جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : متن عجیبی ست. اما در این زمانه ؛ مهم و حتی حیاتی جلوه می کند. ما در عصر متفاوتی از تکنولوژی زندگی میکنیم. اگر گذشتگان ما ؛ میراثشان را در صندوقچههای چوبی ؛ آلبومهای عکس کاغذی و دست نوشتههای پنهان شده در کشوی میزها به جا میگذاشتند ما در حالِ ساختنِ خودِ دوم در قطعات سیلیکونی هستیم. گوشی هوشمند دیگر تنها یک وسیله نیست که این ابزار بخشی از منِ بیولوژیک است که به فضای دیجیتال مهاجرت کرده است. وقتی قلب از تپش میایستد و شرائط وجودی برای جهان فانی دست تکان می دهد ؛ گوشی ما همچنان به تپش ادامه میدهد. این پارادوکسِ بزرگِ عصر تکنولوژی ست. اما وقتی ما نباشیم چه بر سر این همزادِ الکترونیک میآید؟ لحظهای که دست ما از روی صفحهی لمسی سرد میشود و یخ می زند ؛ گوشی در یک خلأ قانونی و فلسفی معلق میماند.
این دستگاه که تمامِ ما را بلعیده است از پیامهای عاشقانه تا جستجوهای نیمه شب در گوگل ؛ از ترسهای شبانه تا آرزوهای بلند پروازانه ؛ چت های محرمانه و خصوصی تا هزار هزار حرف ناگفته و پنهان شده ؛ ناگهان به یک شیء بیصاحب تبدیل میشود. برای گوشی تلفن همراه ؛ مرگِ صاحبش مطلقا معنایی ندارد. الگوریتمها برای بودن طراحی شدهاند ؛ نه برای سوگواری. گوشی برای نبودنِ ما دلتنگ نمیشود چون اساساً یادآوری در منطقِ ماشین یک داده است نه یک رنج. ماشینها رنج نمیکشند برای همین هرگز نمیتوانند معنای واقعیِ از دست دادن را درک کنند. پس از مرگ ؛ گوشی به میدان جنگ تبدیل میشود. بازماندگان ؛ گاه با کنجکاویِ وسواس گونه و گاه با احترامِ محتاطانه به این جعبهی سیاه هجوم میآورند. در اینجاست که گوشی نقابِ وفاداری را میدرد. گوشیِ شما آن طور که شما فکر میکردید همراهِ شما نبوده او حالا در فقدان شما یک شاهدِ بیطرف است. دادههای شما ؛ تاریخچهی موقعیتهای مکانی تان و حتی عکس هایی که هیچ گاه جرات نکردید در شبکه اجتماعی به اشتراک بگذارید یا پیام های فوق سری تان حالا در برابر نگاههای غریبه یا عزیزانی قرار میگیرد که شاید شما هرگز نمیخواستید آنها را ببینند.
گوشی اسرارِ مگو را فاش میکند و مرگ حریم خصوصیِ دیجیتال را به دستِ باد میسپارد. گوشی ما تا زمانی که باتریاش یاری کند ؛ یا به شارژری وصل باشد روشن است اما در نهایت این دستگاهها به زبالههای تکنولوژیک تبدیل میشوند. سرنوشت محتومِ تمام این خاطرات فراموشیِ دیجیتال است. نه در خاک، که در سرورهای ابری که پس از مدتی پرداخت نشدنِ هزینهها یا غیر فعال شدنِ حسابهای کاربری به آرامی پاک میشوند. ما فکر میکنیم با ذخیره کردنِ زندگیمان در گوشی ابدی میشویم اما حقیقت این است که ما در حالِ تجمیعِ زبالههای دیجیتال هستیم. وقتی کسی نباشد که رمز عبور را بداند یا کسی که علاقهای به جستجو در حافظهی گوشی داشته باشد ؛ آن دستگاه تبدیل به مقبرهای میشود که درهای آن برای همیشه قفل باقی می ماند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع