دکترسید حسین موسویان استاد دانشگاه پرینستون در گفتوگوی شبکه تلویزوینی العربیه عربستان با موسویان درباره بحران ایران، آمریکا و آینده امنیت خلیج فارس بیان کرد : ولیعهد عربستان میزبان نشست سران منطقه خلیج فارس برای ایجاد نظام امنیت و همکاری جمعی در منطقه شود
با ادامه جنگ؛ ایران نه تسلیم میشود و نه اجازه خواهد داد کشوری خارجی تمدن و موجودیت آن را نابود کند
کشورهای منطقه خلیج فارس نیروی نظامی مشترک برای امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز تشکیل دهند
مجری: اظهارات وزیر امور خارجه ایران مبنی بر اینکه «هیچ راهحل نظامی برای این بحران وجود ندارد»، این پرسش را مطرح کرد که اگر تهران همچنان بر شروط خود برای ازسرگیری مذاکرات تأکید دارد، مسئول بنبست کنونی چه کسی است؟
موسویان: ایران چیزی فراتر از تفاهمنامه اسلامآباد نمیخواهد. خواستههای ایران، دقیقاً بر اساس تفاهمنامه اسلامآباد است که میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا امضا شد. ایران هیچ مطالبهای فراتر از آن تفاهمنامه ندارد و تنها خواهان اجرای همان توافق است. مشکل این است که دولت آمریکا حاضر نیست به توافقی که خود رئیسجمهور آمریکا آن را امضا کرده بازگردد. از این رو، اگر قرار باشد مسئول بنبست فعلی معرفی شود، این مسئولیت متوجه واشنگتن است که به امضای خود پایبند نمانده است.
ایران همواره آماده مذاکره بوده است
مجری: آمریکا آماده مذاکره است اما ایران تمایلی نشان نمیدهد و تأکید کرده که هیچ امتیازی در موضوع هسته ای نخواهد داد.
موسویان: واقعیت دقیقاً برعکس است. پیش از جنگ ژوئن ۲۰۲۵، مذاکرات هسته ای در آستانه دستیابی به توافق نهایی قرار داشت. وزیر خارجه عمان نیز به طور علنی اعلام کرده بود که توافق بسیار نزدیک است، اما آمریکا میز مذاکره را ترک کرد و به ایران حمله نمود. همین وضعیت پس از تفاهمنامه اسلامآباد نیز تکرار شد. ایران همچنان آماده بازگشت به همان تفاهمنامه و آغاز مذاکرات است، اما دولت ترامپ اکنون خواهان توافقی کاملاً جدید شده است. به اعتقاد من، حتی اگر آمریکا به دنبال توافقی گستردهتر باشد، نخست باید به تفاهمنامه اسلامآباد بازگردد و سپس درباره توسعه آن مذاکره کند.
ترامپ اساساً به دنبال صلح نیست
مجری: شما میگویید ترامپ اساساً علاقهای به صلح ندارد؟
موسویان: برداشت من این است که راهبرد او از نخستین روز ریاستجمهوریاش در سال ۲۰۱۷ بر “تغییر رژیم” در ایران یا وادار کردن ایران به ” تسلیم” کامل استوار بوده است. ترامپ بارها به طور علنی اعلام کرده است که یا ایران باید تسلیم شود یا نابود خواهد شد. مقامات آمریکا گفته اند که هدفشان سلطه بر نفت ایران است. بنابراین، این موضوع نیازمند تحلیل پیچیدهای نیست؛ زیرا خود او بارها اهدافش را آشکارا بیان کرده است. در مقابل، ایران نه تسلیم میشود و نه اجازه خواهد داد کشوری خارجی تمدن و موجودیت آن را نابود کند. از این رو، در صورت تداوم چنین سیاستی، مقاومت ایران نیز ادامه خواهد یافت.
حل بحران تنگه هرمز در قالب تفاهمنامه اسلامآباد
مجری: امکان بازگشایی کامل تنگه هرمز وجود دارد؟ و مذاکرات غیرمستقیم حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل چه بود؟
موسویان: آمریکا همواره دو ادعا را تکرار میکند:
- نخست اینکه تأسیسات هستهای ایران به طور کامل نابود شده است؛
- دوم اینکه تنگه هرمز کاملاً باز است.
اگر هر دو ادعا درست باشد، پس جنگ پایان یافته است و رئیسجمهور آمریکا میتواند رسماً پایان جنگ را اعلام کند. اما واقعیت این است که واشنگتن همچنان از حمله مجدد سخن میگوید؛ زیرا هیچیک از این دو هدف محقق نشده است. تفاهمنامه اسلامآباد که پس از مذاکرات مستقیم در بالاترین سطح میان دو کشور حاصل شد، همچنان بهترین مبنا برای ازسرگیری مذاکرات است. اگر آمریکا به این تفاهمنامه بازگردد، ایران نیز آماده است نه تنها اجرای آن را بپذیرد، بلکه درباره گسترش توافق نیز مذاکره کند.
بیاعتمادی ایران؛ چرا تهران دیگر به واشنگتن اعتماد ندارد؟
مجری: به موضوع توافق هستهای و احتمال بازگشت به مذاکرات برگردیم. آیا ایران آماده توافق در موضوع هسته ای هست؟
موسویان: مشکل اصلی امروز، موضوع هسته ای نیست بلکه فقدان اعتماد است.
نخست، ایران و آمریکا بر سر برجام به توافق رسیدند. همه قدرتهای جهانی آن را امضا کردند و شورای امنیت سازمان ملل نیز با صدور قطعنامه، آن را تأیید کرد. ایران نیز به همه تعهدات خود پایبند بود و حتی محدودیتهایی فراتر از الزامات معاهده ان.پی.تی را پذیرفت. آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز سه سال متوالی دسترسی کامل داشت و رسماً اعلام میکرد که برنامه هستهای ایران صلحآمیز است و هیچ انحرافی مشاهده نشده است. با این حال، آمریکا از توافق خارج شد.
دوم، پس از آن نیز در دوران ریاستجمهوری ترامپ، تفاهمنامه اسلامآباد امضا شد، اما بار دیگر آمریکا از همان توافق نیز فاصله گرفت. به همین دلیل، وقتی دو توافق مهم میان ایران و آمریکا یکی پس از دیگری کنار گذاشته میشوند، طبیعی است که اعتماد به تعهدات واشنگتن بهشدت آسیب ببیند. در واقع، ترامپ نه تنها میراث اوباما، بلکه میراث دیپلماتیک خود را نیز از بین برد.
آیا ایران اهرم تنگه هرمز را از دست داده است؟
مجری: صادرات نفت از تنگه هرمز پس از جنگ افزایش یافته. آیا ایران اهرم فشار خود بر تنگه هرمز را از دست داده است؟
موسویان: خیر. صادرات کنونی نفت تنها به دلیل حضور گسترده نظامی آمریکا در منطقه امکانپذیر شده است. اما سؤال اساسی این است که آیا واشنگتن میتواند این سطح از استقرار نظامی را برای مدت طولانی حفظ کند؟ نگهداری این حجم از ناوها، هواپیماها و نیروهای نظامی، میلیاردها دلار هزینه روزانه بر آمریکا تحمیل میکند و چنین وضعیتی نمیتواند دائمی باشد. بنابراین، آنچه امروز مشاهده میشود، یک وضعیت موقت است و آمریکا خود نیز میداند که کنترل پایدار تنگه هرمز از طریق حضور دائمی نظامی امکانپذیر نیست.
آیا ایران توان مقاومت در برابر آمریکا را دارد؟
مجری: آیا ایران از نظر اقتصادی میتواند فشارهای آمریکا را تحمل کند؟
موسویان: بدون تردید آمریکا ابرقدرت جهانی است و از نظر اقتصادی و نظامی توان بسیار بیشتری دارد. اما در مقابل، ایران بیش از چهار دهه است که تحت شدیدترین تحریمهای تاریخ قرار دارد و جامعه ایران با زندگی در شرایط فشار و تحریم سازگار شده است. به همین دلیل، معتقدم ایران همچنان توان مقاومت در برابر این فشارها را خواهد داشت.
ادعای تأسیسات جدید هستهای در کوه کلنگ دروغ است
مجری: در بخش بعدی، گزارشهای رسانههای غربی حاکی از ساخت تأسیسات جدید در منطقه «کوه کلنگ» است. آیا ایران در حال بازسازی برنامه هستهای خود است؟
موسویان: این گزارشها گمراهکنندهاند. ایران شش سال پیش، در سال ۲۰۲۰، رسماً ایجاد تأسیسات جدید در کوه کلنگ را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرده بود. بنابراین، این مرکز نه مخفی است و نه جدید. ممکن است پس از حملات آمریکا، ایران برخی فعالیتهای هستهای خود را بازسازی یا توسعه دهد، اما این به معنای ایجاد یک سایت مخفی جدید نیست.
آیا ایران به سمت ساخت سلاح هستهای خواهد رفت؟
مجری: آیا جنگ اخیر ممکن است ایران را به سمت ساخت سلاح هستهای سوق دهد؟
موسویان: واقعیتهای موجود چیز دیگری را نشان میدهد. ایران پس از انقلاب اسلامی همچنان عضو معاهده عدم اشاعه باقی مانده است. هیچ کشوری در تاریخ معاهده ان.پی.تی به اندازه ایران مورد بازرسی قرار نگرفته است. حتی آخرین گزارشهای آژانس نیز تأکید میکنند که هیچ مدرکی درباره انحراف برنامه هستهای ایران به سمت ساخت سلاح وجود ندارد.
در مقابل، تنها کشوری که در خاورمیانه دارای سلاح هستهای است، اسرائیل است؛ اما هیچ تحریم یا فشاری علیه آن اعمال نمیشود.
ایران نه تنها شدیدترین بازرسیها را پذیرفته، بلکه در برجام نیز محدودیتهایی را قبول کرد که هیچ کشور دیگری تاکنون نپذیرفته است. علاوه بر این، در مذاکرات با تیم ترامپ نیز ایران آمادگی خود را برای تعلیق غنیسازی به مدت پنج تا ده سال اعلام کرده بود؛ امتیازی که حتی فراتر از برجام محسوب میشد. بنابراین، مشکل اصلی هرگز آمادگی ایران برای توافق نبوده، بلکه نبود اراده سیاسی در واشنگتن بوده است.
حمله به ایران چه پیامی برای جهان داشت؟
مجری: عواقب حمله نظامی به ایران چیست؟
موسویان: نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که کشوری که عضو معاهده ان.پی.تی باقی مانده، بالاترین سطح شفافیت را پذیرفته و تحت شدیدترین بازرسیها قرار داشته است، سرانجام توسط دو قدرت هستهای مورد حمله نظامی قرار گرفت؛ بدون آنکه شورای امنیت یا آژانس این حمله را محکوم کنند. چنین تجربهای فقط بر افکار عمومی ایران تأثیر نمیگذارد، بلکه این پیام را به بسیاری از کشورها منتقل میکند که شاید تنها تضمین واقعی امنیت ملی، برخورداری از بازدارندگی هستهای باشد. این یکی از خطرناکترین پیامدهای جنگ اخیر برای رژیم جهانی عدم اشاعه است.
آیا هنوز امکان دستیابی به توافق وجود دارد؟
مجری: آیا با وجود جنگ، تحریمها و بیاعتمادی عمیق، هنوز راهی برای توافق میان ایران و آمریکا باقی مانده است؟
موسویان: همیشه راهحل دیپلماتیک وجود دارد، اما این امر مستلزم آن است که هر دو طرف واقعیتهای جدید را بپذیرند.
واقعیت نخست آن است که آمریکا با توسل به جنگ نتوانست اهداف سیاسی خود را محقق کند. نه ایران تسلیم شد، نه تغییر رژیم رخ داد و نه بحران پایان یافت.
واقعیت دوم آن است که سیاست فشار حداکثری نیز طی سالهای گذشته نتوانسته ایران را به پذیرش خواستههای واشنگتن وادار کند. بنابراین، ادامه همان سیاستها بعید است نتیجه متفاوتی به همراه داشته باشد.
لذا بهترین راه، بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد است. این تفاهمنامه حاصل مذاکرات مستقیم میان اقای قالیباف رئیس مجلس ایران و اقای ونس معاون رئیس جمهور آمریکا بود که به امضاء رؤسای جمهور رسید و میتواند مبنای ازسرگیری گفتوگوها قرار گیرد.
اما مذاکراتی که محدود به موضوع هسته ای باشد، به نتیجه نمیرسد. چون تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که توافقهای محدود و مقطعی دوام چندانی ندارند. آنچه مورد نیاز است، یک توافق جامع است که علاوه بر برنامه هستهای، به ریشههای اصلی بحران نیز بپردازد.
امنیت خلیج فارس باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود
موسویان: از جمله موضوعات مهم آینده امنیت خلیج فارس است که نباید به رقابت قدرتهای خارجی وابسته بماند. ایران، عراق و شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس باید مسئولیت اصلی امنیت منطقه را خود بر عهده بگیرند.
چنین چارچوبی میتواند بر پایه اصول زیر شکل گیرد:
- احترام متقابل به حاکمیت کشورها؛
- عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر؛
- اعتمادسازی نظامی و امنیتی؛
- تضمین آزادی کشتیرانی؛
- همکاری اقتصادی و انرژی؛
- و حل اختلافات از طریق گفتوگو.
به باور من، امنیت پایدار زمانی به دست میآید که همه کشورهای ساحلی احساس کنند در امنیت منطقه سهم و مسئولیت مشترک دارند.
پیشنهاد به ولیعهد عربستان سعودی
آینده منطقه نه با جنگ تعیین خواهد شد و نه با تحریم. راهحل واقعی، دیپلماسی جامع است. اگر من جای محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی بودم، سران کشورهای حوزه خلیج فارس را دعوت میکردم تا در نشستی مشترک، گفتگو در مورد ایجاد نظام همکاری و امنیت جمعی در خلیج فارس را شروع کنند. نظامی که امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز و صدور انرژی را تامین کند و نگرانیهای امنیتی و نظامی متقابل را برطرف کند.
کشورهای عربی نگرانی در مورد حمایت ایران از حزب الله و حماس و حوثی ها دارند. ایران هم نگرانیهای متقابل دارد همچون در اختیار قراردادن پایگاه نظامی برای حمله به ایران یا حمایت کشورهای عربی از گروهکهای تروریستی مثل منافقین خلق . خلیج فارس نیازی به حضور نیروی نظامی خارجی ندارد. کشورهای منطقه خلیج فارس میتوانند یک نیروی نظامی مشترک برای امنیت خلیج فارس تشکیل دهند.
مدل همکاری اروپایی در خلیج فارس
مجری: اما با وجود حمله ایران به کشورهای عربی همسایه و حمایت ایران از حوتی ها، آیا این پیشنهاد شما شانسی دارد؟
موسویان: آمریکا از پایگها های نظامی مستقر در کشورهای عربی همسایه به ایران حمله کرد. واقعیت این است که ایران از پایگاههای نظامی کشورهای عرب همسابه مورد تجاور قرار گرفته است. کشورهای عربی همسایه از تجاوز صدام به خاک ایران هم حمایت کردند. منتهی ایجاد نظام همکاری جمعی در منطقه خلیج فارس نه تنها امکان پذیر است بلکه تنها گزینه صلح پایداردر منطقه است.
اروپا بهترین نمونه برای چنین تحولی است. آلمان، فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی پس از دو جنگ جهانی و دههها خونریزی، به این نتیجه رسیدند که امنیت از طریق رقابت تسلیحاتی حاصل نمیشود. آنها با ایجاد نهادهای مشترک، همکاری اقتصادی و سپس اتحادیه اروپا، دشمنیهای تاریخی را به مشارکت و توسعه تبدیل کردند. همین تجربه میتواند برای خلیج فارس نیز الهامبخش باشد. همانگونه که اروپا توانست از دل جنگ، صلحی پایدار ایجاد کند، کشورهای منطقه نیز میتوانند با ایجاد یک نظام همکاری و امنیت جمعی، آیندهای باثباتتر برای نسلهای بعدی رقم بزنند.
چکیده اظهارات سید حسین موسویان در گفتوگوی با شبکه تلویزیونی العربیه عربستان
- بحران کنونی میان ایران و آمریکا صرفاً یک اختلاف هستهای نیست، بلکه بازتاب یک تقابل ژئوپلیتیکی عمیقتر است که طی چند دهه شکل گرفته است.
- ایران همچنان بر اجرای تفاهمنامه اسلامآباد تأکید دارد و خواسته جدیدی فراتر از آن مطرح نکرده است. از دید تهران، مشکل اصلی آن است که آمریکا به توافقی که خود امضا کرده بازنگشته است.
- تجربه چهار دهه گذشته نشان میدهد که ایران در مقاطع مختلف، از همکاری در افغانستان تا برجام و تفاهمنامه اسلامآباد، وارد مذاکرات جدی شده است؛ اما این آمریکا بوده که از توافقها خارج شده یا مسیر دیپلماسی را متوقف کرده است.
- مهمترین مانع پیشرفت مذاکرات امروز، فقدان اعتماد متقابل است. خروج آمریکا از برجام و سپس کنار گذاشتن تفاهمنامه اسلامآباد، اعتماد ایران به تعهدات واشنگتن را به شدت تضعیف کرده است.
- جنگهای اخیر نشان داد که راهبرد نظامی قادر به تحقق اهداف سیاسی نیست. نه تغییر رژیم در ایران رخ داد، نه ایران تسلیم شد و نه بحران پایان یافت.
- سیاست فشار حداکثری نیز در دستیابی به اهداف اعلامشده آمریکا موفق نبوده است. بنابراین، ادامه همان سیاستها بعید است نتیجه متفاوتی به همراه داشته باشد.
- حمله نظامی به کشوری که عضو معاهده ان.پی.تی است و تحت گستردهترین بازرسیهای آژانس قرار دارد، اعتبار رژیم جهانی عدم اشاعه را با چالش جدی مواجه کرده و میتواند پیام خطرناکی برای سایر کشورها ارسال کند.
- ایران همچنان عضو معاهده ان.پی.تی باقی مانده و آژانس بینالمللی انرژی اتمی تاکنون مدرکی مبنی بر انحراف برنامه هستهای ایران به سوی تولید سلاح هستهای ارائه نکرده است.
- اگرچه گزارشهایی درباره تأسیسات «کوه کلنگ» منتشر شده، اما این تأسیسات شش سال پیش به آژانس اعلام شده بود و موضوع تازه یا مخفی محسوب نمیشود.
- حضور گسترده نیروهای نظامی آمریکا ممکن است به طور موقت امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز را حفظ کند، اما چنین وضعیتی از نظر اقتصادی و نظامی قابل دوام نیست.
- امنیت پایدار خلیج فارس باید توسط هشت کشور ساحلی خلیج فارس تأمین شود، نه از طریق رقابت قدرتهای خارجی.
- این چارچوب باید بر اصول عدم مداخله، احترام متقابل، اعتمادسازی، امنیت دریایی، همکاری اقتصادی و گفتوگوی مستمر استوار باشد.
- ولیعهد عربستان میزبان نشست سران منطقه خلیج فارس برای ایجاد نظام امنیت و همکاری جمعی در منطقه شود
- با ادامه جنگ؛ ایران نه تسلیم میشود و نه اجازه خواهد داد کشوری خارجی تمدن و موجودیت آن را نابود کند
- کشورهای منطقه خلیج فارس نیروی نظامی مشترک برای امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز تشکیل دهند
- تجربه اتحادیه اروپا و سازمان امنیت و همکاری اروپا نشان میدهد که حتی دشمنان تاریخی نیز میتوانند از طریق نهادسازی، همکاری اقتصادی و گفتوگوی مستمر، رقابت را به همکاری و صلح پایدار تبدیل کنند.
- همین الگو میتواند مبنای ایجاد نظام همکاری و امنیت جمعی در خلیج فارس باشد.
- مذاکرات آینده نباید صرفاً به موضوع هستهای محدود شود، بلکه باید در قالب یک توافق جامع، روابط ایران و آمریکا، امنیت خلیج فارس، آزادی کشتیرانی، همکاری اقتصادی منطقهای و کاهش تهدیدات متقابل را نیز در بر گیرد.
- تفاهمنامه اسلامآباد میتواند بهترین نقطه آغاز برای ازسرگیری مذاکرات مستقیم و حرکت به سوی چنین توافق جامعی باشد.
- نه جنگ و نه تحریم قادر به حل بحران نیستند. تنها راهحل پایدار، دیپلماسی جامع، احترام متقابل، پذیرش منافع مشروع همه طرفها و ایجاد یک معماری جدید امنیتی و همکاری منطقهای است.
Ex-Iranian Nuclear Negotiator: ‘US Attacks Mean Iran Will Not Stop Nuclear Activity’
Key Points from Al-Arabiya Interview with Mousavian
- The current confrontation between Iran and the United States is no longer simply a nuclear dispute. It reflects a much broader geopolitical conflict that has evolved over several decades.
- Iran continues to support the Islamabad Memorandum of Understanding and has not introduced new demands beyond what was agreed. From Tehran’s perspective, the current impasse stems from Washington’s unwillingness to implement an agreement that it signed itself.
- Over the past four decades, Iran has repeatedly engaged in diplomacy—from cooperation in Afghanistan after 9/11, to the JCPOA, and most recently the Islamabad Memorandum. In each case, Tehran believes it was the United States that ultimately abandoned or undermined the diplomatic process.
- The principal obstacle today is the profound erosion of mutual trust. The U.S. withdrawal from the JCPOA, followed by its failure to implement the Islamabad Memorandum, has severely damaged Iranian confidence in American commitments.
- The military confrontations of recent years have demonstrated that military force cannot achieve political objectives. Neither regime change nor Iranian capitulation occurred, and the underlying conflict remains unresolved.
- Likewise, the policy of maximum pressure has failed to accomplish Washington’s stated objectives. Continuing the same strategy is therefore unlikely to produce different results.
- Military attacks against a country that remains a member of the Nuclear Non-Proliferation Treaty (NPT) and has been subject to the most extensive IAEA inspections undermine the credibility of the global non-proliferation regime and send a dangerous signal to the international community.
- Iran remains an NPT member, and the IAEA has not presented evidence that Iran has diverted its declared nuclear program toward the production of nuclear weapons.
- Reports regarding the Kuh-e Kolang nuclear facility should be viewed in their proper context. According to Iran, the site was declared to the IAEA years ago and is neither a newly discovered nor a clandestine facility.
- The current U.S. military presence may temporarily safeguard maritime traffic through the Strait of Hormuz, but maintaining such a massive deployment indefinitely is neither economically nor strategically sustainable.
- Lasting security in the Persian Gulf should ultimately be the responsibility of the eight littoral states, rather than external military powers.
- Such a regional framework should be built upon the principles of mutual respect, non-interference, confidence-building, maritime security, economic cooperation, and sustained political dialogue.
- Europe’s own experience demonstrates that even historic rivals can transform conflict into cooperation. The evolution from centuries of warfare to the European Union and the Organization for Security and Co-operation in Europe (OSCE) offers valuable lessons for the Persian Gulf.
- A comparable collective security and cooperation framework among the Persian Gulf littoral states could provide the foundation for lasting regional stability.
- Future negotiations should not be confined to the nuclear issue alone. A comprehensive settlement should also address U.S.-Iran relations, Persian Gulf security, freedom of navigation, regional economic cooperation, and mechanisms to reduce mutual security threats.
- Saudi Crown Prince Mohammed bin Salman should take the initiative to convene a summit of the Persian Gulf leaders to establish a framework for collective security and regional cooperation.
- The Persian Gulf states should establish a joint regional military task force to assume primary responsibility for the security of the Persian Gulf and the Strait of Hormuz.
- The Islamabad Memorandum offers the most practical foundation for restarting direct negotiations and advancing toward such a comprehensive agreement.
- If the war continues, Iran will neither surrender nor allow any foreign power to destroy its civilization or its national existence.
- Neither war nor sanctions can resolve this conflict. A durable solution requires comprehensive diplomacy, mutual respect, recognition of the legitimate interests of all parties, and the creation of a new regional security architecture based on cooperation rather than confrontation.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع