جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : هر ساله با فرارسیدن چهاردهم فوریه جهان در تب و تاب جشن روز ولنتاین فرو میرود. جشنی که قرار است نمادی باشد برای عشق ؛ تعهد و وفاداری بی قید و شرط. اما در پس این ویترین سرخ و شکلاتی مخصوصا در جامعهای مانند ایران این نماد با واقعیتی سرد و نگران کننده روبهرو میشود. اعتمادی که خدشه دار شده ؛ پیوندهایی که به سادگی شکسته اند و زمزمههای خیانت که در فضای مجازی و حقیقی پیچیده است. پرسش اینجاست که چگونه میتوان با تمام شور و هیجان از عشق سخن گفت وقتی سایه سنگین شکست عهد بر بسیاری از روابط افتاده است. ولنتاین بر پایه یک آرمان بنا شده. عشق به عنوان یک نیروی مطلق که میتواند بر هر مانعی غلبه کند. این روز یادآور ضرورت توجه به شریک زندگی ؛ ابراز محبت و تقویت پیوند عاطفی ست. در حالت ایدهآل این جشن فرصتی ست برای بازسازی تعهد. اما این آرمان در مواجهه با واقعیتهای پیچیده زندگی مدرن دچار فرسایش شده است. عشق های امروز دیگر صرفاً یک احساس لحظهای نیستند که نیازمند مهارت های ارتباطی ؛ پایداری مالی و بلوغ عاطفی اند که متأسفانه در بسیاری از موارد نادیده گرفته شده اند.
ورود شبکههای اجتماعی مرزهای حریم خصوصی را مخدوش کرده و دسترسی به گزینههای جایگزین را به شدت آسان نموده است. این دسترسی انتظارات افراد از شریک زندگی خود را غیر واقعی میسازد. زیرا فرد همواره با نسخههای ویرایش شده و ایدهآل سازی شده از روابط دیگران مقایسه میشود. هنگامی که نگاهی به آمارهای طلاق میاندازیم آن گاه در پیش چشمان مان تصویر رمانتیک ولنتاین رنگ میبازد. خیانتهایی که اغلب ریشه در خلأهای عاطفی ؛ عدم ارضای نیازهای متقابل یا تأثیرات مخرب شبکههای اجتماعی دارند. وقتی پایه تعهد تا این حد متزلزل است ؛ جشن گرفتن صرفاً برای ابراز عشق چقدر میتواند صادقانه باشد. یکی از عوامل کلیدی در فرسایش تعهد ظهور فناوریهای نوین است. فضای مجازی محیطی ایدهآل برای شروع ارتباطات موازی فراهم کرده است که اغلب با پنهان کاری و دروغ همراه است. این امر باعث شده که زوجها دائماً در حالت آمادگی دفاعی به سر ببرند و اعتماد که مانند شیشه است به راحتی خرد شود. با وجود این واقعیت تلخ پس چرا مردم همچنان به ولنتاین اهمیت میدهند و می خواهند آن را جشن بگیرند.
پاسخ را باید در سه لایه جستجو کرد. ابتدا این که ولنتاین تبدیل به یک چرخه اقتصادی شده. خرید هدیه ؛ شامهای گران قیمت و ابراز عمومی احساسات تبدیل به یک تکلیف اجتماعی شده است تا یک ابراز درونی. این اجبار بیرونی عمق رابطه را فدای ظاهر سازی میکند. دوم آن که انسان ذاتاً نیازمند عشق و تعلق است. ولنتاین یادآوری میکند که در عمق وجود ما میل به یک رابطه پایدار و عمیق همچنان زنده است حتی اگر در عمل شکست خورده باشیم. این جشن مرهمی موقت بر زخم های ناشی از ناکامیهای روزمره است. و در نهایت این که برای زوجهایی که مشکلات جدی دارند این روز میتواند یک مرخصی کوتاه از واقعیت های خسته کننده و آسیب زای رابطه باشد. تلاشی برای بازسازی مصنوعی شور اولیه. برای اینکه ولنتاین معنا پیدا کند باید از سطح تبادل کادو فراتر رفت و به سمت تعهد به مهارتهای عاشقانه حرکت کرد. ولنتاین اگر قرار است در جامعه ما زنده بماند باید معنای خود را تغییر دهد. این روز نباید صرفاً یادآور عشق رمانتیک باشد که در آمارها شکست خورده است. بلکه باید تبدیل به یک روز تأمل سالانه شود. فرصتی برای هر زوج تا صادقانه به این سؤال پاسخ دهند که به راستی تعهد ما امروز بر چه پایهای استوار است. اگر عشق را به جای یک مقصد ؛ یک مسیر در نظر بگیریم که با وفاداری ؛ درک متقابل و تلاش آگاهانه محافظت میشود آنگاه شاید بتوانیم در برابر سیل طلاق و خیانت شمعی کوچک اما پرنور از تعهد را روشن نگه داریم. این روز روز جشن گرفتن عشق رمانتیک نیست بلکه روز جشن گرفتن انتخاب آگاهانه برای باقی ماندن است. انتخابی که هر روز باید با مهارت و صداقت تجدید شود. روزی که دوستت دارم نه از زبان و دهان که از طپش قلب های بی قرار شنیده شود.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع