گزارش اختصاصی|| در حالی که تحلیلهای رسمی و آماری مدام از واژۀ «فرار سرمایه» سخن میگویند، واقعیتِ نهفته در لایههای پنهانِ اقتصاد سیاسی ایران، حکایتی فراتر از نمودارهای ترسیمی دارد؛ حکایتی از سرمایههایی که نه تنها از مرزها عبور کردهاند، بلکه در دو جهتِ کاملاً متضاد، هویت خود را بازتعریف کردهاند.
به گزارش اقتصاددان _ دکتر حجت بقایی؛ مشاور تحقیق و توسعه، در گفتگویی با خبرنگاران، واقعیتِ تلخِ امروز اقتصاد ایران، تحت عنوان «اقتصاد در تبعید» بیان کرد. از نظر ایشان، ما با دو جریان موازی روبرو هستیم که اگرچه در ظاهر با هم تفاوت دارند، اما در مقصد، به یک نقطۀ مشترک میرسند: یکی بخشی از منابع ملی را تحت نام «توسعۀ نفوذ و ایدئولوژی» به جبهههای فرامرزی در منطقه هدایت میکند و بخش دیگر، با واسطهگریِ همان کسانی که وظیفۀ حفظ منافع داخلی را داشتند، در بازارهای امنِ غرب و همسایگان، به دنبال «امنیتِ دلاری» است.
✓ تئوری «آشوبِ پرسود»:
نکتۀ کلیدی در این تحلیل، تلاقیِ منافعِ دو طیفِ به ظاهر متضاد است؛ کسانی که دغدغۀ پروژههای مذهبی در آفریقا را دارند و کسانی که در تورنتو و دبی مشغول برجسازی هستند. دکتر بقایی این وضعیت را حاصلِ شکلگیری «تئوری آشوبِ پرسود» مینامد.
به باور ایشان، برای ذینفعانی که سرمایۀ خود را در خارج از ایران به داراییهای ثابت تبدیل کردهاند، «ثبات و آرامشِ اقتصادی در ایران» یک ریسکِ بزرگ محسوب میشود. اگر ارزش پول ملی تقویت شود و چرخ تولید داخلی حرکت کند، آن حاشیۀ سودِ هنگفتی که از «آشفتگیِ بازارِ داخلی» حاصل میشود، از بین خواهد رفت. از این رو، هم جریانهای ایدئولوژیک و هم تجارِ مهاجر، در یک توافقِ نانوشته، نیازمندِ تداومِ بیسروسامانی هستند؛ چرا که وضعیت فعلی، سودآورترین حالت ممکن برای این طیف از ذینفعان است.
✓ دعوتنامهای از درون:
در بحثِ تهدیدات خارجی، دکتر بقایی از نگاهی متفاوت به مسئله مینگرد. برخلاف تمرکز بر فشارها و حملات دشمن، ایشان معتقد است که هیچ قدرت خارجی بدون دریافت «دعوتنامه» از درون، جسارتِ تعرضِ جدی نخواهد داشت. این دعوتنامه، همان ضعفهای ساختاری و ازهمگسیختگیِ منافع ملی است.
وقتی سرمایهگذار داخلی، کشورش را «ناامن» میبیند و بهجای کارخانه، سرمایهاش را در برجهای دبی یا کانادا دفن میکند، در واقع با این پیام به دشمن روبرو میشود که: «اینجا خانه نیست، اینجا محلِ بهرهکشی است». به تعبیر ایشان، دشمن تنها زمانی قدرت مانور مییابد که ببیند ستونهای داخلی یک کشور، پیش از رسیدنِ او، سست شدهاند.
✓ بازگشت به ریشهها:
این تحلیل که از نگاهی سیستمی و فراتر از رویکردهای صرفاً مدیریتی یا فنی است، در نهایت به یک ضرورتِ بنیادین ختم میشود: بازگرداندنِ اولویتِ منافع ملی به داخل مرزها.
دکتر بقایی با نگاهی که از تجربیات زیستۀ ایشان در بطنِ صنعت و رسانه برمیآید، تاکید میکند که اگر این سرمایهها بهجای «پرواز»، در اینجا «ریشه» میدواندند، امروز نه از تهدیدِ دشمن خبری بود و نه از تلاطمهای اقتصادی. با این حال، مسیرِ بازگرداندنِ این جریانها، به دلیل وجود ذینفعانِ بیشمارِ بحران، مسیری دشوار و پرچالش خواهد بود.
_ اقتصاددان _ گروه فرهنگ توسعه