در شرایطی که ایران با کمبود گاز در زمستان، تعطیلی صنایع، محدودیت خوراک پتروشیمیها و میلیاردها دلار نیاز سرمایهگذاری برای توسعه صنعت نفت روبهرو بوده تازهترین گزارش بانک جهانی از ادامه روند صعودی فلرسوزی بار دیگر زنگ خطر اتلاف بزرگترین سرمایه انرژی کشور را بهصدا درآورده است.
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت، گزارش بانک جهانی نشان میدهد حجم گازهای همراه نفت که در مشعلهای ایران میسوزد نهتنها کاهش نیافته بلکه در سال۲۰۲۵ حدود پنجدرصد افزایش یافته و ایران همچنان پس از روسیه دومین فلرسوز بزرگ جهان است. این در حالی است که وزارت نفت طی دوسال گذشته بارها از پیشرفت پروژههای جمعآوری گازهای مشعل، افزایش ظرفیت پالایش و نزدیکشدن بهپایان فلرسوزی در برخی میادین خبر داده؛ موضوعی که این پرسش را مطرح میکند که چرا باوجود اجرای پروژههای میلیارد دلاری هنوز بخش بزرگی از گازهای همراه نفت بهجای ورود بهشبکه مصرف یا صنایع پتروشیمی در آسمان جنوب کشور میسوزد؟
گزارش سال۲۰۲۵ بانک جهانی حجم فلرسوزی ایران را ۴/۲۹میلیارد مترمکعب در سال برآورد کرده؛ رقمی معادل حدود ۸۱میلیونمترمکعب در روز. بهاین ترتیب ایران همچنان پس از روسیه در جایگاه دوم جهان قرار دارد و حتی رشد فلرسوزی آن از رشد تولید نفت نیز بیشتر بوده است. بهبیان دیگر هرچه تولید نفت افزایش یافته زیرساختهای جمعآوری گازهای همراه نتوانستند همپای آن توسعه پیدا کنند.
این گزارش درحالی منتشر شده که وزارت نفت در ماههای گذشته از بهرهبرداری یا پیشرفت چندین پروژه بزرگ برای جمعآوری گازهای مشعل خبر داده است؛ پروژههایی که قرار است سالانه میلیاردها مترمکعب گاز را بهجای سوزاندن وارد چرخه تولید برق، خوراک پتروشیمی و شبکه سراسری کنند. هرچند در این میان پیشرفتهایی هم اتفاق افتاده و بخشی از برنامهها در مسیر خود محقق شده بااینحال عدم همراهی شرکتها و پیمانکاران در تحقق برنامههای زمانبندی شده هم ازجمله عواملی است که مسیر را ناهموار کرده است.
عقبماندگی چند دههای
فلرسوزی در ایران پدیده تازهای نیست. بسیاری از میادین نفتی جنوب کشور دههها پیش طراحی شدند؛ زمانی که ارزش اقتصادی گازهای همراه نفت چندان موردتوجه نبود و اولویت اصلی افزایش تولید نفتخام بود. نتیجه این رویکرد شکلگیری صدها مشعل در مناطق نفتخیز شد که سالهاست میلیاردها مترمکعب گاز را میسوزانند.
اگرچه طی سالهای اخیر سرمایهگذاری در این بخش افزایش یافته اما بانک جهانی گزارش داده که کمبود زیرساختهای جمعآوری گاز، محدودیت سرمایهگذاری و اجرای ناکامل مقررات زیستمحیطی از مهمترین موانع پیشرفت خاموشی فلرها در ایران بوده است. هرچند نباید این موضوع را نادیده گرفت که سالهاست کارشناسان میگویند که توسعه تاسیسات جمعآوری گازهای همراه، خطوط لوله، ایستگاههای تقویت فشار و واحدهای فرآورش نیازمند سرمایهگذاریهای چندمیلیارد دلاری است. سرمایهای که طی سالهای تحریم بهسختی تامین شده است.
ازسویدیگر تحریمها تنها جذب سرمایه خارجی را دشوار نکرده بلکه دسترسی صنعت نفت بهکمپرسورها، توربینها، تجهیزات فرآورشی و فناوریهای روز را نیز محدود کرده است. بههمیندلیل بسیاری از پروژههایی که قرار بود طی سهیاچهارسال تکمیل شوند با تاخیر چندساله روبهرو شدند.
هماهنگی گمشده در زنجیره جمعآوری فلر
اگرچه گزارش بانک جهانی بخش مهمی از تداوم فلرسوزی در ایران را بهضعف زیرساختها و کمبود سرمایهگذاری نسبت میدهد اما برخی کارشناسان معتقدند مشکل تنها بهمنابع مالی محدود نمیشود و بخشی از کندی پیشرفت پروژهها بهناهماهنگی میان دستگاههای اجرایی، شرکتهای بهرهبردار و مجموعههای فعال در زنجیره جمعآوری گازهای همراه بازمیگردد.
از زمان آغاز بهکار دولت چهاردهم وزارت نفت کاهش فلرسوزی را بهیکی از اولویتهای اصلی خود تبدیل کرده است. محسن پاکنژاد بارها در نشستهای تخصصی بر ضرورت تسریع اجرای طرحهای جمعآوری گازهای مشعل تاکید کرده و این موضوع را نهفقط یک پروژه زیستمحیطی بلکه بخشی از راهکار رفع ناترازی گاز و افزایش درآمدهای صنعت نفت دانسته است. این رویکرد با تاکید رییسجمهور بر جلوگیری از هدررفت منابع انرژی و تبدیل گازهای همراه بهثروت ملی نیز همسو است.بااینحال اجرای این سیاست نیازمند هماهنگی کامل میان شرکت ملی نفت، شرکتهای تابعه، هلدینگهای پتروشیمی و سرمایهگذاران بخش خصوصی بوده؛ هماهنگیای که بهاعتقاد برخی فعالان صنعت هنوز بهطور کامل محقق نشده است. بخشی از پروژههای جمعآوری گازهای همراه بهدلیل پیچیدگیهای قراردادی، تامین مالی، تامین تجهیزات و اختلاف در اولویتبندی سرمایهگذاری باسرعت مورد انتظار پیش نرفتند.
دراینمیان هلدینگ خلیجفارس بهعنوان یکی از بازیگران اصلی صنعت پتروشیمی نقش مهمی در تکمیل زنجیره جمعآوری و فرآورش گازهای همراه دارد. کارشناسان معتقدند هرگونه تاخیر در اجرای پروژههای مشترک میان این هلدینگ و وزارت نفت میتواند زمان دستیابی بهاهداف کاهش فلرسوزی را بهتعویق بیندازد.
بهباور کارشناسان اگر سیاست اعلامشده وزارت نفت برای کاهش فلرسوزی قرار است بهنتیجه برسد علاوهبر تامین منابع مالی نیازمند همافزایی بیشتر میان همه بازیگران این صنعت است زیرا تجربه نشان داده که بدون هماهنگی میان بخش بالادست نفت و صنایع پاییندستی خاموششدن مشعلها باسرعت مورد انتظار امکانپذیر نخواهد بود.
ناکام در ناترازی گاز
۸۱میلیونمترمکعب گازی که هر روز در مشعلهای ایران میسوزد عددی فراتر از یک شاخص زیستمحیطی است. این حجم تقریبا معادل مصرف روزانه چند استان بزرگ کشور یا خوراک چندین مجتمع پتروشیمی است.
درشرایطیکه ایران هر زمستان با کسری بیش از ۲۵۰تا۳۰۰میلیونمترمکعبی گاز مواجه میشود و صنایع فولاد، سیمان، پتروشیمی و نیروگاهها ناچار بهکاهش مصرف یا تعطیلی میشوند ادامه فلرسوزی بهمعنای ازدسترفتن بخشی از راهحل ناترازی انرژی است.
بخش مهمی از این گازها میتواند پس از فرآورش بهشبکه سراسری تزریق شود، بهعنوان خوراک صنایع پتروشیمی مورد استفاده قرار گیرد یا در نیروگاهها جایگزین سوخت مایع شود. علاوهبراین کاهش فلرسوزی انتشار دیاکسیدکربن، متان و آلایندههای محلی را نیز کاهش میدهد و آثار مثبتی بر سلامت ساکنان مناطق نفتخیز خواهد داشت.
از منظر اقتصادی نیز اهمیت این موضوع کمتر از جنبه زیستمحیطی نیست. اگر تنها بخشی از این گازها با قیمت صادراتی یا حتی بهعنوان خوراک پتروشیمی ارزشگذاری شود سالانه میلیاردها دلار درآمد بالقوه از بین میرود؛ درآمدی که میتواند بخشی از منابع مالی توسعه صنعت نفت را تامین کند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع