به گزارش اقتصاددان به نقل از رویداد روز ، وی همچنین با نقد نظام سرمایهداری غرب، بر ضرورت خوداتکایی و تقویت تولید ملی در کشورهای در حال توسعه تأکید کرد.
چین چگونه به قدرت اقتصادی تبدیل شد؟
دکتر عبدالمجید شیخی در ابتدای این گفتوگو، با رد این دیدگاه که چین از یک اقتصاد کاملاً بسته دولتی به یک اقتصاد کاملاً آزاد و سرمایهداری تبدیل شده است، اظهار کرد: این برداشت، تصویر دقیقی از تجربه توسعه چین ارائه نمیدهد. به گفته وی، اگرچه در دوران حکومت مائو و حاکمیت کمونیستی، اقتصاد چین عمدتاً دولتی و بسته بود و فضای چندانی برای فعالیت بخش خصوصی و مشارکت عمومی به معنای واقعی وجود نداشت، اما اصلاحات اقتصادی این کشور نیز به معنای پذیرش کامل الگوی اقتصاد سرمایهداری غرب نبود.
وی افزود: چین در عمل الگوی اقتصادی مستقلی را شکل داده است که در آن، ضمن جلب حداکثری مشارکت مردم و بخش خصوصی، دولت همچنان نقش هدایتکننده،حامی و سیاستگذار را حفظ کرده و مسئولیتهای مشخصی را برای خود تعریف کرده است. از نگاه شیخی، این مسئولیتها شامل حمایت از صنایع داخلی، تقویت صنایع نوپا، توسعه علم و فناوری و کاهش وابستگی به خارج است.تفسیری کاملاً عاقلانه از خلق فرصت های اقتصادی از صفر. یعنی استفاده از توان وظرفیت داخلی از مرحله خلق دانش.
این اقتصاددان با تشریح فرآیند توسعه صنعتی چین گفت: مسئولان این کشور هرگاه با نیاز به یک کالا یا فناوری جدید مواجه میشوند، به جای اتکا به واردات، ابتدا به دنبال تولید دانش آن در داخل هستند. سپس ایده را به طرح تبدیل میکنند، در آزمایشگاه نمونه اولیه میسازند، تجهیزات و ماشینآلات مورد نیاز تولید آن را طراحی میکنند و در نهایت محصول را به مرحله تولید انبوه و تجاریسازی میرسانند. به گفته وی، چین تنها به تأمین نیاز بازار داخلی اکتفا نکرده، بلکه از ابتدا هدف خود را حضور در بازارهای جهانی و تصاحب سهم بیشتری از تجارت بینالملل قرار داده است.
شیخی تصریح کرد که دولت چین با استفاده از انواع حمایتهای مالی،بازاریابی،تامین اجتماعی، فناورانه، زیرساختی و سیاستهای صنعتی، تلاش کرده است وابستگی صنایع خود به خارج را به حداقل برساند و تولید داخلی را به مرحلهای برساند که بتواند در بازارهای جهانی رقابت کند. وی این رویکرد را مهمترین راز موفقیت اقتصادی چین دانست.
ماندگاری حزب کمونیست چین
این اقتصاددان در پاسخ به پرسشی درباره دلایل تداوم فعالیت حزب کمونیست چین، اظهار کرد که دوام حکومتهای کمونیستی را باید در چند عامل جستوجو کرد. به اعتقاد وی، نخستین عامل، ساختار اقتدارگرای این حکومتها و آنچه وی «دیکتاتوری پرولتاریا» نامید، بوده است؛ ساختاری که به گفته او، امکان شکلگیری مخالفتهای گسترده را محدود کرده است.
شیخی در ادامه با مقایسه حکومتهای کمونیستی و نظامهای سرمایهداری اظهار کرد که نباید تصور کرد اقتدارگرایی تنها به کشورهای کمونیستی محدود است. وی مدعی شد در اقتصادهای سرمایهداری نیز دیکتاتوری سخت وجود دارد. با این توضیح که دیکتاتوری به دو بخش آشکار و پنهان تقسیم میشود؛ به اعتقاد او، در کشورهای کمونیستی بخش آشکار دیکتاتوری حاکمیت پررنگتر است، اما در نظامهای سرمایهداری، بخش عمده اعمال سلطه و قدرت از طریق ساختارهای پنهان امنیتی، نظامی، اقتصادی، سیاسی و رسانهای صورت میگیرد.
وی عامل دیگر ماندگاری حکومت کمونیستی در چین را ویژگیهای فرهنگی برخی جوامع شرق آسیا دانست و گفت: در این کشورها، مردم در برابر سلطه سیاسی کمتر به سمت حرکتهای انقلابی رفتهاند؛ زیرا به اعتقاد او، ایدئولوژی تحولآفرینی مشابه آنچه در اندیشه اسلامی و فرهنگ شیعی وجود دارد، در این جوامع شکل نگرفته است.
شیخی با اشاره به تاریخ ایران اظهار کرد که جامعه ایران در طول قرنهای گذشته بارها علیه ظلم و سلطه قیام کرده و حتی مهاجمانی مانند مغولها نیز در نهایت تحت تأثیر فرهنگ اسلامی و شیعی قرار گرفتهاند. وی همچنین نقش رهبری امام خمینی(سلام الله علیه) و امام خامنه ای شهید( سلام الله علیه) را در ایجاد تحول عظیم اجتماعی و سیاسی مؤثر دانست و معتقد است چنین رهبرانی در کشورهایی مانند چین و شوروی سابق وجود نداشتهاند.
درسهایی که کشورهای در حال توسعه میتوانند از تجربه چین بگیرند
شیخی در ادامه گفتوگو، مهمترین درس تجربه چین برای کشورهای در حال توسعه را اتکا به ظرفیتهای داخلی و پرهیز از وابستگی به قدرتهای خارجی عنوان کرد.
وی با اشاره به پیام تاریخی امام خمینی(سلام الله علیه) به میخائیل گورباچف اظهار کرد که این پیام دو محور اساسی داشت؛ نخست، پیشبینی فروپاشی نظام مارکسیستی و دوم، هشدار نسبت به گرفتار شدن در دام نظام سرمایهداری غرب.زیرا طبق پیش بینی قریب الوقوع آن اسوه حسنه غرب در حال تحقق است و بخشی از آن افول تمدنی غرب در سال ۲۰۰۷ آغاز شده است.
عامل دیکر ماندگاری نظام سیاسی گذشته امثال کشور چین مبارزه جدی با فساد است که ضابط محکمی برای جلوگیری از انحراف برنامه ها و اقدامات اجرایی از مسیر منتخب توسعه بوده است که اکنون نیز با جدیت بیشتری دنبال می شود. به گفته وی، هشدار حضرت امام خمینی(س) تنها برای شوروی سابق نبود، بلکه پیامی پیامبر گونه برای جهان بود که می توانست و میتواند برای همه کشورهای در حال توسعه نیز آموزنده باشد.
این اقتصاددان افزود که پس از فروپاشی شوروی، دولت بوریس یلتسین به سمت غرب حرکت کرد، اما به اعتقاد وی، نتیجه این سیاستها چیزی جز خفت و افول موقعیت راهبردی روسیه و وابستگی بیشتر نبود. ولادیمیر پوتین بعدها با فاصله گرفتن از این رویکرد، تلاش کرد جایگاه روسیه را در نظام بینالملل احیا کند.
نقد الگوی اقتصاد سرمایهداری و توصیههای غرب
دکتر شیخی در بخش دیگری از گفتوگو، به نقد نظام سرمایهداری پرداخت و اظهار کرد که کشورهای در حال توسعه نباید تصور کنند نسخههایی که اقتصاددانان جریان اصلی غرب برای آنها تجویز میکنند، همان سیاستهایی است که کشورهای توسعهیافته خود به آن عمل کردهاند.
وی با استناد به دیدگاههای جوزف استیگلیتز، برنده جایزه نوبل اقتصاد، اظهار کرد که نظام سرمایهداری تاکنون بیش از ۱۴۰ بحران اقتصادی را پشت سر گذاشته و بحران مالی سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ نیز یکی دیگر از این بحرانها بوده است. که هنوز آتش اصلی اش زیر خاکستر است و با تحلیل قدرت سلطه گرانه حاکمان مانند فوران آتشفشان فوران خواهد کرد.
این اقتصاددان همچنین با اشاره به کتاب «انداختن نردبان» اثر هاجون چانگ، گفت: کشورهای غربی همواره به کشورهای در حال توسعه توصیه میکنند که اقتصاد خود را آزادسازی، خصوصیسازی و کوچکسازی کنند و نقش خدمات عمومی دولت را کاهش دهند، اما در عمل خود دقیقاً برخلاف این توصیهها رفتار کردهاند.
به گفته وی، دولتهای غربی با استفاده از تعرفههای گمرکی، حمایتهای مالی، یارانهها، سیاستهای پولی، حمایت از صادرات، فناوری، نیروی کار، بازارسازی و ابزارهای مختلف دیگر، از تولید داخلی خود به شدت حمایت میکنند و همین سیاستها پایه قدرت اقتصادی آنها را تشکیل داده است.
شیخی افزود: بررسیهای انجامشده از سوی وی نشان میدهد بیش از ۸۰ درصد حمایتهای دولتهای غربی متوجه تولیدکنندگان است و سهم حمایت از مصرفکنندگان به طور متوسط حدود ۲۰ درصد است. او این مسئله را نشانه اولویت دادن دولتهای غربی به قدرت اقتصادی و صنعتی خود دانست. ودر مقابل تضعیف رقبا در بازار جهانی، بویژه کشورهای در حال توسعه را با شدت هر چه تمامتر دنبال می کنند.
وابستگی به غرب؛ از دلار تا واردات کالا
شیخی در ادامه با اشاره به تحولات اقتصاد جهانی، کاهش تدریجی نقش دلار و یورو در مبادلات بینالمللی را یکی از روندهای مهم اقتصاد جهان دانست و اظهار کرد که بسیاری از کشورها به سمت استفاده از ارزهای ملی، از جمله یوان چین، روبل روسیه و سازوکارهای مالی جدید در قالب قرارداد های دو و چند جانبه پولی و بریکس حرکت کردهاند.
وی با اشاره به احتمال آزادسازی بخشی از داراییهای ایران، مدعی شد که پرداخت این منابع به صورت دلار میتواند در راستای تقویت جایگاه ارز آمریکا در اقتصاد جهانی باشد.
این اقتصاددان همچنین با انتقاد از برخی دیدگاهها درباره واردات کالاهای اساسی از آمریکا، اظهار کرد که کشورهای در حال توسعه باید در تأمین نیازهای اساسی خود بیش از هر چیز بر توان داخلی تکیه کنند و از وابستگی به واردات بپرهیزند.
محصولات تراریخته و امنیت غذایی
بخش پایانی گفتوگو به موضوع محصولات تراریخته اختصاص داشت. شیخی در این بخش با انتقاد از واردات این محصولات، مدعی شد که مصرف محصولات تراریخته میتواند آثار منفی بر سلامت انسان داشته باشد و از مسئولان حوزه سلامت و کشاورزی خواست نسبت به این موضوع حساسیت بیشتری نشان دهند. و مانع واردات روغن های خوراکی گیاهی، کنجاله ،سویا ،ذرت بویژه از آمریکای جنایتکار و کشورهایی که آلوده به تولید این محصولاتند، مانند برزیل ، آرژانتین و هند بشوند.
وی همچنین مدعی شد که برخی محصولات وارداتی الوده به استفاده مفرط از آفتکشها وکودهای شیمیایی و نیز پایین بودن کیفیت آرد و نان (ناقص با حذف سبوس و جنین گندم در آرد و نان)از عواملی هستند که میتوانند بر سلامت جامعه و کاهش نرخ باروری اثرگذار باشند و تأکید کرد که سیاستگذاران باید امنیت غذایی را در کنار امنیت اقتصادی مورد توجه قرار دهند.
شیخی در ادامه، دیدگاه خود را درباره تولید بذرهای تراریخته نیز مطرح کرد و گفت که این بذرها قابلیت تکثیر مجدد ندارند و به همین دلیل، کشور مصرفکننده را به وارد کننده مستمر وابسته تبدیل میکنند. وی این موضوع را یکی از ابعاد وابستگی اقتصادی در حوزه کشاورزی دانست.
دکتر عبدالمجید شیخی در پایان این گفتوگو، تجربه توسعه چین را نمونهای از تلفیق نقش فعال دولت، حمایت از تولید داخلی، توسعه فناوری، خوداتکایی و حضور هدفمند در بازارهای جهانی دانست و تأکید کرد کشورهای در حال توسعه برای دستیابی به رشد پایدار باید به جای اتکا به نسخههای اقتصادی غرب، بر توان داخلی، حمایت از صنایع ملی، توسعه علم و فناوری و کاهش وابستگی اقتصادی به خارج تمرکز کنند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع