنابراین مساله فقط قیمت بالای اشتراک هوشمصنوعی نبوده بلکه مساله این است که کاربران ایرانی برای دسترسی بهفناوریای که در بسیاری از کشورهای جهان بهیک ابزار روزمره تبدیل شده ناچارند هزینهای چندبرابر و مسیری بهمراتب دشوارتر را طی کنند؛ شکافی که اگر برای آن چارهای اندیشیده نشود تنها بهافزایش هزینههای امروز ختم نخواهد شد بلکه فاصله ایران با اقتصاد جهانی مبتنیبر هوشمصنوعی را عمیقتر خواهد کرد؛ فاصلهای که آثار آن در آینده بیشاز همه بردوش نیروی انسانی متخصص و کسبوکارهای نوآور سنگینی خواهد کرد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع