اسرائیل مجددا به ایران حمله می‌کند

 حتی اگر بهای آن رویارویی با رئیس‌جمهور آمریکا باشد

دکتر مجید سجادی پناه با درج یادداشتی دراقتصاددان نوشت : سال‌ها این گزاره در ادبیات سیاسی منطقه تکرار می‌شد که اسرائیل بدون چراغ سبز واشنگتن قادر به آغاز یک جنگ بزرگ علیه ایران نیست. اما اکنون برخی نشانه‌ها از شکل‌گیری وضعیتی متفاوت حکایت دارد؛ وضعیتی که در آن تل‌آویو ممکن است هزینه رویارویی سیاسی با رئیس‌جمهور آمریکا را بپذیرد، اما از حمله به ایران صرف‌نظر نکند.
اظهارات اخیر مقامات اسرائیلی حامل پیام مهمی است. از یک سو رسانه‌های اسرائیلی تأکید می‌کنند که ارتش برای حمله آماده است و تنها منتظر تصمیم سیاسی است. از سوی دیگر، یک منبع سیاسی نزدیک به دولت نتانیاهو تصریح می‌کند که پاسخ به ایران باید انجام شود «حتی اگر بهای آن رویارویی با رئیس‌جمهور آمریکا باشد».
اگر این ارزیابی درست باشد، نشانه ورود روابط آمریکا و اسرائیل به مرحله‌ای جدید است؛ مرحله‌ای که در آن اختلافات تاکتیکی می‌تواند آشکارتر از گذشته شود.
نخستین نشانه این رویارویی، شکاف در اهداف است. ترامپ به دنبال مدیریت بحران و جلوگیری از جنگی است که می‌تواند مذاکرات و دستاوردهای سیاسی او را نابود کند. اما نتانیاهو ممکن است معتقد باشد که پنجره مهار ایران محدود است و نباید آن را به ملاحظات انتخاباتی یا دیپلماتیک واشنگتن گره زد.
دومین نشانه، تفاوت در زمان‌بندی است. برای آمریکا، تأخیر در درگیری یک موفقیت محسوب می‌شود؛ اما برای اسرائیل، تأخیر ممکن است به معنای از دست رفتن فرصت راهبردی باشد. از این منظر، هر روزی که می‌گذرد می‌تواند به تعارض بیشتر میان دو طرف منجر شود.
سومین نشانه، رفتار میدانی است. اگر واشنگتن علناً خواستار خویشتنداری باشد اما اسرائیل حملات خود را ادامه دهد، این پیام به منطقه مخابره خواهد شد که تل‌آویو حاضر است در برخی پرونده‌های حیاتی مستقل از خواست کاخ سفید عمل کند.
چهارمین نشانه، جنگ روایت‌هاست. در چنین شرایطی احتمال دارد مقام‌های آمریکایی از تصمیمات اسرائیل فاصله بگیرند و همزمان مقام‌های اسرائیلی تلاش کنند ضرورت امنیتی اقدامات خود را برجسته کنند. این وضعیت می‌تواند به شکل‌گیری شکاف رسانه‌ای کم‌سابقه میان دو متحد منجر شود.
با این حال نباید فراموش کرد که رویارویی سیاسی الزاماً به معنای گسست راهبردی نیست. تاریخ روابط آمریکا و اسرائیل نشان می‌دهد که دو طرف بارها در تاکتیک‌ها اختلاف داشته‌اند، اما در اهداف کلان امنیتی همچنان همسو باقی مانده‌اند. از این رو ممکن است آنچه امروز به‌عنوان اختلاف دیده می‌شود، فردا در قالب یک تفاهم جدید بازسازی شود.
اما صرف طرح این گزاره که «اسرائیل حتی به بهای رویارویی با رئیس‌جمهور آمریکا به ایران حمله خواهد کرد» به خودی خود حامل یک تحول مهم است؛ زیرا نشان می‌دهد در نگاه بخشی از نخبگان اسرائیلی، تهدید ادراک‌شده از سوی ایران آن‌قدر بزرگ است که حتی تنش با مهم‌ترین متحد بین‌المللی نیز هزینه‌ای قابل پذیرش تلقی می‌شود.
اگر این روند ادامه یابد، پرسش اصلی دیگر این نخواهد بود که آیا اسرائیل بدون حمایت آمریکا به ایران حمله می‌کند یا نه؛ بلکه این خواهد بود که آمریکا در برابر حمله‌ای که نتوانسته مانع آن شود، چه موضعی اتخاذ خواهد کرد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − 12 =