بابک زنجانی : غافلگیریِ بزرگی در راه است !

  جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :  در حالی که در لایه‌های پنهان سیاست بازی‌های سنگین برای تغییر موازنه قدرت در منطقه در جریان است یک واقعیت تلخ و هولناک در مقابل چشمان ما خودنمایی می‌کند. زیر ساخت‌های حیاتی کشور به ویژه در گلوگاه‌های استراتژیک جنوب در حال فروپاشی یا تخریب هستند. اما نباید ساده‌ انگاری کرد. این تخریب های هدفمند یعنی پاکسازی میدان برای ورود قدرتی بزرگتر. وقتی پل‌ها می‌ریزند ؛ وقتی راه‌ها قطع می‌شوند و وقتی زیر ساخت‌های لجستیکی در جنوب کشور از کار می‌افتند ؛ در واقع سدی که مانع حرکت سریع و گسترده نیروهاست فرو می پاشد‌. تخریب زیر ساخت‌ها ؛ دقیقاً همان چیزی ست که یک قدرت اشغالگر یا یک دشمن بزرگ برای آماده‌ سازی زیر بنا نیاز دارد تا در لحظه‌ی وقوع بحران با کمترین مقاومت و بیشترین سرعت جای پای خود را مستحکم کند.

در این میان اظهارات اخیر بابک زنجانی که مدعی شده است بگذارید آمریکا هر کاری می‌خواهد بکند ؛ غافلگیری بزرگی در راه است ؛ شنیده می‌شود. اما سوال اصلی اینجاست آیا این یک پیشگویی ست یا یک بلوف تبلیغاتی برای حفظ موقعیت خود؟ اگر بخواهیم با نگاهی تحلیلی به موضوع بنگریم باید میان واقعیت‌های میدانی و ادعاهای سیاسی مرز بگذاریم. حرف زنجانی از این منظر می‌تواند دو معنا داشته باشد : سناریوی اول ( بلوف و انفعال ) : اگر ادعای زنجانی صرفاً بر پایه یک انتظار از فرو پاشی باشد ؛ او در واقع دارد نقش یک تماشاگر را بازی می‌کند که می‌خواهد با القای حس ناامیدی از توانایی داخلی ذهنیت عمومی را برای پذیرشِ تسلیم آماده کند. این نوع نگاه نه یک استراتژی بلکه یک تماشای مرگبار است. سناریوی دوم آگاهی از یک نقشه : اگر فرض کنیم او از چیزی باخبر است ؛ این خبر لزوماً به معنای پیروزی نیست ؛ بلکه می‌تواند نشان‌ دهنده درک او از جنگ باشد. جایی که دشمن نه با تانک بلکه با تخریب زیر ساخت‌ها و ایجاد خلاءهای مدیریتی به کشور وارد می‌ کند. سوال کلیدی این است که در جنگ میان ایران و آمریکا نقش و محوریت بابک زنجانی کجاست؟

آیا او یک مهره‌ی استراتژیک است که از درونِ بحران‌ها به بازی گرفته شده یا صرفاً یک تأمین‌ کننده روایت برای ایجاد تزلزل روانی در جامعه است؟ تاریخ نشان داده که در جنگ‌های نوین جنگ روایت‌ها به اندازه جنگ موشک‌ها اهمیت دارد. نقش زنجانی می‌تواند در لایه‌ی روان‌‌ شناختی باشد. یعنی ایجاد این باور در افکار عمومی که تلاش برای حفظ زیر ساخت‌ها بیهوده است و باید منتظر غافلگیری بزرگتری باشیم‌. او می‌تواند در این معادله نقش یک مروجِ ناامیدی را ایفا کند. کسی که با جملات مبهم اجازه می‌دهد شکاف بین دولت و مردم عمیق‌تر شود و در نهایت وقتی زیر ساخت‌ها فرو ریخت و آمریکا خواست جای پای خود را مستحکم کند جامعه‌ای را با خود روبرو کند که از قبل آماده‌ی سقوط بوده است. اگر زیر ساخت‌های جنوب در حال فروپاشی ست‌ ؛ این یک زنگ خطر برای امنیت ملی ست نه یک تماشای هیجان‌ انگیز برای غافلگیری‌های سیاسی. ظاهرا ویرانیِ زیر ساخت ها دارد به یک اجماع برای تسلیم تبدیل می شود. این حرف بابک زنجانی ست. مگر آن که ما اشتباه شنیده باشیم و یا منظور بابک از غافلگیری برگه ی آسی ست که فقط او از آن خبر دارد نه کَسِ دیگر.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده + 19 =

پربازدیدترین ها