آیا برای سناریوهای پیشبینینشده آمادهایم؟
دکتر مجید سجادی پناه با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : برگزاری مراسم تشیع رهبری معظم انقلاب با حضور حدود ۲۰ میلیون نفر در تهران، صرفاً یک رویداد ملی یا آیینی نیست؛ بلکه یکی از بزرگترین عملیاتهای مدیریت جمعیت در تاریخ جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود.
در چنین مقیاسی، تهران دیگر تنها یک شهر نیست؛ به سامانهای زنده، پویا و فوقحساس تبدیل میشود که کوچکترین اختلال در یکی از اجزای آن میتواند پیامدهایی گسترده در سراسر شهر ایجاد کند.
در این سطح، مسئله فقط تأمین امنیت نیست؛ بلکه آزمونی برای ظرفیت حکمرانی، هماهنگی بین دستگاهها، مدیریت بحران و تابآوری ملی است. هر تصمیم کوچک میتواند پیامدی بزرگ داشته باشد و هر تأخیر چندثانیهای در تصمیمگیری، زنجیرهای از اختلالها را فعال کند.
محیط راهبردی؛ چرا این مراسم متفاوت است؟
فضای امنیتی منطقه همچنان با عدم قطعیت همراه است. استمرار رقابتهای اطلاعاتی، شکنندگی تفاهمهای سیاسی و پیچیدگی محیط امنیتی پیرامون ایران، ایجاب میکند که هر تجمع ملی با این ابعاد، از منظر مدیریت ریسک مورد ارزیابی ویژه قرار گیرد.
از سوی دیگر، حضور همزمان مسئولان عالیرتبه، فرماندهان نظامی، شخصیتهای سیاسی و مذهبی و احتمال حضور مهمانان خارجی، سطح حساسیت مراسم را چند برابر میکند. در ادبیات مدیریت بحران، این وضعیت «حساسیت تجمعی» نامیده میشود؛ وضعیتی که در آن، تمرکز تصمیمگیران در یک نقطه، خود به یک ریسک مستقل تبدیل میشود و نیازمند حفاظت چندلایه، مسیرهای جایگزین و سناریوهای پشتیبان است.
البته چنین ارزیابیهایی به معنای وجود تهدید قطعی نیست؛ بلکه بر یک اصل شناختهشده مدیریت بحران استوار است:
تهدیدهای بزرگ، اغلب از دل احتمالهای کوچک متولد میشوند
تجربههای جهانی چه میگویند؟
تاریخ مدیریت تجمعات بزرگ نشان میدهد بسیاری از فجایع، نه بر اثر حملات مستقیم، بلکه در نتیجه زنجیرهای از خطاها و اختلالهای کوچک رخ دادهاند.
فجایع ناشی از ازدحام در مراسم حج، حادثه فستیوال «لاو پارید» آلمان و حتی برنامهریزیهای امنیتی گسترده برای بازیهای المپیک و جام جهانی، همگی یک پیام مشترک دارند؛ بحران زمانی شکل میگیرد که چند رخداد ظاهراً کماهمیت، همزمان و بدون آمادگی قبلی به یکدیگر متصل شوند.
تهدیدهای خاموش؛ بحرانهایی که بدون خشونت آغاز میشوند
خطر اصلی در تجمعهای میلیونی، الزاماً حمله یا اقدام خرابکارانه نیست؛ بلکه «رفتار جمعیت» است.افزایش تراکم، ایجاد گلوگاههای حرکتی، توقف ناگهانی جریان عبور، انتشار یک شایعه، اختلال در ارتباطات یا توقف چنددقیقهای یک خط مترو، هرکدام میتوانند به نقطه آغاز بحرانی بزرگ تبدیل شوند.
در چنین شرایطی، فشار جمعیت بهجای خشونت، عامل اصلی تلفات خواهد بود؛ همان الگویی که در بسیاری از حوادث بزرگ جهان مشاهده شده است.
از سوی دیگر، تهران شهری با ساختار شعاعی و وابستگی شدید به شبکه مترو و حملونقل عمومی است. بنابراین اختلال در یک مسیر یا یک ایستگاه، میتواند بهصورت دومینویی سایر شبکههای شهری را نیز درگیر کند.همچنین زیرساختهای حیاتی نظیر برق، مخابرات، اینترنت، سامانههای کنترل ترافیک و شبکههای امدادی نیز بهشدت به یکدیگر وابستهاند. اختلال در هر یک از این اجزا، میتواند سرعت تصمیمگیری و هماهنگی عملیات را کاهش دهد.
مدیریت افکار عمومی؛ حلقه فراموششده بحران
تجربه جهانی نشان داده است که در بحرانهای بزرگ، سرعت انتشار شایعه گاهی از سرعت حرکت نیروهای امدادی بیشتر است.یک خبر نادرست درباره بسته شدن مسیر، ریزش پل یا وقوع حادثه، میتواند هزاران نفر را به حرکت ناگهانی وادار کند. از اینرو، اطلاعرسانی سریع، شفاف، هماهنگ و مستمر، بخشی جداییناپذیر از مدیریت بحران است و نباید به مرحله پس از حادثه موکول شود.معماری پیشنهادی برای مدیریت یک ابرتجمعبرای رویدادی با این ابعاد، مدیریت بحران باید بر پایه چند اصل استوار باشد:
– فرماندهی واحد با اختیارات کامل.– تقسیم تهران به مناطق عملیاتی مستقل.– پایش لحظهای تراکم جمعیت و مسیرهای فشار.– طراحی مسیرهای متعدد تخلیه اضطراری.– حفاظت چندلایه از شخصیتها با مسیرهای مستقل.– استقرار مراکز درمانی سیار و تیمهای واکنش سریع.– ایجاد شبکههای ارتباطی پشتیبان در صورت اختلال سامانههای اصلی.– برگزاری رزمایشهای پیشینی برای سنجش هماهنگی دستگاهها.– تشکیل اتاق عملیات مشترک میان همه نهادهای مسئول.– مدیریت هوشمند افکار عمومی و مقابله سریع با شایعات.
در ابرتجمعها، بحران از یک انفجار آغاز نمیشود؛ از یک گام اشتباه، یک شایعه و چند ثانیه تأخیر آغاز میشود. هنر حکمرانی، غافلگیر نشدن است.»
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع