پاسخ به برخی ابهامات درباره واردات غلات از آمریکا

در روز‌های اخیر ابهاماتی درباره موضوع واردات محصولات کشاورزی از شرکت‌های آمریکایی مطرح شده و حتی عده‌ای بدون اطلاع دقیق از سازوکار تجارت جهانی غلات، این موضوع را دستاویزی برای حمله به تیم مذاکره‌کننده قرار داده‌اند. در حالی که بررسی سوابق واردات کشور نشان می‌دهد خرید غلات و نهاده‌های دامی از شرکت‌های بزرگ آمریکایی نه موضوعی جدید است و نه به دولت یا دوره خاصی محدود می‌شود، حتی واردات از برزیل و آرژانتین در دولت قبل هم همان واردات از آمریکا بوده که از محل این کشور‌ها انجام شده است.

 

به گزارش اقتصاددان به نقل از ایبِنا ، برای پاسخ به این شبهات باید به ساختار بازار جهانی غلات توجه کرد. تجارت بین‌المللی غلات در اختیار چهار غول بزرگ موسوم به گروه ABCD قرار دارد. در میان این شرکت‌ها، دو شرکت آمریکایی کارگیل (Cargill) و بانگی (Bunge) از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان گندم، ذرت، سویا و دانه‌های روغنی برای ایران بوده‌اند. کارگیل به عنوان بزرگ‌ترین شرکت خصوصی آمریکا و یکی از بزرگ‌ترین فعالان بازار کشاورزی جهان، حتی در دوره‌های سخت تحریم نیز با استفاده از معافیت‌های کالا‌های بشردوستانه و از طریق شعب خود در کشور‌های مختلف به صادرات غلات به ایران ادامه داده است. بانگی نیز یکی از بزرگ‌ترین بازیگران بازار جهانی سویا، ذرت و روغن‌های خوراکی است و سال‌ها در تأمین نهاده‌های دامی و روغن خام مورد نیاز ایران نقش داشته است.

دلیل همکاری ایران با این شرکت‌ها نیز روشن است. نخست اینکه صادرات مواد غذایی و محصولات کشاورزی طبق مقررات تحریمی آمریکا و مجوز‌های دفتر کنترل دارایی‌های خارجی آمریکا (OFAC)، در چارچوب ضوابط مشخص از شمول تحریم‌ها مستثنی بوده است. دوم اینکه این شرکت‌ها بخش بزرگی از زنجیره جهانی تولید، حمل‌ونقل و تجارت غلات را در اختیار دارند و عملاً بخش قابل توجهی از ذرت، سویا و گندم جهان از طریق شبکه آنها معامله می‌شود؛ بنابراین حتی زمانی که کالا از برزیل، آرژانتین یا کشور‌های دیگر به ایران ارسال می‌شود، مدیریت زنجیره تأمین آن در بسیاری موارد در اختیار همین شرکت‌ها قرار دارد.

اگرچه آمار رسمی قرارداد‌های این شرکت‌ها به تفکیک کشور منتشر نمی‌شود، اما گزارش‌های بین‌المللی و داده‌های رهگیری کشتی‌ها نشان می‌دهد که در سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱ ایران سالانه بین ۲ تا ۳ میلیارد دلار غلات، نهاده‌های دامی و دانه‌های روغنی از کارگیل، بانگی و سایر غول‌های تجارت غلات خریداری کرده است. همچنین برآورد‌ها نشان می‌دهد حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد نهاده‌های دامی وارداتی ایران در دوره‌های مختلف از طریق زنجیره تأمین این دو شرکت تأمین شده است. در سال ۲۰۱۹ نیز گزارش‌هایی از حضور دست‌کم ۲۰ کشتی حامل حدود ۱.۲ میلیون تن غلات در بنادر ایران منتشر شد که بخش مهمی از آنها متعلق به همین شرکت‌ها بود.

نکته مهم آن است که این روند در دولت ابراهیم رئیسی نیز ادامه داشت. در سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، به دلیل خشکسالی، افزایش نیاز کشور به نهاده‌های دامی و ضرورت تأمین کالا‌های اساسی، واردات از شبکه تأمین کارگیل و بانگی متوقف نشد. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، ارزش خرید ایران از این دو شرکت و شبکه وابسته به آنها در سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ سالانه حدود یک تا یک و نیم میلیارد دلار برآورد می‌شود. در همین دوره چندین محموله بزرگ با مجموع بیش از یک میلیون تن غلات و نهاده‌های دامی در بنادر کشور تخلیه شد و در مقاطعی نیز ۴۰ تا ۶۰ فروند کشتی حامل غلات به دلیل مشکلات تخصیص ارز در لنگرگاه‌های ایران منتظر تخلیه بودند که بخش قابل توجهی از آنها به محموله‌های کارگیل و بانگی اختصاص داشت.

واقعیت این است که حتی با وجود تلاش برای افزایش واردات گندم از روسیه، در حوزه ذرت، کنجاله سویا و روغن خام، بازار جهانی همچنان تحت سلطه شبکه تجاری این شرکت‌هاست و بسیاری از کشور‌ها از جمله ایران ناگزیر از استفاده از این زنجیره تأمین هستند؛ بنابراین واردات کالا‌های اساسی از این شرکت‌ها نه پدیده‌ای تازه است، نه اقدامی خلاف رویه‌های گذشته و نه ارتباطی با امتیازدهی سیاسی دارد؛ بلکه بخشی از سازوکار متعارف تأمین امنیت غذایی کشور در سال‌های مختلف و دولت‌های گوناگون بوده است.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × دو =