وقتی زیرساخت فردا، برق امروز را ندارد!

همان‌طور که اینترنت طی دودهه گذشته از یک ابزار ارتباطی ساده به بستری برای بانکداری، تجارت، آموزش، رسانه، صنعت و خدمات عمومی تبدیل شد، هوش‌مصنوعی نیز درحال طی‌کردن همین مسیر است؛ با این تفاوت که زیرساخت موردنیاز آن بسیار سنگین‌تر و پیچیده‌تر است.

 همان‌طور که اینترنت طی دودهه گذشته از یک ابزار ارتباطی ساده به بستری برای بانکداری، تجارت، آموزش، رسانه، صنعت و خدمات عمومی تبدیل شد، هوش‌مصنوعی نیز درحال طی‌کردن همین مسیر است؛ با این تفاوت که زیرساخت موردنیاز آن بسیار سنگین‌تر و پیچیده‌تر است. هوش‌مصنوعی فقط به برنامه‌نویس و الگوریتم نیاز ندارد؛ به تراشه، سرور، دیتاسنتر، شبکه، داده و مهم‌تر از همه برق پایدار نیاز دارد. همین‌جاست که مساله ایران جدی می‌شود؛ کشوری که هنوز با ناترازی انرژی، خاموشی، محدودیت اینترنت، دشواری دسترسی به تجهیزات‌پیشرفته، تورم و بی‌ثباتی اقتصادی مواجه است، چگونه می‌خواهد خود را برای اقتصادی آماده کند که بخش قابل‌توجهی از آن در سال‌های آینده برپایه هوش‌مصنوعی شکل خواهد گرفت؟

به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان‌ صنعت   ، یکی از اشتباهات رایج در مواجهه با هوش‌مصنوعی این است که این فناوری را صرفا یک پدیده نرم‌افزاری بدانیم؛ گویی کافی است چند مدل زبانی فارسی ساخته شود، چند شرکت دانش‌بنیان شکل بگیرد و چند دانشگاه وارد میدان شوند تا کشور صاحب صنعت هوش‌مصنوعی شود. واقعیت اما بسیار متفاوت است. پشت هر مدل هوش‌مصنوعی مجموعه‌ای از زیرساخت‌های سخت‌افزاری قرار دارد؛ از پردازنده‌های قدرتمند و سرورها گرفته تا شبکه، ذخیره‌سازی و سیستم‌های خنک‌کننده. همه این تجهیزات درنهایت به یک چیز وابسته‌اند و آن انرژی است. آژانس بین‌المللی انرژی اعلام کرده، مصرف برق دیتاسنترها در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۷‌درصد افزایش یافته و مصرف دیتاسنترهای متمرکز بر هوش‌مصنوعی با سرعت بیشتری رشد کرده است. براساس برآورد این نهاد، مصرف برق دیتاسنترها تا سال ۲۰۳۰ بیش از دوبرابر خواهد شد و به حدود ۹۴۵ تراوات‌ساعت می‌رسد. این اعداد نشان می‌دهند رقابت هوش‌مصنوعی فقط رقابت میان شرکت‌های فناوری نیست؛ رقابت بر سر انرژی نیز است. دیتاسنترهای بزرگ هوش‌مصنوعی می‌توانند به ده‌ها یا حتی بیش از صد مگاوات توان نیاز داشته باشند و همین مساله باعث شده در کشورهای توسعه‌یافته نیز دسترسی به برق به یکی از عوامل تعیین‌کننده برای احداث دیتاسنتر تبدیل شود. حالا این واقعیت را کنار وضعیت ایران قرار دهیم؛ کشوری که همین امروز در تامین برق موردنیاز بخش خانگی و صنعتی با مشکل مواجه است و خاموشی به بخشی از تجربه روزمره مردم و کسب‌وکارها تبدیل شده است. در چنین شرایطی، صحبت از توسعه زیرساخت هوش‌مصنوعی بدون پرداختن به مساله انرژی، بیشتر شبیه ترسیم آینده روی کاغذ است تا یک برنامه عملیاتی.

مساله فقط خاموشی نیست؛ بی‌ثباتی است

ممکن است گفته شود اگر برق موردنیاز دیتاسنترها تامین شود، مشکل حل شده است اما موضوع به‌همین‌سادگی نیست. هوش‌مصنوعی به برق صرفا «ارزان» نیاز ندارد؛ به برق پایدار و قابل اتکا نیاز دارد. یک دیتاسنتر نمی‌تواند مانند یک واحد اداری دوساعت خاموش شود و بعد دوباره کار خود را ادامه دهد. آموزش مدل، پردازش داده و ارائه سرویس به کاربران، فرآیندهایی هستند که اختلال در آنها می‌تواند هزینه مستقیم اقتصادی ایجاد کند. برای یک شرکت فناوری، قطعی زیرساخت ممکن است به‌معنای ازدست‌رفتن مشتری، توقف سرویس، اختلال در زنجیره تولید یا حتی ازبین‌رفتن یک پروژه باشد بنابراین در اقتصاد هوش‌مصنوعی، «پایداری» خودش یک مزیت رقابتی است. کشوری که بتواند برق پایدار و ارزان در اختیار مراکز پردازشی قرار دهد، عملا بخشی از زنجیره ارزش هوش‌مصنوعی را دراختیار گرفته است. جالب اینکه این مساله فقط مشکل ایران نیست. کشورهای پیشرفته نیز امروز با همین چالش مواجهند. رشد سریع دیتاسنترها فشار زیادی بر شبکه‌های برق وارد کرده و در برخی مناطق حتی اتصال پروژه‌های جدید به شبکه به یک گلوگاه تبدیل شده است. آژانس بین‌المللی انرژی هشدار داده که بخشی از پروژه‌های‌برنامه‌ریزی‌شده دیتاسنترها ممکن است به‌دلیل محدودیت‌های شبکه و زیرساخت انرژی با تاخیر مواجه شوند. تفاوت ایران با این کشورها اما در یک نکته اساسی است؛ آنها درحال‌توسعه ظرفیت برق و شبکه برای پاسخ به موج بعدی تقاضا هستند، درحالی‌که ایران هنوز برای پاسخ به تقاضای موجود با مشکل مواجه است.

ممکن است در اینجا این انتقاد مطرح شود که ایران اساسا نسبت به هوش‌مصنوعی بی‌توجه نبوده است. این انتقاد وارد است. ایران سند ملی هوش‌مصنوعی دارد و در آن اهدافی مانند توسعه زیرساخت‌های پردازشی، مدل‌های بزرگ، کلان‌داده، سخت‌افزارهای‌تخصصی و ایجاد زیرساخت‌های اشتراکی پردازشی موردتوجه قرار گرفته است حتی هدف قرارگرفتن ایران درمیان کشورهای پیشرو هوش‌مصنوعی و تبدیل‌شدن به قطب منطقه‌ای این فناوری نیز مطرح شده است بنابراین مساله را نمی‌توان صرفا «نداشتن برنامه» دانست. مشکل اصلی فاصله میان برنامه و امکان اجراست. سند می‌تواند هدف تعیین کند اما نمی‌تواند برق تولید کند. نمی‌تواند تحریم را رفع، تجهیزات پیشرفته را وارد، سرمایه‌گذاری را تضمین و اینترنت پایدار برای شرکت‌ها فراهم کند. هوش‌مصنوعی درنهایت روی کاغذ اجرا نمی‌شود؛ روی سرور اجرا می‌شود. سرور هم به برق، شبکه، تجهیزات و سرمایه نیاز دارد. اینجاست که تجربه سال‌های گذشته اهمیت پیدا می‌کند. در ایران بارها شاهد آن بوده‌ایم که میان سیاستگذاری و اجرای واقعی فاصله ایجاد شده است. در حوزه فناوری نیز اگر همین الگو تکرار شود، ممکن است اسناد و برنامه‌های متعددی داشته باشیم اما در عمل ظرفیت واقعی برای رقابت شکل نگیرد.

برای فهم اینکه چرا نگرانی درباره آینده هوش‌مصنوعی در ایران جدی است، لازم نیست خیلی دور برویم. کافی است به وضعیت اینترنت نگاه کنیم. اینترنت قرار بود یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های اقتصاد دیجیتال باشد اما سال‌هاست در ایران با محدودیت، فیلترینگ، اختلال و دسترسی ناپایدار مواجه است. گزارش‌های مختلف در ارزیابی سال ۲۰۲۵ نیز ایران را در زمره کشورهایی با وضعیت نامطلوب آزادی اینترنت قرار داده و به محدودیت گسترده دسترسی به اینترنت جهانی اشاره کرده است. فارغ از بحث‌های سیاسی و اجتماعی، مساله از منظر اقتصادی بسیار ساده است؛ «فناوری به زیرساخت ارتباطی نیاز دارد.» اگر اینترنت به گلوگاه تبدیل شود، هوش‌مصنوعی نیز دیر یا زود با همان گلوگاه مواجه خواهد شد. ازهمین‌منظر، وضعیت اینترنت یک هشدار جدی برای آینده AI است. نمی‌توان از یک‌طرف فناوری را موتور رشد اقتصادی دانست و ازطرف‌دیگر یکی از مهم‌ترین بسترهای ارتباطی آن را محدود یا بی‌ثبات کرد.

ایران فقط مصرف‌کننده است

شاید مهم‌ترین نگرانی درباره آینده هوش‌مصنوعی در ایران این نباشد که کشور نتواند بهترین مدل جهان را بسازد. واقعیت این است که حتی بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته نیز قرار نیست در این رقابت، مدل مرزی خود را داشته باشند. مساله اصلی جای دیگری است؛ آیا ایران می‌تواند بخشی از زنجیره ارزش هوش‌مصنوعی را در اختیار داشته باشد یا نه؟ اگر پاسخ منفی باشد، ایران تبدیل به مصرف‌کننده خواهد شد؛ درست مانند بسیاری از فناوری‌های‌پیشرفته دیگر. شرکت ایرانی برای استفاده از هوش‌مصنوعی به سرویس خارجی مراجعه می‌کند، هزینه را به ارز می‌پردازد، داده را در زیرساخت دیگران پردازش کرده و محصول نهایی را در بازار داخلی عرضه می‌کند. در این مدل، حتی اگر قیمت جهانی استفاده از AI کاهش پیدا کند، افزایش نرخ ارز و محدودیت دسترسی می‌تواند هزینه آن را برای کاربر ایرانی بالا نگه دارد. این یعنی کشور فناوری را مصرف می‌کند اما مالک زیرساخت آن نیست. مصرف‌کننده بودن در کوتاه‌مدت شاید مساله بزرگی نباشد اما وقتی هوش‌مصنوعی وارد تولید، بانکداری، پزشکی، حمل‌ونقل، انرژی، کشاورزی و خدمات عمومی شود، وابستگی به زیرساخت خارجی می‌تواند به یک ریسک اقتصادی و راهبردی تبدیل شود. با این حال، نباید از این بحث نتیجه گرفت که ایران برای جبران عقب‌ماندگی باید میلیاردها دلار هزینه کند تا یک مدل در اندازه بزرگ‌ترین مدل‌های‌جهان بسازد. چنین رویکردی نه واقع‌بینانه است و نه لزوما اقتصادی. ایران می‌تواند مسیر متفاوتی را انتخاب کند. مدل‌های کوچک‌تر و بهینه، هوش‌مصنوعی تخصصی، مدل‌های‌فارسی، کاربردهای‌صنعتی، پزشکی، کشاورزی، انرژی، خدمات دولتی و ابزارهای مبتنی بر مدل‌های متن‌باز، همگی حوزه‌هایی هستند که می‌توانند بازده اقتصادی بیشتری نسبت به تلاش برای رقابت مستقیم در ساخت بزرگ‌ترین مدل عمومی جهان داشته باشند. درواقع، مساله ایران بیش از آنکه «داشتن بزرگ‌ترین مدل» باشد، داشتن ظرفیت محاسباتی قابل‌اتکا و دردسترس است.

بنابراین کل مساله را می‌توان در یک تناقض خلاصه کرد؛ جهان درحال ورود به اقتصادی است که محاسبات به یکی از مهم‌ترین نهاده‌های تولید تبدیل می‌شود اما ایران هنوز در تامین یکی از نهاده‌های پایه این محاسبات، یعنی برق با مشکل مواجه است.

کشورهای بزرگ در حال سرمایه‌گذاری روی نیروگاه، شبکه انتقال، دیتاسنتر و زیرساخت‌های پردازشی هستند. شرکت‌های فناوری حتی به مناطقی می‌روند که برق ارزان‌تر و اتصال سریع‌تر به شبکه دارند. در اروپا نیز توسعه دیتاسنترهای AI به‌شکل فزاینده‌ای به دسترسی به انرژی گره خورده است. در ایران اما اگر روزانه با خاموشی مواجه باشیم، صحبت از اینکه «چگونه می‌توانیم قطب هوش‌مصنوعی منطقه شویم» بدون حل مساله زیرساخت، تناقضی آشکار ایجاد می‌کند.

ایران نیروی انسانی متخصص کم ندارد. دانشگاه‌های کشور سال‌هاست مهندس، برنامه‌نویس، پژوهشگر و متخصص علوم مختلف تربیت می‌کنند. در بسیاری از حوزه‌های علمی نیز ظرفیت قابل‌توجهی وجود دارد. مشکل اصلی این است که آیا ساختار تصمیم‌گیری کشور می‌تواند این ظرفیت انسانی را به سرمایه فناورانه تبدیل کند. وقتی نیروی متخصص چشم‌انداز روشنی برای آینده خود نمی‌بیند، سرمایه‌گذار نمی‌تواند برای چند سال آینده برنامه‌ریزی کند، اینترنت پایدار نیست، تجهیزات پیشرفته به‌سختی وارد می‌شوند و سیاست‌ها مرتب تغییر می‌کنند، حتی بهترین استعدادها نیز نمی‌توانند معجزه کنند. هوش‌مصنوعی به محیطی نیاز دارد که در آن آزمایش‌کردن، شکست‌خوردن، سرمایه‌گذاری و نوآوری امکان‌پذیر باشد. به‌همین‌دلیل شاید مهم‌ترین مساله ایران در حوزه AI، کمبود الگوریتم یا حتی کمبود متخصص نباشد؛ مساله، کیفیت حکمرانی فناوری است.

زمان منتظر نمی‌ماند

ایران هنوز از بازی خارج نشده است. همچنان می‌توان زیرساخت پردازشی ایجاد کرد، مدل‌های تخصصی ساخت، از ظرفیت نیروی انسانی استفاده کرد و در بخش‌هایی که مزیت نسبی وجود دارد، وارد بازار منطقه‌ای شد اما یک تفاوت اساسی میان «فرصت» و «فرصت نامحدود» وجود دارد. کشورهایی که امروز برای انرژی، دیتاسنتر، تراشه، شبکه و نیروی انسانی سرمایه‌گذاری می‌کنند، چند سال دیگر نتیجه آن را خواهند گرفت. توسعه زیرساخت انرژی و محاسباتی یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد.

حتی در کشورهای پیشرفته نیز یکی از چالش‌های اصلی، هماهنگ‌کردن سرعت ساخت دیتاسنتر با سرعت توسعه شبکه برق است بنابراین اگر ایران چند سال دیگر به این نتیجه برسد که هوش‌مصنوعی اهمیت راهبردی دارد، ممکن است با بازاری مواجه شود که فاصله ورود به آن بسیار بیشتر از امروز شده است. ایران برای ورود به عصر هوش‌مصنوعی الزاما به بزرگ‌ترین مدل جهان نیاز ندارد؛ به زیرساختی نیاز دارد که بتواند روی آن آینده بسازد. برق پایدار، اینترنت قابل‌اتکا، دسترسی به تجهیزات، سرمایه‌گذاری بلندمدت، داده، نیروی انسانی و فضای‌مناسب برای فعالیت شرکت‌های فناوری، اجزای همان زیرساخت هستند. اگر این اجزا فراهم نشوند، احتمالا هوش‌مصنوعی وارد ایران خواهد شد اما نه به‌شکلی که اقتصاد ایران را متحول کند. مدل‌های خارجی دردسترس خواهند بود، کاربران ایرانی از آنها استفاده خواهند کرد و شرکت‌ها محصولات مبتنی بر AI خواهند ساخت اما بخش مهمی از ارزش اقتصادی در بیرون از کشور ایجاد خواهد شد.

در آن صورت، ایران هوش‌مصنوعی خواهد داشت اما اقتصاد هوش‌مصنوعی نخواهد داشت و این دقیقا همان خطری است که امروز باید جدی‌تر از خود فناوری درباره آن صحبت کرد. هوش‌مصنوعی شاید برای ایران یک انتخاب نباشد؛ اما چگونگی مواجهه با آن هنوز یک انتخاب است.

 

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + دوازده =