عادی‌ سازی ظلم در ایران !

جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : ظلم وقتی در تار و پود جامعه رسوخ می‌کند و به امری عادی بدل می‌شود ؛ عدالت مخلِ نظم جلوه می‌کند. در چنین فضای مسخ‌ شده‌ای ؛ صدایِ حق‌ طلبانه و فریادِ دردمندانه ی مردم به‌ جای آنکه چونان زنگ خطری برای اصلاح و ترمیم و بازسازی باشد با برچسبِ سخیفِ اغتشاش سرکوب می‌شود. این است وارونگیِ حقیقت‌. جایی که فریادِ گرسنگی جرم است و سکوتِ مرگبار در برابرِ تباهی ؛ فضیلت. سال هاست که فشارِ معیشتی همچون پتکی سنگین و بی‌رحم ؛ بر جمجمه‌ی نحیفِ طبقاتِ فرودست فرود آمده است. شعله‌های نارضایتی که حاصلِ سیاست‌هایِ غلط و تورمِ افسار گسیخته است از خاکسترِ فقرِ عمومی برخاست و به آتشِ بحرانی بدل شد که تمامِ ارکانِ اجتماعی را در خود بلعید.

 اما در این میانه مقاماتِ رسمی همچنان در برج‌های عاجِ خود مشغولِ تولیدِ کلماتِ کلیشه‌ای و مفاهیمِ ابهام‌ آمیزند. این ادبیاتِ عقیم ؛ نه یک رویکردِ سیاسی که تلاشی مذبوحانه برای فرار از اصلِ ماجراست. آن‌ها به‌ جای آنکه در برابرِ پرسش‌هایِ بی‌شمارِ ملتی که نان‌شان آجر شده ؛ قد راست کنند و پاسخگو باشند ؛ به رسمِ دیرینه سناریویِ نخ‌ نمایِ توطئه را بازسازی می‌کنند. این ادعاهایِ تو خالی نه تنها دردی از دردهای هزار توی جامعه را دوا نمی‌کند بلکه خود به پرسشی بزرگ‌تر و خشم‌آلودتر در ذهنِ افکارِ عمومی بدل می شود که تا کی می‌خواهید آدرسِ غلط به مردم بدهید؟ باید با صراحتِ تمام هشدار داد آن که در برابرِ فشارِ معیشتی ؛ دیوارِ بلندِ انکار می‌کشد و به جایِ درمانِ تورم ؛ سرکوب را نسخه می‌کند در واقع دارد بر بشکه‌ی باروتِ نارضایتی شعله می اندازد‌.

 این سیاستِ توطئه‌ انگاری پوششی ست برای پنهان کردنِ بی کفایتیِ برخی مدیران مفسد و نالایق‌. اما تاریخ گواه است که صدایِ برخاسته از رنج مردمِ گرفتار هرگز با چنین رفتارهایی خاموش نمی‌شود. بحرانی که امروز در زیرِ پوستِ شهر جریان دارد ؛ محصولِ مستقیمِ فسادِ ساختاری و رها کردنِ سفره‌هایِ مردم است. اگر گوشِ شنوایی برای این فریادها نباشد ؛ رخدادهایی که امروز به سادگی از کنارشان عبور می‌کنند ؛ طی روزها و ماه‌هایِ آتی با شدتی به مراتب سهمگین‌تر و غیر قابلِ کنترل‌تر بار دیگر رخ خواهند داد. حاکمیتی که صدایِ عدالت را اغتشاش می‌بیند ؛ پیش از هر چیز مشروعیتِ اخلاقیِ خود را به مسلخ برده است. حقیقت در میانِ کلماتِ بازی‌ خورده‌یِ مسئولان گم نمی‌شود. حقیقت در رنجِ آشکارِ مردم است که دیده می شود‌ و این رنج ؛ دیر یا زود پاسخی خواهد گرفت که هیچ سناریویی قادر به تغییرِ فرجامِ آن نیست.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار + 3 =

پربازدیدترین ها