بحران برق از انحصار است

بحران برق ایران ریشه در ساختار انحصاری و دولتی صنعت برق دارد که مانع شکل‌گیری بازار رقابتی و افزایش بهره‌وری شده است.

بحران برق در ایران سال‌هاست به‌یکی از مهم‌ترین چالش‌های اقتصاد کشور تبدیل شده است. هر تابستان و زمستان با افزایش مصرف یا محدودیت در تامین سوخت نیروگاه‌ها، بحث خاموشی‌ها و محدودیت‌های اعمال‌شده بر صنایع بار دیگر به‌صدر اخبار بازمی‌گردد. با این حال بسیاری از تحلیل‌ها ریشه مشکلات را صرفا در کمبود تولید برق یا افزایش مصرف جست‌وجو می‌کنند درحالی که به‌اعتقاد برخی کارشناسان مساله بسیار عمیق‌تر از ناترازی میان تولید و مصرف است.

به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت   ،  هاشم اورعی، استاد دانشگاه شریف  معتقد است که صنعت برق ایران بیش از آنکه از کمبود ظرفیت تولید رنج ببرد گرفتار ساختاری انحصاری، غیررقابتی و دولتی است؛ ساختاری که نه‌تنها مانع شکل‌گیری بازار واقعی برق شده بلکه زمینه بروز بسیاری از مشکلات فعلی را نیز فراهم کرده است. از نگاه او، قطع برق صنایع، سیاست‌زدگی صنعت برق و بی‌توجهی به‌اصلاحات ساختاری اقتصاد کشور را در مسیری قرار داده که نتیجه آن چیزی جز تشدید رکود تورمی نخواهد بود.

برق در بن‌بست انحصار

اورعی در ابتدای گفت‌وگو با اشاره به‌بحث تعرفه‌ها و اجزای مختلف هزینه برق صنایع تاکید می‌کند که مساله اصلی صنعت برق در شیوه محاسبه این هزینه‌ها خلاصه نمی‌شود. به‌گفته او، نظام تعرفه‌بندی و قیمت‌گذاری برق به‌ویژه در بخش صنعت چنان پیچیده شده که حتی بسیاری از مصرف‌کنندگان و صاحبان صنایع نیز درک روشنی از مبنای تعیین این هزینه‌ها ندارند.

وی معتقد است در یک نظام اقتصادی سالم آنچه برای مصرف‌کننده اهمیت دارد قیمت نهایی کالا یا خدمت است و نه جزئیات مربوط به‌فرآیند تولید آن. اورعی برای توضیح این موضوع مثالی ساده مطرح می‌کند: هنگامی که فردی برای خرید هندوانه به‌بازار مراجعه می‌کند فروشنده هزینه کود، آب، حمل‌ونقل و سایر مخارج تولید را به‌صورت جداگانه اعلام نکرده بلکه قیمت نهایی محصول را ارائه می‌دهد و خریدار نیز بر همان اساس تصمیم می‌گیرد. از نگاه او، در صنعت برق نیز باید همین منطق حاکم باشد.

به‌اعتقاد این استاد دانشگاه مساله اصلی فراتر از پیچیدگی تعرفه‌هاست. او تاکید می‌کند که در صنعت برق اساسا بازار واقعی شکل نگرفته و آنچه امروز وجود دارد ساختاری انحصاری است که در آن بخش‌های اصلی تولید، انتقال و توزیع همچنان تحت نفوذ دولت قرار دارند. هرچند وزارت نیرو اعلام می‌کند سهم قابل‌توجهی از تولید برق در اختیار بخش غیردولتی بوده اما اورعی معتقد است این تصویر واقعیت کامل صنعت برق را نشان نمی‌دهد.

به‌گفته وی، بخش انتقال برق به‌طور کامل دولتی است و در بخش توزیع نیز رقابت واقعی وجود ندارد. حتی در حوزه تولید نیز یافتن نیروگاه‌هایی که به‌معنای واقعی خصوصی و مستقل باشند کار آسانی نیست. در چنین شرایطی نمی‌توان انتظار داشت سازوکار بازار شکل بگیرد یا قیمت‌ها بر پایه رقابت تعیین شوند.

اورعی از عملکرد نهادهای تنظیم‌گر بازار برق انتقاد می‌کند و می‌گوید نهادی که امروز تحت عنوان «هیات تنظیم بازار» معرفی می‌شود درعمل بیشتر نقش تعیین‌کننده قیمت را برعهده دارد. از نظر او، وظیفه تنظیم‌گر بازار جلوگیری از شوک‌ها و اختلالات مقطعی است و نه تعیین مستقیم قیمت توسط مجموعه‌ای که خود در بخش‌های مختلف زنجیره برق حضور دارد.

به باور وی، تا زمانی که قیمت برق نتیجه تعامل عرضه و تقاضا نباشد نمی‌توان از قیمت‌گذاری اقتصادی سخن گفت. او تاکید می‌کند بسیاری از هزینه‌هایی که تحت عناوینی نظیر سوخت، حق ترانزیت، بیمه و سایر موارد به‌مصرف‌کنندگان تحمیل می‌شود بیشتر به‌توجیه ساختار موجود شباهت دارد تا ایجاد شفافیت واقعی.

خاموشی صنایع و تشدید رکود تورمی

اورعی در ادامه گفت‌وگو به‌یکی از مهم‌ترین پیامدهای ساختار فعلی صنعت برق اشاره می‌کند یعنی اعمال محدودیت بر صنایع در زمان کمبود برق. به‌گفته او، اقتصاد ایران طی دهه‌های گذشته از رشد پایدار فاصله گرفته و همین مساله موجب شده بخش مولد اقتصاد با مشکلات گسترده‌ای روبه‌رو شود. وی یادآور می‌شود که متوسط رشد اقتصادی کشور در سال‌های گذشته بسیار پایین بوده و در برخی دوره‌ها تقریبا به‌صفر رسیده است. درچنین‌شرایطی صنعت مهم‌ترین موتور رشد اقتصادی کشور محسوب می‌شود و بدون تقویت این بخش نمی‌توان به‌توسعه اقتصادی امیدوار بود. اورعی می‌گوید باوجود چنین واقعیتی نخستین واکنش سیاستگذار هنگام مواجهه با کمبود برق اعمال محدودیت بر صنایع است. درحالی‌که این تصمیم مستقیما ظرفیت تولید کشور را کاهش می‌دهد. از نگاه او، وقتی تولید کاهش پیدا کند عرضه کالاها نیز کم می‌شود و اگر سطح تقاضا ثابت بماند نتیجه‌ای جز افزایش قیمت‌ها و تشدید تورم نخواهد داشت. وی تاکید می‌کند آنچه امروز در صنعت برق مشاهده می‌شود دیگر صرفا یک ناترازی نبوده بلکه به‌بحران تامین برق برای بخش مولد اقتصاد تبدیل شده است. این‌بحران به‌طور مستقیم بر میزان تولید، سرمایه‌گذاری، اشتغال و رشد اقتصادی اثر می‌گذارد و تبعات آن در کل اقتصاد قابل مشاهده است.

این‌استاد دانشگاه معتقد است اقتصاد ایران سال‌هاست درگیر پدیده رکود تورمی بوده و یکی از عوامل موثر در تداوم این وضعیت محدودیت‌های مکرر انرژی برای صنایع است. به‌گفته او، زمانی‌که در تابستان برق صنایع قطع شده و در زمستان نیز محدودیت گاز اعمال می‌شود طبیعی است که بخش تولید توان لازم برای رشد و توسعه را از دست بدهد. اورعی به‌ادبیات رایج در صنعت برق انتقاد دارد. وی می‌گوید اصطلاح «مدیریت خاموشی» خود محل تامل است زیرا اگر مدیریت به‌معنای واقعی وجود داشته باشد اساسا نباید کار به‌خاموشی برسد. از دیدگاه او، استفاده از این عبارت نشان می‌دهد که مساله اصلی حل نشده و صرفا پیامدهای آن مدیریت می‌شود.

به‌اعتقاد وی، صنعت برق به‌جای آنکه یک حوزه اقتصادی و تجاری تلقی شود به‌تدریج به‌عرصه‌ای سیاسی تبدیل شده است. درنتیجه هنگام بروز کمبود برق تصمیم‌گیران به‌جای گفت‌وگوی صادقانه با جامعه و تقسیم عادلانه هزینه‌ها ساده‌ترین مسیر را انتخاب می‌کنند و بار اصلی محدودیت‌ها را بر دوش صنایع می‌گذارند. اورعی هشدار می‌دهد که ادامه این روند به‌معنای تضعیف بیشتر بخش مولد اقتصاد است. از نگاه او، کشوری که نتواند انرژی پایدار برای صنایع خود تامین کند در جذب سرمایه‌گذاری، افزایش تولید و دستیابی به‌رشد اقتصادی نیز با مشکل جدی مواجه خواهد شد.

راه‌حل؛ دولت‌زدایی و نگاه واقع‌بینانه به‌تجدیدپذیرها

اورعی معتقد است حل بحران برق تنها از مسیر افزایش ظرفیت نیروگاهی عبور نمی‌کند. به‌گفته او، کشور نیازمند بازنگری اساسی در ساختار صنعت برق و اصلاح سیاست‌های حاکم بر این بخش است. وی تاکید می‌کند شدت مصرف انرژی در ایران بسیار بالاست و برای تولید هر واحد ارزش اقتصادی انرژی بیشتری نسبت‌به ‌بسیاری از کشورهای جهان مصرف می‌شود. به‌همین‌دلیل توجه به‌بهره‌وری و مدیریت مصرف باید در کنار توسعه ظرفیت تولید قرار گیرد. به‌باور او، مهم‌ترین پیش‌شرط اصلاح صنعت برق کاهش نقش دولت و فراهم‌کردن زمینه حضور واقعی بخش خصوصی است. اورعی پیشنهاد می‌کند برنامه‌ای چندساله برای خروج تدریجی دولت از حوزه تولید و توزیع برق تدوین شود. به‌اعتقاد وی، ادامه ساختار فعلی نمی‌تواند مشکلات مزمن صنعت برق را حل کند. این‌استاد دانشگاه نسبت‌به ‌سیاست خودتامینی برق صنایع نیز انتقاد دارد. وی می‌گوید از منظر حقوقی دولت نمی‌تواند پس از سال‌ها دریافت هزینه و تعهد به‌تامین برق صنایع را موظف کند که برق مورد نیاز خود را به‌طور مستقل تولید کنند. از منظر اقتصادی نیز این رویکرد با اصول بهره‌وری و اقتصاد مقیاس سازگار نیست.

اورعی تاکید می‌کند راهکار منطقی آن است که بازار برق شکل بگیرد و شرکت‌ها یا کنسرسیوم‌های تخصصی در حوزه تولید برق سرمایه‌گذاری کنند. دراین‌صورت صنایع می‌توانند برق مورد نیاز خود را از بازار خریداری کنند و قیمت نیز براساس عرضه‌وتقاضا تعیین شود.

وی در ادامه به‌موضوع انرژی‌های تجدیدپذیر می‌پردازد و معتقد است ایران ظرفیت‌های قابل‌توجهی در حوزه انرژی خورشیدی و بادی دارد. با این حال تمرکز بیش‌ازحد بر توسعه نیروگاه‌های خورشیدی را کافی نمی‌داند. به‌گفته او، ظرفیت اسمی نیروگاه‌های خورشیدی با ظرفیت واقعی تولید آنها تفاوت دارد و به‌دلیل محدودیت ساعات تابش نمی‌توان صرفا بر این منبع انرژی تکیه کرد. اورعی توضیح می‌دهد که ضریب ظرفیت نیروگاه‌های خورشیدی حدود ۲۰‌درصد است و همین مساله ضرورت تنوع‌بخشی به‌منابع تجدیدپذیر را نشان می‌دهد.

وی بر توسعه همزمان انرژی بادی و خورشیدی تاکید دارد و معتقد است ترکیب این‌دومنبع می‌تواند پایداری بیشتری برای شبکه برق ایجاد کند. استفاده محدود و هدفمند از فناوری‌های ذخیره‌سازی انرژی می‌تواند به‌افزایش قابلیت اطمینان شبکه کمک کند هرچند هزینه بالای ذخیره‌سازی مانع از آن می‌شود که این گزینه به‌تنهایی راه‌حل اصلی باشد. اورعی در جمع‌بندی می‌گوید آنچه امروز در صنعت برق دنبال می‌شود بیشتر به‌اقدامات مقطعی و کوتاه‌مدت شباهت دارد تا یک برنامه جامع برای حل ریشه‌ای مشکلات. به‌اعتقاد او، حل واقعی بحران برق نیازمند صداقت با مردم، استفاده از ظرفیت کارشناسان، اصلاح ساختارهای موجود و حرکت به‌سمت بازارآزاد است. درغیراین‌صورت مشکل تامین برق همچنان یکی از موانع اصلی رشد اقتصادی کشور باقی خواهد ماند و بخش مولد اقتصاد بیش از پیش تحت فشار قرار خواهد گرفت.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه + 4 =