کتاب را به حال خود رها کرده‌اند

بازار نشر ایران با مشکلات جدی گرانی کاغذ و مواد اولیه، ضعف نظام توزیع، کاهش تیراژ و افزایش نسخه‌های غیرقانونی مواجه است.

 کتاب در ایران پیش از آنکه به دست خواننده برسد، چند بار قربانی می‌شود؛ یک‌بار زیر بار گرانی کاغذ و هزینه‌های چاپ، بار دیگر در پیچ‌وخم شبکه توزیع و ماه‌ها انتظار برای تسویه و برای مرتبه‌سوم هم مقابل ویترین‌هایی که دیگر با استقبال مردم مواجه نمی‌شوند. صنعتی که قرار بود حامل فرهنگ و اندیشه باشد، حالا برای زنده ماندن مدام از کیفیت، تیراژ و حتی شکل سنتی عرضه خود عقب می‌نشیند؛ انگار هر حلقه از این زنجیره، بخشی از توان ادامه دادن را از دست داده است.

به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت  ،  ناشر امروز باید هزینه‌ها را نقدی بپردازد اما پول کتابی را که فروخته، گاه شش یا هفت‌ماه بعد دریافت می‌کند. در اقتصادی که قیمت کاغذ، چاپ و مواد اولیه با فاصله کوتاهی جهش می‌کند، این فاصله زمانی سرمایه ناشر را می‌فرساید و ریسک انتشار را بالا می‌برد. نتیجه هم روشن است؛ تیراژهای هزاران نسخه‌ای جای خود را به چند صد نسخه داده‌اند و چاپ دیجیتال، از یک انتخاب فنی به راهی برای فرار از ریسک تبدیل شده است.

فشار اما فقط بر دوش ناشر نیست. مخاطب هم در بازاری گرفتار شده که قیمت کتاب از توان خرید بسیاری از خانواده‌ها فاصله گرفته است. تخفیف‌های مناسبتی و فروش اقساطی شاید بتوانند برای مدتی کوتاه فروش را تکان دهند اما مساله اصلی را حل نمی‌کنند. وقتی کتاب از سبد مصرف فرهنگی حذف شود، دیگر حتی بهترین تبلیغ و تخفیف هم نمی‌تواند بحران تقاضا را پنهان کند.

در همین فضای آشفته، نسخه‌های غیرقانونی کتاب نیز بازار خودشان را ساخته‌اند؛ کتاب‌هایی که با کپی‌برداری از نسخه اصلی و بدون پرداخت سهم نویسنده و مترجم، گاه در پلتفرم‌های آنلاین با قیمت پایین‌تر عرضه می‌شوند. مقابله با این بازار نیز چنان فرسایشی است که به‌گفته فعالان نشر، با بسته شدن یک پنل فروش، پنل دیگری سر برمی‌آورد. قانون هست اما بازدارندگی آن محل پرسش است.

درسوی‌دیگر ماجرا، کتابفروشی‌های مستقل آرام‌آرام در حال حذف شدن هستند. مغازه‌ای که زمانی محل قرار کتاب و خواننده بود، برای پرداخت هزینه‌های سنگین اجاره و اداره فروشگاه، ناچار شده است بخشی از فضای خود را به گیفت، اکسسوری، اسباب‌بازی و کالاهای جانبی اختصاص دهد. اگر این روند ادامه پیدا کند، کتابفروشی‌ها به‌عنوان بخشی از زیرساخت فرهنگی شهرها از میان خواهند رفت.

در چنین شرایطی، پرسش دیگر فقط این نیست که «چرا کتاب گران شده است؟» پرسش بزرگ‌تر این است که چه بر سر زنجیره‌ای آمده که قرار بود کتاب را از تولیدکننده به خواننده برساند؟وقتی ناشر توان تولید را از دست بدهد، کتابفروش نتواند دوام بیاورد و مخاطب قدرت خرید نداشته باشد، دیگر صحبت از فرسایش تدریجی یک زیرساخت فرهنگی است.

افزایش هزینه‌ها و فرسایش سرمایه ناشران

مجید بست‌چی، مدیر فروش انتشارات خوارزمی بااشاره به افزایش هزینه‌های تولید کتاب به «جهان‌صنعت» می‌گوید: «اقتصاد متوجه این نیست که شما کتاب، لبنیات یا گوشت می‌فروشید. اقتصاد یک فرمول خاص دارد. شما نمی‌توانید کتابی را نقدی تولید کنید، کاغذ و همه مواد اولیه آن را نقدی بخرید، چاپ کنید و بعد به کتابفروش یا پخش بدهید و در بهترین حالت، شش‌ماه بعد پول‌تان را بگیرید.»

این فعال حوزه نشر ادامه می‌دهد: «یکی از معضلات بازار کتاب، مدل تسویه است. ما کتاب را تولید می‌کنیم، نقدی تحویل پخش می‌دهیم و چند بخش دیگر هم در بازار فعالیت می‌کنند تا کتاب به کتابفروشی برسد. کتابفروشی هم ممکن است شش‌ یا هفت‌ماه‌بعد با پخش تسویه کند و این زنجیره به‌همین‌شکل ادامه پیدا می‌کند. با تورم نقطه‌ای و ماهانه‌ای که وجود دارد، این کار اصلا صرفه اقتصادی ندارد.»

به‌گفته او، افزایش قیمت مواد اولیه نیز فشار مضاعفی بر ناشران وارد کرده است: «کاغذی که مثلا بندی یک‌میلیون و ۲۰۰‌هزارتومان بوده، یک‌میلیون و ۳۰۰‌هزارتومان شده و بعد به پنج یا شش‌میلیون‌تومان رسیده است. البته انواع کاغذ قیمت‌های متفاوتی دارند؛ کاغذهای مختلف مانند لک نروژ و بالک سوئد، همگی نسبت به گذشته افزایش قیمت زیادی داشته‌اند.»

بست‌چی همچنین به افزایش هزینه‌های بخش فنی اشاره می‌کند و می‌گوید: «مقوای گالینگوری که برای جلد سخت استفاده می‌شود، چسب صحافی و چسب‌گرم، همگی جهش‌های قیمتی عجیب‌وغریبی داشته‌اند. این افزایش هزینه‌ها در کنار مدل تسویه، ناشر را به‌شدت تحت‌فشار قرار می‌دهد.»

چرا ناشران به فروش مستقیم روی آورده‌اند؟

مدیر فروش انتشارات خوارزمی درباره گلایه کتابفروشان از تخفیف‌های فروش مستقیم ناشران نیز توضیح می‌دهد: «کتابفروش‌ها همیشه گلایه دارند که چرا ناشر به‌سمت تخفیف در سایت می‌رود و خودش با تخفیف می‌فروشد تا مشتری از ناشر خرید کند اما اگر بخواهم صادقانه بگویم ناشر فقط به‌دنبال این است که کتابش زودتر تبدیل به پول شود و سرمایه‌اش برگردد.»

او تاکید می‌کند: «وقتی سرمایه ناشر ماه‌ها در بازار می‌ماند، طبیعی است که به‌دنبال راهی باشد که سریع‌تر به پول برسد. این موضوع البته به کتابفروشی‌ها آسیب می‌زند و مشکلی جدی در زنجیره توزیع ایجاد می‌کند.»

تیراژهای پایین؛ ریسک انتشار کتاب بیشتر شده است

بست‌چی درباره وضعیت تیراژ کتاب‌ها نیز می‌گوید: «از لحاظ تعدادی، تیراژ کتاب نسبت به سال‌های قبل خیلی کاهش داشته است. البته انتشارات‌خوارزمی مدتی کم‌کار بوده و با آمدن مدیریت جدید، بعد از سال‌ها بسیاری از کتاب‌ها را دوباره منتشر می‌کنیم بنابراین هنوز درگیر این مساله به‌شکل ناشرانی که سال‌هاست فعال هستند، نشده‌ایم.»

این فعال حوزه نشر ادامه می‌دهد: «قبلا وقتی فیلم و زینک کتاب آماده می‌شد، ناشران هزار، دوهزار یا حتی سه‌هزار نسخه چاپ می‌کردند اما دیگر خیلی از ناشران نمی‌توانند چنین ریسکی را بپذیرند. برخی عناوین پرفروش را در تیراژ چندهزارنسخه چاپ می‌کنند اما برای بسیاری از کتاب‌ها سراغ چاپ دیجیتال می‌روند.»

او درباره مزیت چاپ دیجیتال می‌گوید: «در چاپ دیجیتال، ناشر می‌تواند ۵۰ یا ۱۰۰نسخه چاپ کند، اگر فروخته شد، دوباره همان تعداد را چاپ کند. این امکان باعث می‌شود ریسک ناشر کاهش پیدا کند. بسیاری از کتاب‌ها از نظر محتوایی خوب هستند اما ناشر نمی‌تواند آنها را با تیراژ بالا چاپ کند چون قیمت تمام‌شده افزایش پیدا می‌کند و برای فروش هم باید قیمتی تعیین شود که شاید مخاطب توان پرداخت آن را نداشته باشد.»

تخفیف درمان بحران کتاب نیست

این مدیر نشر، کاهش قدرت خرید مردم را یکی از مشکلات اصلی بازار کتاب می‌داند و درباره راهکار حفظ مخاطب می‌گوید: «تخفیف واقعا علاج این درد نیست. از نظر من باید از طرف دولت کمکی صورت بگیرد؛ مثلا به افرادی که کتاب می‌خوانند، یارانه خرید کتاب داده شود یا به‌شکلی سوبسید اختصاص پیدا کند تا قیمت کتاب برای مردم پایین‌تر بیاید.»

او ادامه می‌دهد: «این حمایت باید قابل‌توجه باشد. اینکه مثلا به هر نفر یک‌میلیون تومان داده شود، با قیمت فعلی کتاب‌ها دیگر عدد چندانی نیست. این یارانه می‌تواند هر دو یا سه‌ماه یک‌بار اختصاص پیدا کند تا مردم بتوانند از آن برای خرید کتاب استفاده کنند.»

بست‌چی درباره برخی راهکارها نظیر فروش اقساطی نیز می‌گوید: «برخی فروشگاه‌ها با سرویس‌های اعتباری فروش قرارداد بسته‌اند و مردم می‌توانند با استفاده از این سیستم‌ها خرید کنند. استقبال هم کم‌وبیش وجود دارد اما درنهایت باید قیمت تمام‌شده کتاب کاهش پیدا کند تا ناشر بتواند قیمتی تعیین‌کند که مردم توان خرید آن را داشته باشند.»

انتشار غیرقانونی؛ ضربه مستقیم به ناشر و مولف

یکی دیگر از مشکلات جدی بازار نشر از نگاه بست‌چی، عرضه غیرقانونی نسخه‌های کتاب‌های رسمی است. او می‌گوید: «کتاب‌های پرفروش ناشران، به‌شکل کپی در برخی پلتفرم‌هافروخته می‌شوند. ما خودمان اخیرا سفارشی دادیم و دیدیم کتابی که متعلق به ماست، با همان طرح جلد و حتی هولوگرام ما به‌شکل غیرقانونی تکثیر و عرضه شده است.»

این فعال حوزه نشر ادامه می‌دهد: «حتی هولوگرام را هم اسکن و پاک نکرده‌اند. کتاب را تقریبا با نصف قیمت می‌فروشند، چون کارشان تمیز نیست، کیفیت متریال پایین‌تری دارند و حق مولف و مترجم را هم پرداخت نمی‌کنند.»

او بااشاره به نمونه‌ای از این موارد می‌گوید: «در یکی از فروشگاه‌های اینترنتی شناخته‌شده دیدم کتاب «گفتارهای ماکیاولی» که متعلق به ماست، با همان طرح جلد قدیمی و به‌صورت شومیز عرضه شده است، درحالی‌که ما این کتاب را شومیز منتشر نکرده‌ایم. قیمت پایینی هم برای آن گذاشته‌اند تا در رقابت با نسخه اصلی قرار بگیرد.»

بست‌چی معتقد است پیگیری ناشران و اتحادیه برای مقابله با این مساله کافی نیست: «ما نامه می‌زنیم و پیگیری می‌کنیم، پنل متخلف را می‌بندند اما او می‌رود و یک پنل دیگر باز می‌کند. به‌نظرم دستگاه‌قضایی باید وارد این موضوع شود و قوانین بازدارنده‌تر و به‌روزتری برای مقابله با این مساله وجود داشته باشد. واقعا زور ناشران و اتحادیه به چنین پلتفرم‌هایی نمی‌رسد.»

کتاب چاپی همچنان مخاطب خود را دارد

مدیر فروش انتشارات خوارزمی درباره تغییر رفتار مخاطبان و رشد کتاب‌های‌الکترونیک و صوتی نیز می‌گوید: «به‌نظر من بسیاری از کتابخوان‌ها همچنان به نسخه فیزیکی علاقه دارند و اصلا نمی‌توانند با نسخه‌الکترونیکی ارتباط برقرار کنند. با این حال، بخشی از نسل جوان به‌سمت کتاب‌صوتی و الکترونیک رفته است.»

او اضافه می‌کند: «پلتفرم‌های آنلاین کتاب این امکان را فراهم کرده‌اند و ناشران نیز کتاب‌های خود را به نسخه‌الکترونیک یا صوتی تبدیل کرده‌اند و در اختیار این پلتفرم‌ها قرار می‌دهند. این بخش فروش بدی هم ندارد و می‌تواند مکمل فروش نسخه فیزیکی باشد.»

به‌گفته بست‌چی، «نسخه فیزیکی هیچ‌وقت به‌طورکامل کنار نمی‌رود چون بسیاری از کتابخوان‌ها واقعا دوست دارند نسخه فیزیکی کتاب را در اختیار داشته باشند.»

کتاب‌های خوب دیده نمی‌شوند

این فعال حوزه نشر درباره حلقه مفقوده زنجیره نشر نیز معتقد است که مشکل فقط مسائل اقتصادی نیست و نحوه معرفی و دیده شدن آثار نیز اهمیت زیادی دارد: «واقعا کتاب خوب خیلی دیده نمی‌شود. یک‌دفعه می‌بینید یک کتاب بازاری ترند می‌شود، آن را به بلاگرها و اینفلوئنسرهای کتاب می‌دهند و مدام معرفی می‌کنند و کتاب چندهزارنسخه می‌فروشد، درحالی‌که از لحاظ محتوایی شاید چیز خاصی نداشته باشد.»

بست‌چی ادامه می‌دهد: «در سوی مقابل کتاب‌های بسیارخوبی در نشرها منتشر می‌شوند که دیده نمی‌شوند. اگر این کتاب‌ها درست توسط ناشران، روزنامه‌ها، خبرگزاری‌های حوزه فرهنگ‌وهنر و فضای مجازی معرفی شوند، مخاطب خودشان را پیدا می‌کنند.»

او با انتقاد از روند شتابزده تولید برخی آثار می‌گوید: «درباره کتاب جدید موراکامی، شاهد بودیم که برخی به‌دنبال ماراتن فروش بودند و حتی پیش از انتشار رسمی، نسخه‌ای را از روی نسخه ژاپنی تهیه و با هوش‌مصنوعی ترجمه کردند تا سریع‌تر به بازار برسد.»

این مدیر نشر تاکید می‌کند: «قبلا ناشران برای ترجمه یک کتاب ماه‌ها وقت می‌گذاشتند، روی ویراستاری و نمونه‌خوانی کار می‌کردند تا اثر تمیز و باکیفیتی به دست مخاطب برسد. انتشارات خوارزمی در این زمینه وسواس زیادی دارد و ناشران بزرگ هم این موضوع را می‌دانند اما امروز می‌بینیم برخی ناشران فقط به‌دنبال این هستند که کتاب را منتشر کنند، چندهزار نسخه بفروشند و کار تمام شود؛ درحالی‌که هدف باید تولید یک کتاب ماندگار باشد.»

کتابفروشی‌های مستقل در آستانه حذف

بست‌چی تعطیلی کتابفروشی‌های مستقل را یکی از جدی‌ترین هشدارها درباره آینده بازار نشر می‌داند و می‌گوید: «الان می‌بینیم کتابفروشی‌های مستقل واقعا دارند جمع می‌شوند. منظورم کتابفروشی‌هایی است که به ناشر خاصی وابسته نیستند و به‌صورت مستقل فعالیت می‌کنند.»

او اضافه می‌کند: «بسیاری از این کتابفروشی‌ها برای ادامه فعالیت اقتصادی خود به فروش اکسسوری، گیفت، اسباب‌بازی و بازی روی آورده‌اند، درحالی‌که کتابفروشی باید محل فروش و تورق کتاب و یک پاتوق فرهنگی باشد.»

این فعال حوزه نشر معتقد است ادامه این وضعیت هم ناشر و هم کتابفروش را با بحران مواجه می‌کند: «با این وضعیت تسویه‌حساب، قیمت‌های تولید و هزینه‌های سرسام‌آور، ناشر دیگر نمی‌تواند به‌راحتی کتاب تولید کند و ازطرف‌دیگر کتابفروشی هم درحال ورشکستگی و تعطیلی است.»

بست‌چی در پایان تاکید می‌کند: «کتابفروشی‌ها پاتوق فرهنگی هستند و علم و اخلاق را در جامعه رواج می‌دهند. بسته‌شدن آنها ضربه شدیدی به ترویج فرهنگ می‌زند. مسوولان باید به فکر ناشران و کتابفروشی‌ها باشند. وزارت فرهنگ باید برای این دو بخش کاری انجام دهد وگرنه این چرخه عملا درحال نابودی است.»

نجات نشر از مسیر حمایت از مخاطب و احیای‌اقتصاد کتاب

بحران نشر در ایران را نمی‌توان صرفا با افزایش قیمت کاغذ یا کاهش قدرت خرید توضیح داد؛ مساله، ضعف یک اکوسیستم فرهنگی است که در آن ناشر، کتابفروش، نویسنده و مخاطب باید همزمان امکان ادامه‌حیات داشته باشند. تجربه بازارهای موفق‌تر نشان می‌دهد حمایت از کتاب الزاما به‌معنای پرداخت یارانه مستقیم به ناشر نیست. در فرانسه، برای نمونه، نظام «قیمت واحد کتاب» با محدودکردن تخفیف‌ها طراحی شده تا رقابت قیمتی، کتابفروشی‌های کوچک را از میدان خارج نکند و شبکه توزیع کتاب در سراسر کشور حفظ شود. در آلمان نیز قانون قیمت‌گذاری ثابت کتاب، صراحتا با هدف حفظ تنوع عرضه و بقای تعداد زیادی از کتابفروشی‌ها اجرا می‌شود و حتی کتاب‌های‌الکترونیک را نیز دربرمی‌گیرد.

ازسوی‌دیگر، تجربه کشورهایی مانند بریتانیا نشان می‌دهد که تحول دیجیتال الزاما به‌معنای مرگ کتاب‌چاپی نیست. بازار نشر این کشور در سال‌۲۰۲۵ به رکورد ۴/۷‌میلیارد پوند درآمد رسید و همزمان با رشد کتاب‌صوتی و دیجیتال، کتاب چاپی همچنان ۷۹‌درصد درآمد بازار مصرفی را تشکیل می‌داد. بنابراین مساله ایران نباید انتخاب میان «کتاب‌کاغذی» و «کتاب‌دیجیتال» باشد؛ سیاست درست، ایجاد امکان همزیستی و توسعه همزمان این قالب‌هاست.

برای عبور از وضعیت موجود، نخست باید حمایت از تقاضا، جایگزین سیاست‌های پراکنده حمایتی شود؛ اعتبار خرید کتاب برای دانشجویان، دانش‌آموزان، خانواده‌ها و گروه‌های کم‌درآمد می‌تواند مستقیما به افزایش تقاضا کمک کند، بدون آنکه دولت وارد انتخاب آثار و ناشران شود. در کنار آن، حمایت از کتابفروشی‌های مستقل ازطریق معافیت‌های مالیاتی، تسهیلات اجاره، وام کم‌بهره و خرید هدفمند کتاب برای کتابخانه‌های عمومی و مدارس می‌تواند بخشی از شبکه توزیع را حفظ کند.

گام دوم، اصلاح رابطه اقتصادی ناشر و کتابفروش است؛ قراردادهای شفاف‌تر، تسویه‌های کوتاه‌تر، نظام دقیق بازگشت کتاب‌های فروش‌نرفته و ایجاد سامانه‌ای برای رصد موجودی و فروش می‌تواند سرمایه گرفتار ناشر را کاهش دهد. همچنین دولت باید به‌جای دخالت مستقیم در قیمت‌گذاری، هزینه‌های تولید و توزیع را هدف بگیرد.

درنهایت، مقابله با نسخه‌های قاچاق و دیجیتال غیرمجاز باید از یک پیگیری صنفی پراکنده به یک نظام واقعی حمایت از مالکیت فکری تبدیل شود؛ با سازوکار سریع حذف محتوای متخلف، مسوولیت روشن پلتفرم‌ها و ضمانت اجرایی موثر. در کنار آن، ناشران ایرانی باید از مدل سنتی «فقط چاپ و فروش» فاصله بگیرند و حقوق آثار خود را در قالب‌های چاپی، الکترونیک و صوتی مدیریت کنند. تجربه بریتانیا نشان می‌دهد که رشد قالب‌های دیجیتال می‌تواند به‌جای تهدید، به موتور تازه‌ای برای توسعه بازار تبدیل شود؛ درآمد کتاب‌صوتی در این کشور در سال‌۲۰۲۵ نیز ۱۰‌درصد رشد کرده است.

اگر قرار است کتاب در ایران فقط یک کالای فرهنگی نباشد و همچنان بخشی از زیرساخت فکری جامعه باقی بماند، سیاستگذار باید به‌جای تزریق‌های مقطعی، یک زنجیره پایدار برای تولید، توزیع، فروش و مصرف کتاب بسازد؛ زنجیره‌ای که در آن نه ناشر برای انتشار یک اثر ورشکست شود، نه کتابفروش برای ماندن در محله‌اش مجبور به فروش کالای غیرکتابی شود و نه مخاطب به‌دلیل قیمت، کتاب را از سبد زندگی خود حذف کند.

 

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + 7 =

پربازدیدترین ها