محسن وثوقی فعال اجتماعی وعضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : پزشکیان و پوتین درباره بوشهر مفصل گفتوگو کردند؛ اما سوال؟ صورتحساب این گفتگو را چقدر برای ملت ایران فاکتور خواهند کرد!
رئیس روساتم اعلام کرده است که مسعود پزشکیان و ولادیمیر پوتین در دیدار اخیر خود در بیشکک، درباره وضعیت نیروگاه بوشهر مفصل گفتوگو کردهاند و متخصصان روسی نیز برای تعمیرات برنامهریزیشده واحد نخست این نیروگاه آماده میشوند.
این خبر، یک سؤال ساده اما اساسی را پیش روی مردم میگذارد:
بعد از نزدیک نیم قرن، صورتحساب واقعی نیروگاه بوشهر کجاست؟
نیروگاه بوشهر از دهه ۱۳۵۰ آغاز شد، پس از انقلاب متوقف ماند و در دهه ۱۳۷۰ تکمیل واحد نخست آن به روسیه واگذار شد. این واحد سرانجام در سال ۱۳۹۰ وارد مدار شد و ظرفیت اسمی آن به هزار مگاوات رسید.
اما مسئله امروز فقط تعمیرات یا ادامه همکاری با روسیه نیست.
مسئله، حساب نزدیک به نیم قرن یک پروژه ملی است.
مردم حق دارند بدانند:
کل هزینه ارزی و ریالی بوشهر از ابتدا تا امروز چقدر بوده است؟
این نیروگاه در طول فعالیت خود چه مقدار برق واقعی تولید کرده و قیمت تمامشده هر کیلوواتساعت آن چقدر بوده است؟
چه میزان ارز برای سوخت، تعمیرات، تجهیزات و خدمات فنی از کشور خارج شده است؟
در مقابل این هزینهها، چه میزان فناوری و دانش فنی واقعاً در داخل کشور بومی شده است؟
سهم شرکتها و پیمانکاران روسی از این هزینهها دقیقاً چقدر بوده است؟
این پرسشها ضد انرژی هستهای نیست.
اتفاقاً اگر انرژی هستهای را یک سرمایهگذاری راهبردی برای آینده ایران میدانیم، باید حساب اقتصادی آن را دقیقتر از هر پروژه دیگری مطالبه کنیم.
راهبردی بودن نباید به معنای بیحساب بودن باشد.
امروز که صحبت از ادامه همکاری هستهای با روسیه و ساخت واحدهای جدید بوشهر است، سؤال مهمتری مطرح میشود:
پیش از آنکه میلیاردها دلار دیگر هزینه و تعهد ایجاد شود، آیا حساب پروژه قبلی برای مردم روشن شده است؟
و اینجا یک سؤال تاریخی نیز مطرح است:
روسیه یا شوروی سابق، در کجای تاریخ معاصر ایران منافع ملت ایران را بدون تأمین منافع خودش، در اولویت قرار داده است؟
از جنگهای ایران و روسیه و عهدنامههای گلستان و ترکمانچای تا مداخلات و مناسبات سیاسی قرن بیستم، رابطه ایران و روسیه تاریخی پیچیده و پر از فراز و نشیب داشته است.
بنابراین همکاری با روسیه نه ممنوع است و نه مقدس.
همانگونه که با آمریکا، چین یا هر کشور دیگری باید بر اساس منافع ملی ایران مذاکره کرد، با روسیه نیز باید قرارداد شفاف، منافع متقابل و تضمین منافع ایران اصل باشد.
آقای پزشکیان!
وقتی شما و پوتین درباره بوشهر مفصل گفتوگو میکنید، مردم هم حق دارند درباره هزینه و فایده این همکاری سؤال کنند.
پرسش مردم فقط این نیست که:
پوتین و پزشکیان درباره بوشهر چه گفتند؟
پرسش مهمتر این است:
بوشهر برای ایران چه کرد و ایران در برابر آن چه هزینهای پرداخت؟
اگر بوشهر یک موفقیت بزرگ ملی است، صورتحسابش را منتشر کنید؛ از اولین قرارداد تا آخرین تعمیر، از اولین دلار تا آخرین کیلوواتساعت.
و برای همکاریهای آینده نیز یک اصل روشن:
اول منافع ایران؛ بعد منافع طرف مقابل.
ما مخالف انرژی هستهای نیستیم؛
مخالف هزینهکرد بدون حسابرسی و قرارداد بدون شفافیت هستیم.
شفافیت نه ضد انرژی هستهای است و نه ضد روسیه؛ شفافیت، حق ملت ایران است.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع