جعفر بخشی بی نیاز ،نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : مذاکره یا جنگ برای ایران کلاف سر در گمی شده که هیچ تحلیل گری نمی تواند از هزارتوی اسرار آمیز آن مطلع شود. درست در هنگامه ی اعزام ناوهای جنگی به منطقه و حرف های ترامپ که مدام از جنگ می گوید مشخص نیست که پایان داستان به شیرینی ختم میشود یا حلوا. مذاکره ای که مدیران ارشد ایرانی در ظاهر آن را خوب و مثبت ارزیابی کرده اند در حالی که خودشان هم می دانند ته این مذاکرات بن بست است و عملا خروجی دندان گیری ندارد. در این میان اظهارات برخی از سران نظام از جمله رئیس دستگاه قضا مبنی بر اینکه هیچ امید و اعتماد به کسانی که به ما میگویند مذاکره کنیم نیست ؛ در ظاهر کلامی ساده است.
اما در بطن خود حاوی پیامی راهبردی و تأمل برانگیز برای افکار عمومی و بازیگران منطقهای ست. برای اهل قلم و ناظران سیاسی این جمله فراتر از یک موضع گیری مقطعی ست. این یک تغییر پارادایم در گفتمان رسمی در باره افق پیش روی دیپلماسی کشور است.
این که مذاکرات نتایجی نخواهد داشت و آمریکا به زعم سیاست مداران ایرانی قابل اعتماد نیست پرونده ای ست که سالهاست روی میز است. اما وقتی حتی مقامات رسمی کشور با صراحتی بی سابقه کانال اعتماد در مسیر مذاکرات را مسدود اعلام میکنند ؛ این به معنای نفی کامل هر گونه تعامل نیست که نشان میدهد ساز و کار فعلی یا پیشنهادهای موجود از نظر ساختاری و اعتباری دیگر قابل اتکا تلقی نمیشوند. در ادبیات روابط بین الملل وقتی مسیر گفت و گو به دلیل فقدان اعتماد مسدود میشود معادلات به سمت مسیرهای جایگزین تغییر مسیر می دهند. و اینجا دقیقا یک نکته حیاتی شکل می گیرد و هویت می یابد. درست در کنار این مواضع قاطع که به ظاهر ایران هیچوقت خواهان جنگ نیست ؛ اما مقابل متجاوز با قدرت تمام می ایستد. یعنی این سمت پرده مذاکره و آن سمت پرده جنگ !
این دو گانگی ؛ تصویر روشنی را در پیش رو هم برای ایران و هم برای آمریکا ترسیم میکند. مسیر صلح از طریق میز مذاکره بسته شده اما مسیر دفاع از منافع از طریق قدرت همچنان فعال و محکم است. در شرایطی که یک سوی میز مذاکره به صراحت اعلام میکند که اعتمادی به طرف مقابل ندارد ؛ این سکوت یا این عدم اطمینان در فضای ملتهب جنگی منطقه میتواند به مثابه خلاء معنایی تلقی شود که طرفهای ثالث یا رقبای منطقهای آن را با سناریوهای امنیتی پر میکنند. بنابراین این وضعیتِ موجود را باید زنگ خطری جدی برای ایران دانست. یعنی بی تعارف جنگ در راه است. یعنی این برگ برنده دیپلماسی برای مدتی روی میز نیست و این معادلات را به سمت دیگری سوق میدهد.
سمتی که در آن محاسبات مبتنی بر قدرت و بازدارندگی جایگزین محاسبات مبتنی بر تفاهم و توافق میشود. و در این شرایط تحلیل منطقی این است که ریسک وقوع برخوردهای ناخواسته یا تشدید تنشهای موجود به طرز معناداری در روزهای آتی افزایش یابد و بعید نیست در یکی از همین روزها نیمه شب مارش جنگ برای مردم نگرانِ ایران نواخته شود.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع