محسن وثوقی فعال اجتماعی وعضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : دلار قله ۲۲۰ هزار تومان را هم فتح کرده است؛ با سرعتی نگرانکننده پیش میرود و ظاهراً مقصد بعدی، قله ۳۰۰ هزار تومان است!
تبریک میگویم؛ ظاهراً همه برای این فتح تاریخی آمادهایم!
اما یک سؤال ساده:
در این فتح بزرگ، چه کسی مسئول است؟
آقای رئیسجمهور؛
دلار ۲۲۰ هزار تومانی یعنی کاهش ارزش پول ملی، کوچکتر شدن سفره مردم و افزایش نگرانی میلیونها خانواده.
برنامه دولت برای مهار این روند چیست؟ مردم تا کجا باید هزینه تصمیمها و سیاستهای اقتصادی را پرداخت کنند؟
مجلس محترم؛
چند بار درباره سقوط قدرت خرید مردم جلسه گذاشتهاید؟ چند مسئول را درباره این وضعیت بازخواست کردهاید؟ مردم انتظار دارند نظارت، فقط روی کاغذ نباشد.
بانک مرکزی؛
مرز هشدار کاهش ارزش پول ملی کجاست؟ تا چه زمانی باید شاهد آب شدن دسترنج مردم و بیاثر شدن پساندازها باشیم؟
و حاکمیت؛
اگر حفظ ارزش پول ملی، رفاه مردم و آینده اقتصادی کشور یک اولویت است، چرا مردم هنوز برنامهای روشن، هماهنگ و نتیجهبخش برای خروج از این وضعیت نمیبینند؟
رسانهها، صداوسیما و صاحبان تریبون؛
اقتصاد مردم هم خبر است.
گرانی، فقر، کاهش قدرت خرید و نگرانی از آینده، موضوعاتی نیست که بتوان آنها را نادیده گرفت.
مردم انتظار دارند همانقدر که برای موضوعات سیاسی و حاشیهای برنامه و تحلیل تولید میشود، درباره سفرهای که هر روز کوچکتر میشود نیز مطالبهگری شود.
ائمه جمعه، مراجع و نهادهای مذهبی؛
در طول تاریخ، روحانیت و مرجعیت در بزنگاههای مهم اجتماعی کنار مردم بودهاند.
امروز نیز مردم انتظار دارند صدای نگرانیهای اقتصادی، معیشتی و فشارهای زندگی آنها شنیده شود.
عدالت فقط یک مفهوم اخلاقی نیست؛ عدالت یعنی مردم بتوانند با عزت زندگی کنند.
هیئتهای مذهبی، مداحان و فعالان فرهنگی؛
اگر از عدالت، مظلومیت و دفاع از محرومان سخن میگوییم، باید از سفره کوچکشده مردم و فشار اقتصادی خانوادهها نیز سخن بگوییم.
مردم فقط در مراسمها به یاد عدالت نیاز ندارند؛ در زندگی روزمره هم به صدای عدالتخواهی نیاز دارند.
دانشجویان، دانشگاهیان، اصناف و بازار؛
این اقتصاد، آینده همه ماست.
ارزش پول ملی، اشتغال، مسکن و امکان تشکیل خانواده، موضوعاتی نیست که بتوان به فردا موکول کرد.
بازار، کارگر، کارمند، دانشجو و جوان ایرانی، همه قربانی بیثباتی اقتصادی هستند.
هنرمندان، ورزشکاران و چهرههای اثرگذار اجتماعی؛
صدای شما به میلیونها نفر میرسد.
امروز نیز درباره دغدغههای اقتصادی مردم سخن بگویید؛ درباره آینده نسلی که با نگرانی به فردای خود نگاه میکند.
کارشناسان اقتصادی و جناحهای سیاسی؛
مردم سالهاست نسخههای تکراری و مقصران تکراری میشنوند.
تحریم، مشکلات خارجی و فشارهای بینالمللی واقعیت است؛ اما سوءمدیریت، فساد، رانت و تصمیمهای غلط داخلی نیز واقعیت است.
اقتصاد را نمیتوان جناحی دید.
فقر، جناح نمیشناسد.
تورم، جناح نمیشناسد.
سقوط ارزش پول ملی، جناح نمیشناسد.
و اما ما مردم؛
باید خودمان را هم نقد کنیم.
چرا برای مسائل فرعی ساعتها درگیر میشویم، اما برای آینده اقتصادی خود و فرزندانمان مطالبهگری جدی نمیکنیم؟
مردم در بسیاری از تصمیمهای کلان اقتصادی نقشی ندارند؛ اما در حساس بودن نسبت به سرنوشت کشور و مطالبهگری مسئولانه نقش دارند.
دلار ۲۲۰ هزار تومانی فقط یک عدد نیست.
یعنی کاهش ارزش دسترنج میلیونها ایرانی.
یعنی کسی که سالها تلاش کرده، هر روز بخشی از قدرت خرید خود را از دست میدهد.
دلار بالا میرود و مردم پایین میآیند.
اگر دلار به ۳۰۰ هزار تومان برسد، باز هم جلسه؟
باز هم وعده؟
باز هم مقصر دانستن دیگران؟
باز هم درخواست صبر از مردم؟
و باز هم مردمی که باید هزینه همهچیز را پرداخت کنند؟
مشکل فقط دلار نیست.
مشکل، بحران تصمیمگیری، سیاستگذاری و پاسخگویی است.
اگر قرار است فتحی در کار باشد، مردم انتظار دارند قلهای که فتح میشود، قله رفاه، ثبات اقتصادی، عدالت، اشتغال و قدرت خرید باشد؛ نه قلهای که هر متر بالاتر رفتنش، سفره مردم را کوچکتر کند.
دلار را شاید بتوان به قله ۳۰۰ هزار تومان رساند؛
اما صبر و توان مردم، قله بینهایت ندارد.
این شعار نیست؛ این یک هشدار است.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع