اقتصاد چرخشی؛ گذار استراتژیک از مدل «تولید-دورریز» به عصر «معادن شهری»

اقتصاددان _ اقتصاد توسعه|| در شرایطی که جهان با محدودیت منابع طبیعی و بحرانهای زیست‌محیطی دست‌وپنجه نرم می‌کند، پارادایم «اقتصاد چرخشی» (Circular Economy) دیگر نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای بقای صنایع و امنیت اقتصادی کشورهاست. دکتر حجت بقایی، مشاور تحقیق و توسعه، این گذار را نه تنها یک تغییر زیست‌محیطی، بلکه یک انقلاب در مهندسی و مدیریت منابع قلمداد می‌کند که می‌تواند ایران را از وابستگی به واردات مواد خام رها کرده و زنجیرۀ تأمین صنایع داخلی را بازتعریف نماید.
در تحلیل دکتر بقایی، اقتصاد چرخشی به مثابه یک ساختار نظام‌مند تعریف می‌شود که مدل خطی «استخراج، تولید، مصرف و دورریز» را به چالش می‌کشد.
در این مدل نوین، مفهوم «زباله» به طور کامل از چرخه حذف شده و پسماندِ یک فرآیند صنعتی، به عنوان ماده اولیه و کانسنگِ ارزشمند برای فرآیند بعدی شناخته می‌شود. این نگاه مبتنی بر فلسفۀ «گهواره تا گهواره» (Cradle to Cradle) است؛ جایی که کالاها به‌گونه‌ای طراحی می‌شوند که پس از پایان عمر مفید، بدون افت کیفیت، قابلیت بازگشت به چرخه تولید را داشته باشند.
✓ ارکان سه‌گانه عملیاتی در اقتصاد چرخشی: برای پیاده‌سازی این نظام در صنایع داخلی، می‌توان یک چارچوب عملیاتی در سه شاخه اصلی تعریف کرد که نیازمند بازنگری در حوزه‌های مهندسی و مدیریت کسب‌وکار است:
نخست_ طراحی برای بازیابی: نخستین حلقۀ این زنجیره، «مهندسیِ معکوس‌پذیر» است. تولیدکنندگان باید محصولات خود را با در نظر گرفتن فرآیند بازیافت طراحی کنند. محصولاتی که با چسبهای غیرقابل‌بازگشت یا اتصالات جوشی غیرماژولار ساخته می‌شوند، عملاً دشمنان اقتصاد چرخشی هستند. در این رویکرد، مهندسان ملزم هستند قطعات را به گونه‌ای طراحی کنند که در پایان عمر محصول، به‌راحتی جدا شده و به چرخه تولید بازگردند.
دوم_ مدل «محصول به مثابه خدمت»: این شاخه، مدل کسب‌وکار سنتی را دگرگون می‌کند. در این پارادایم، شرکتها به‌جای فروشِ صرفِ کالا، «خدمت» ارائه می‌دهند. برای مثال، تولیدکننده به جای فروش یک سیستم روشنایی، روشنایی را می‌فروشد. در این حالت، مالکیت محصول نزد تولیدکننده باقی می‌ماند و او انگیزه دارد محصولی بادوام، تعمیرپذیر و با قابلیت بازیافت حداکثری تولید کند. این مدل نه‌تنها مصرف‌گرایی افراطی را کنترل می‌کند، بلکه عمر مفید تجهیزات را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد.
سوم_ استخراج از «معادن شهری»: این بخش، قلب تپنده اقتصاد چرخشی در عصر دیجیتال است. پسماندهای الکترونیک، پنلهای خورشیدی مستعمل و تجهیزات مخابراتی، به جای تلقی شدن به عنوان زباله، «معدنهای شهری» محسوب می‌شوند. فناوریهای نوین هیدرومتالورژی و شیمی پیشرفته، اکنون این امکان را فراهم کرده‌اند که عناصر گرانبهایی همچون لیتیوم، نقره و سیلیکون با خلوص بسیار بالا از این تجهیزات استخراج شوند. ایجاد زنجیرۀ رسمی برای جمع‌آوری و فرآوری این «معدنهای شهری»، امنیت تأمین مواد اولیه برای صنایع کشور را تضمین کرده و نیاز به واردات را کاهش می‌دهد.
✓ چشم‌انداز آینده و ضرورت تربیت نسل جدید متخصصان: طبق نظر دکتر بقایی، پیاده‌سازی این مدل در ایران، مستلزم یک تغییر نگاه بنیادین در سطوح مدیریتی و آموزشی است. بزرگترین چالش، «شکاف مهارتی» موجود است. ما نیازمند تربیت نسلی از مهندسان هستیم که وقتی با یک گوشی موبایل یا لپ‌تاپ مستعمل روبرو می‌شوند، به جای یک شیء زائد، «منابع ثانویه» را ببینند.
اقتصاد چرخشی، «اقتصادِ بیشترین بهره‌وری از کمترین منبع» است و پیوند میان دانش فنی، قوانین حمایتی و بازار کار را به عنوان موتور محرک توسعه می‌بیند. با ایجاد این زیرساخت، نه تنها چالشهای زیست‌محیطی مدیریت می‌شود، بلکه فرصتهای شغلی پایداری در حوزه‌های فنی، مهندسی مواد و مدیریت پسماند ایجاد خواهد شد که به مراتب ارزش‌افزوده‌تر از مشاغل سنتی در این حوزه است. در نهایت، گذر به اقتصاد چرخشی، تنها راه عبور از اقتصادِ مبتنی بر تخریب منابع و ورود به عصر «تولید هوشمند» است.

./. ./. ./.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 5 =

پربازدیدترین ها