جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : گزارش ۳۷ صفحهای علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیس جمهور بیش از آنکه یک سند دولتی باشد مُهر تأییدی ست بر آنچه مدتهاست در کوچه و خیابان فریاد زده میشود و گوشهای حاکمیت ترجیح دادهاند نشنوند. پیمایش اردیبهشت ۱۴۰۵ مرکز افکار سنجی پرده از حقیقتی برداشته که دیگر حتی در آمارهای رسمی هم پنهانشدنی نیست: ۶۳ درصد ایرانیان خشمگین اند. این عدد نه فقط یک دادهی آماری که صدایِ خُرد شدنِ استخوانهای طبقهای ست که زیر چرخ دندههای ناکارآمدی و فقر له شدهاند. وقتی ۸۱ درصد جامعه برای تأمینِ بدیهی ترین نیازِ حیات یعنی غذ با بحران روبهرو هستند و ۵۴ درصدِ جمعیت اعتراف میکنند که درآمدشان حتی برای زنده ماندن هم کفاف نمیدهد.
انتظارِ آرامش داشتن از این جامعه نه تنها ساده لوحی که توهین به شعور ملتی ست که در محاصرهی فقر نادیده گرفته شده است. آنچه این گزارش را تکان دهندهتر میکند فرو پاشیِ عمودی و افقیِ اعتماد است. وقتی اعتماد عمومی به نهادهای حکومتی و حتی میانِ خودِ مردم به زیر ۳۰ درصد رسیده یعنی اجتماع از درون در حال فرسایش است. با این حال در کمالِ تعجبِ تندروهایِ گرم سخن ؛ اکثریتِ همین مردمِ عصبانی مسیرِ مذاکره را بر جنگ ترجیح میدهند. این نه از سرِ ضعف که نشانی از بلوغِ دردی ست که میداند جنگ هدیهای ست برای ویرانیِ کاملِ معیشتِ نداشته شان. مردم بیثباتی نمیخواهند ؛ آنها زندگی میخواهند و تغییر. تغییری که شکافِ میانِ سفرههای خالی و وعدههای تو خالی را پر کند. نکتهی تراژیک اما اینجاست که این گزارش که روی میزِ نهادهای تصمیم گیر است ثابت میکند که حاکمیت دقیقاً میداند در زیر پوست شهر چه خبر است اما خود را به کوچه علی چپ زده است. آنها آمارِ خشم را دارند ؛ فقر را لمس کردهاند و از فرو پاشیِ اعتماد باخبرند.
اما چرا هیچ تغییری رخ نمیدهد؟ پاسخ ساده و در عین حال دردناک است. در راهروهای قدرت هیچ ارادهای برای بهبود این وضعیت وجود ندارد. دولتهایی که گزارش های خودشان را هم به بازی میگیرند در واقع درگیرِ یک روزمرگیِ ویرانگر شدهاند. آنها خشمِ ۶۳ درصدیِ مردم را میبینند اما ترجیح میدهند آن را با مسکّنهایِ موقت یا سرکوبهایِ روانی نادیده بگیرند چرا که اصلاحِ معیشت و تعامل با جهان مستلزمِ عقب نشینی از ایدئولوژیهایِ شکست خوردهای ست که بقایِ سیاسیِ آنها به آن گره خورده است. گزارش نویسی های محرمانه ؛ دردی از مردمِ عریان در برابرِ تورم دوا نمیکند. خشمِ فرو خفتهیِ جامعهای که اعتمادش به پایین ترین سطحِ تاریخی رسیده منتظرِ تحلیلهای ۳۷ صفحهایِ شما نمیماند. شما حقیقت را میدانید، ؛ اما ارادهتان در چنبرهیِ منافعِ کوتاه مدت و تعصباتِ ایدئولوژیک به زنجیر کشیده شده است. همین بحرانِ بی اراده بودن و بی تقاوتی ؛ خطرناکتر از هر بحرانِ دیگری است.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع