پشت پرده نوسان بازار طلا و ارز

پشت پرده نوسانات بازار طلا و ارز چه مفهومي قرار گرفته و معنا و مفهوم اين نوسانات افزايشي چيست؟ اين پرسش شايد مهم‌ترين ابهامي باشد كه اكثريت قريب به اتفاق ايرانيان اين روزها با آن دست به گريبان هستند. ماجراي ارز اما از طلا جداست. ارزيابي‌هاي تحليلي حاكي از آن است كه گراني طلا در ايران بخشي از سونامي اقتصادي جهاني ناشي از كاهش اعتبار دلار است. گراني طلا در سطح جهان به دليل افزايش تقاضايي است كه به دليل ماجراجويي‌هاي ترامپ و تاريك بودن دورنماي اقتصاد آينده جهان، شكل گرفته است. اين افزايش تقاضا باعث افزايش نرخ طلا در سطح جهان شده است. بازار ايران هم متناسب با شرايط اقتصاد داخلي از اين تحولات تاثير پذيرفته است. ماجراي ارز اما متفاوت است. روايت‌هاي گوناگوني در اين زمينه مطرح شده است. برخي تحليل‌ها ريشه‌هاي اين نوسانات ارزي را به تحريم‌هاي جديد ترامپ عليه ايران مرتبط دانسته و باتوجه به سابقه‌دار بودن تهديدات اينچنيني ترامپ، عمر نوسانات را مانند باران بهاري زودگذر قلمداد مي‌كنند. طيف ديگري اما ريشه اين گراني‌هاي ارزي را به مساله كمبود ارز ناشي از كاهش فروش نفت كشور كه همتي هم به آن اشاره كرده، مربوط مي‌كنند. بخشي از تحليل‌ها هم انگشت اتهام را متوجه تراستي‌ها و جماعتي مي‌كنند كه از بازگشت ارزهاي امانتي كشور سر باز مي‌زنند. از هر زاويه ديد كه به موضوع نگاه شود مساله اين است كه بازار ارز و طلا در چند روز گذشته بار ديگر با موجي از نوسان مواجه شده است. موجي كه از يك‌سو تحت تاثير تحولات انتظاري و رفت‌ و آمدهاي سياسي قرار دارد و ازسوي ديگر، با رفتار هيجاني بخشي از فعالان بازار تشديد شده. در اين ميان، افزايش و كاهش‌هاي مقطعي قيمت‌ها، اگرچه در ظاهر نشانه‌اي از بي‌ثباتي كوتاه‌مدت است، اما در لايه‌هاي عميق‌تر، بيش از هر چيز از نبود چشم‌انداز روشن و انتظار براي خبرهاي تعيين‌كننده حكايت دارد.

     بازار در وضعيت انتظار

  به گزارش اقتصاددان به نقل از تعادل  ،    در روزهاي اخير، قيمت ارز و طلا در بازار آزاد بارها مسير رفت‌ و برگشت را تجربه كرده و همين رفت ‌و آمدهاي كوتاه‌مدت، فضاي عمومي بازار را متأثر كرده است. هر چند دامنه نوسان‌ها در مقاطعي محدود بوده، اما حساسيت بازار نسبت به هر خبر سياسي، اقتصادي يا حتي شايعه‌اي كوچك، نشان مي‌دهد كه قيمت‌ها بيش از آنكه بر پايه يك روند پايدار حركت كنند، در مدار انتظارات و هيجان‌ها قرار دارند. بازار ارز در چنين شرايطي معمولا به سرعت به هر نشانه‌اي از تغيير در عرضه و تقاضا واكنش نشان مي‌دهد. از سوي ديگر، بازار طلا نيز به دليل وابستگي مستقيم به نرخ ارز و همچنين قيمت جهاني اونس، همزمان از دو جبهه تحت فشار قرار مي‌گيرد.

به همين دليل، حتي زماني كه اونس جهاني تغيير محسوسي ندارد، نوسان دلار مي‌تواند به تنهايي مسير قيمت طلا و سكه را تغيير دهد. يكي از مهم‌ترين متغيرهايي كه در اين روزها بر بازار اثر گذاشته، انتظارات ناشي از فضاي سياسي و ديپلماتيك است. فعالان بازار، چه در حوزه ارز و چه در حوزه طلا، معمولا پيش از وقوع رويدادهاي مهم، رفتار احتياطي از خود نشان مي‌دهند. اين رفتار احتياطي گاه به شكل افزايش تقاضاي سفته‌بازانه و گاه به صورت عقب‌نشيني موقت از معاملات بروز مي‌كند. در چنين فضايي، نه ‌تنها خبرهاي رسمي، بلكه حتي تحليل‌ها و گمانه‌زني‌ها نيز مي‌توانند بر قيمت‌ها اثر بگذارند. برخي معامله‌گران با نگاه كوتاه‌مدت، از كوچك‌ترين تغيير در لحن خبرها يا فضاي مذاكراتي، برداشت‌هاي فوري مي‌كنند و همين برداشت‌ها در شكل‌گيري موج‌هاي مقطعي افزايش يا كاهش قيمت نقش دارد. به بيان ديگر، بازار در اين روزها بيش از آنكه به داده‌هاي واقعي واكنش نشان دهد، به «تصور» بازار از آينده حساس است.

 تاثير رفتار هيجاني در بازار آزاد

يكي از ويژگي‌هاي بارز نوسانات اخير، نقش پررنگ رفتار هيجاني در ميان خريداران و فروشندگان است. در بازارهاي حساس، هرگاه چشم‌انداز روشن نباشد، بخشي از فعالان تلاش مي‌كنند با خريد زودهنگام دارايي‌هاي امن‌تر مانند ارز يا طلا، ارزش سرمايه خود را حفظ كنند. اگر در مقياس گسترده رخ دهد، خود به افزايش تقاضا و بالا رفتن قيمت‌ها دامن مي‌زند. در مقابل، زماني كه نشانه‌هايي از آرامش يا احتمال كاهش قيمت‌ها مطرح مي‌شود، بخشي از همين گروه‌ها براي جلوگيري از زيان احتمالي وارد فاز فروش مي‌شوند. نتيجه اين چرخه، شكل‌گيري نوسان‌هاي تند و بعضا غيرمنطقي است؛ نوسان‌هايي كه لزوما با واقعيت‌هاي بنيادي اقتصاد همخواني ندارد، اما در عمل بر زندگي روزمره مردم اثر مي‌گذارد. اين وضعيت به‌ خصوص براي بازار طلا محسوس‌تر است، زيرا طلا علاوه بر نقش سرمايه‌اي، به عنوان پناهگاه رواني براي خانوارها نيز شناخته مي‌شود. هر زمان كه نگراني از آينده افزايش مي‌يابد، خريد طلا در ميان بخشي از مردم تقويت مي‌شود و همين موضوع خود به تداوم فشار قيمتي كمك مي‌كند. بازار ارز و طلا در ايران پيوندي نزديك و ناگسستني دارند. تغييرات نرخ دلار معمولا در كوتاه‌‌ترين زمان به بازار سكه و مصنوعات طلا منتقل مي‌شود. از اين رو، بررسي نوسانات چند روز گذشته بدون توجه به وضعيت ارز، تصويري ناقص ارايه مي‌دهد. در واقع، طلا در ايران نه ‌فقط تابع قيمت جهاني، بلكه به ‌طور مستقيم تابع انتظارات ارزي نيز هست. اگر دلار در بازار آزاد رشد كند، حتي در شرايط ثبات اونس جهاني، قيمت طلا و سكه مي‌تواند افزايش يابد. برعكس، هرگونه عقب‌نشيني نرخ ارز، بلافاصله در بازار طلا نيز اثر مي‌گذارد. اين وابستگي دوگانه سبب شده است كه بازار طلا در شرايطي از بي‌ثباتي ارزي، به يكي از سريع‌ترين بازارهاي واكنشي تبديل شود. در روزهاي اخير نيز همين سازوكار بار ديگر خود را نشان داده و قيمت‌ها در محدوده‌اي نوساني حركت كرده‌اند؛ محدوده‌اي كه نه از يك روند آرام و باثبات، بلكه از ترديد و انتظار حكايت دارد.

       اثر متغيرهاي اقتصادي

در كنار عوامل سياسي و رواني، متغيرهاي اقتصادي نيز همچنان نقش خود را حفظ كرده‌اند. وضعيت نقدينگي، انتظارات تورمي، رفتار شبكه بانكي، ميزان دسترسي به ارز و نيز چشم‌انداز بودجه‌اي دولت، همگي بر روند بازار اثرگذارند. هرگاه نگراني از افزايش تورم بالا مي‌رود، تقاضا براي دارايي‌هاي جايگزين پول، ازجمله ارز و طلا، تقويت مي‌شود. ازسوي ديگر، محدوديت در عرضه يا افزايش هزينه‌هاي مبادله نيز مي‌تواند بر بازار فشار وارد كند. در چنين شرايطي، حتي اگر تقاضاي واقعي چندان بالا نباشد، صرفا كمبود اطمينان نسبت به آينده كافي است تا بازار وارد فاز پرنوسان شود. در اين ميان، سياستگذاري و مداخله‌هاي تنظيمي مي‌تواند در كوتاه‌مدت نقش آرام‌كننده داشته باشد، اما براي ايجاد ثبات پايدار، نياز به مجموعه‌اي هماهنگ از اقدامات اقتصادي و سياسي وجود دارد.

       چشمانداز كوتاهمدت بازار

باتوجه به شرايط فعلي، به نظر مي‌رسد بازار ارز و طلا در كوتاه‌مدت همچنان در وضعيت حساس باقي بماند. تا زماني كه سيگنال‌هاي روشن‌تري از مسير متغيرهاي كليدي، به‌ ويژه در حوزه سياست خارجي، سياست پولي و انتظارات تورمي مخابره نشود، احتمال تداوم نوسان‌ها بالاست.  در چنين فضايي، بازار بيش از هر چيز به خبرهاي معتبر و كاهش ابهام نياز دارد. تجربه ماه‌هاي گذشته نشان داده است كه هر زمان فضاي خبري روشن‌تر شده و سيگنال‌هاي اقتصادي قابل اتكاتري در دسترس قرار گرفته، دامنه هيجان در بازار نيز كاهش يافته است. برعكس، در دوره‌هاي ابهام، حتي حركت‌هاي كوچك نيز مي‌تواند به موجي بزرگ‌تر تبديل شود. براي خانوارها و خريداران خرد، مهم‌ترين نكته در چنين شرايطي پرهيز از تصميم‌هاي شتاب‌زده است. بازار ارز و طلا در روزهاي نوساني معمولا بيش از آنكه محل تصميم‌گيري عقلاني باشد، صحنه واكنش‌هاي هيجاني است. به همين دليل، خريد يا فروش براساس شايعه و نوسان‌هاي لحظه‌اي، در بسياري از موارد به زيان افراد تمام مي‌شود. در مقابل، نگاه تحليلي و مبتني بر نياز واقعي مي‌تواند از رفتارهاي پرهزينه جلوگيري كند. كساني كه براي مصرف واقعي نيازمند ارز يا طلا هستند، بايد تصميم خود را براساس افق زماني و نياز واقعي تنظيم كنند، نه بر پايه موج‌هاي كوتاه‌مدت بازار. براي سرمايه‌گذاران نيز تنوع‌بخشي به سبد دارايي و پرهيز از تمركز كامل بر يك بازار، همچنان منطقي‌ترين رويكرد به شمار مي‌رود. در كل نوسانات چند روز اخير در بازار ارز و طلا بار ديگر نشان داد كه اين دو بازار، بيش از هر چيز درگير انتظارات و فضاي رواني‌اند. هر چند عوامل اقتصادي زيرساختي همچنان نقش تعيين‌كننده دارند، اما نوسان بازار بسيار بالاست. از اين‌رو، مي‌توان گفت رفتار هيجاني فعالان بازار بسيار بالاست.  از اين‌رو، مي‌توان گفت بازار در وضعيت «انتظار» قرار دارد؛ انتظاري كه تا روشن شدن جهت‌گيري‌هاي كلان، احتمالا همچنان به نوسان‌هاي رفت ‌و برگشتي منجر خواهد شد. در چنين شرايطي، ثبات پايدار نه با هيجان، بلكه با كاهش ابهام، تقويت اعتماد و سياستگذاري منسجم حاصل مي‌شود.

 

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 4 =

پربازدیدترین ها