گزارش «اقتصاد توسعه» از پدیده «صنعتیشدنِ تحریم»؛ وقتی «بحران» نانآورِ دلالان میشود
(در گفتگو با حجت بقایی؛ مشاور تحقیق و توسعه)
بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند که تحریمها از یک «وضعیت اضطراری» به یک «مدل کسبوکار» تغییر ماهیت دادهاند؛ پدیدهای که در آن شبکههای واسطهگری، نه تنها به دنبال رفع موانع نیستند، بلکه بقای خود را در تداومِ وضعیتِ غیرطبیعی میبینند.
اقتصاددان به نقل از اقتصاد توسعه// سالهاست که واژه «تحریم» در ادبیات سیاسی و اقتصادی ایران، مترادف با محدودیت، فشار و سدِ راهِ تولید بوده است. اما بررسیهای میدانی و تحلیلهای اخیر در ستادهای تحقیق و توسعه صنعتی نشان میدهد که این مفهوم، دستخوش استحالهای عمیق شده است.
امروز، تحریم دیگر تنها یک مانع بیرونی نیست؛ بلکه به یک «صنعت» تبدیل شده است؛ صنعتی که در آن، «بحران» نه یک تهدید، بلکه «فرصت» محسوب میشود.
✓ پارادایمِ جدید؛ تحریم به مثابه مدل کسبوکار:
تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که ما با یک گذارِ خطرناک روبهرو هستیم. در مدلهای سنتی، فعالان اقتصادی برای رفع تحریمها تلاش میکردند تا به بازارهای جهانی بازگردند، اما پدیده «صنعتی شدن تحریم» بازیگران جدیدی را به میدان آورده است. این جریان که متشکل از شبکههای لجستیکِ پیچیده، شرکتهای پوششی و دلالانِ واسطهگر است، زیرساختی را بنا کردهاند که تنها در فضایِ «غیرشفاف» و «بحرانی» کارایی دارد.
دکتر بقایی، از مشاوران حوزه تحقیق و توسعه صنعتی، در این باره میگوید: «ما با یک اکوسیستمِ خودتنظیمگر مواجهیم. کسانی که نبضِ تامینِ قطعه و کالا را در شرایط تحریمی در دست دارند، برای تداومِ بازار سود خود به تحریم نیازمندند. اگر فردا مسیرهای تجاری عادی شود، تمام این امپراتوریِ واسطهگری و سودهای بادآورده در یک چشمبههمزدن فرو میپاشد. بنابراین، بخشی از مقاومت در برابر عادی سازی روابط تجاری، نه از سوی دشمنان خارجی، بلکه از سوی همین “صنعتگرانِ تحریم” در لایههای میانیِ اقتصادِ ما صورت میگیرد.»
✓ اتحاد شومِ دلالان و تحریمکنندگان: نکته قابل تامل در این گزارش، همراستاییِ منافعِ واسطههای داخلی با سیاستهای محدودکننده خارجی است. به نظر میرسد این شبکه، در یک اتحاد نانوشته، شرایط را برای «شکنندگی» اقتصاد مهیا نگه میدارد.
گزارشهای رسیده به «گروه خبری اقتصاد توسعه» نشان میدهد که کالاهایی که با واسطههای متعدد وارد کشور میشوند، نه تنها قیمت تمامشدهشان برای تولیدکننده واقعی سرسامآور است، بلکه کیفیت و خدمات پس از فروشِ آنها نیز در این هزارتوی دلالی گم میشود. در واقع، این سیستم نه تنها به تولید کمک نمیکند، بلکه به عنوان یک «انگل اقتصادی»، از رگهای حیاتی صنعت ملی تغذیه کرده و باعثِ ضعیف شدنِ روزبهروزِ صنعتگرِ واقعی میشود.
✓صنعتگر، اسیرِ بازیِ واسطهها: بر اساس تحلیلهای نشریه الکترونیکی «فرهنگ توسعه»، این وضعیت باعث شده است که مدیرِ صنعتیِ ما، به جای تمرکز بر «نوآوری»، «تحقیق و توسعه» و «بهرهوری»، تمام انرژی و سرمایه خود را صرفِ چانهزنی با واسطههایی کند که تامینِ قطعه را در انحصار خود دارند.
این یعنی «صنعتی شدن تحریم»، در واقع فاتحۀ «توسعه صنعتی» را خوانده است. زمانی که هوشِ مدیریتیِ یک کشور به جای خلق ارزش، صرفِ دور زدنِ قوانین و پیدا کردنِ میانبرهای هزینهبر شود، مسیرِ توسعه متوقف میشود.
✓پایانِ سخن؛ جراحیِ ضروری: به نظر میرسد برای خروج از این چرخه معیوب، قبل از آنکه به سیاستهای کلان بینالمللی چشم دوخت، باید به «سمزداییِ داخلی» اندیشید. تا زمانی که تحریم برای عدهای «سودآور» باشد، هر تلاشی برای عادیسازی، با کارشکنیهای پنهان روبهرو خواهد شد.
تداوم این وضعیت، تنها به ضرر مصرفکننده نهایی و تولیدکننده اصیل تمام خواهد شد. حال باید دید آیا نهادهای نظارتی و سیاستگذاران اقتصادی، عزمی برای درهمشکستنِ این «صنعتِ تحریم» و شفافسازیِ کانالهای تامین خواهند داشت یا خیر؟ چرا که به عقیده کارشناسان، تا وقتی «تحریم» نانآورِ دلالان باشد، توسعه راه به جایی نخواهد برد./اقتصاد توسعه