بسته‌های حمایتی بزرگ؛ چرا به تولید نمی‌رسند؟

مهندس علی انوری معمار شبکه متاص (مرجع تحلیل اقتصاد و صنعت) و عضوشورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان در مورد تولید نوشت :

در سال‌های اخیر، هر بار که اقتصاد ایران وارد فاز فشار می‌شود، پاسخ سیاست‌گذار معمولاً در قالب اعلام یک «عدد بزرگ» بروز پیدا می‌کند؛ بسته‌های حمایتی چندصد همتی، خطوط اعتباری ویژه، یا تسهیلات تکلیفی با هدف نجات تولید. بسته ۷۰۰ همتی اخیر نیز در همین چارچوب تعریف شده است. عددی بزرگ که در ظاهر باید نشانه عزم دولت برای حمایت از بنگاه‌ها باشد،

✔️اما پرسش اصلی این است: آیا این عدد واقعاً به تولید می‌رسد؟

تجربه میدانی بنگاه‌ها، به‌ویژه بنگاه‌های کوچک و متوسط، تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد. در شرایطی که شاخص شامخ کل اقتصاد و بخش صنعت به محدوده رکودی عمیق سقوط کرده، سفارشات جدید به پایین‌ترین سطح چند سال اخیر رسیده و قیمت مواد اولیه به اوج تاریخی خود نزدیک شده است، مسئله اصلی تولید «نبود سیاست حمایتی» نیست؛ نبود حمایت مؤثر، به‌موقع و قابل دسترس است.

✔️شکاف زمان؛ وقتی حمایت دیر می‌رسد

تولید با تقویم اداری حرکت نمی‌کند. واحد صنعتی که امروز با کمبود سرمایه در گردش مواجه است، اگر منابع لازم را دو یا سه ماه بعد دریافت کند، عملاً دیگر آن حمایت را نیاز ندارد؛ چون یا خط تولید را متوقف کرده، یا نیروی انسانی خود را تعدیل کرده، یا به سمت کاهش شدید ظرفیت رفته است. اینجاست که بسته‌های حمایتی، به‌جای نقش «اکسیژن»، به گزارش عملکرد تبدیل می‌شوند. عدد بزرگ باقی می‌ماند، اما بنگاه کوچک می‌میرد.

✔️مسئله تخصیص؛ از منطق اقتصادی تا امضای طلایی

بخش مهمی از انتقادات فعالان اقتصادی به نحوه تخصیص این منابع بازمی‌گردد. وقتی معیارهای انتخاب بنگاه‌ها شفاف نیست، نیاز واقعی واحدها سنجیده نمی‌شود و مسیر دریافت تسهیلات از فیلترهای سلیقه‌ای عبور می‌کند، پدیده «امضای طلایی» اجتناب‌ناپذیر می‌شود. در چنین فضایی، منابع ارزان و محدود به‌جای آنکه به بنگاه‌های گرفتار در زنجیره تولید برسد، به سمت واحدهای خاص، شرکت‌های بزرگ یا حتی زیرمجموعه‌های خود بانک‌ها هدایت می‌شود. نتیجه آن، تشدید نابرابری در دسترسی به نقدینگی و تضعیف بیشتر SMEهاست.

✔️هزینه دریافت حمایت؛ وقتی تسهیلات خودش مسئله می‌شود

در بسیاری از موارد، دریافت تسهیلات حمایتی مستلزم وثیقه‌گذاری‌های سنگین، پرداخت هزینه‌های چندصد میلیونی یا حتی میلیاردی و عبور از بروکراسی فرساینده بانکی است. برای بنگاهی که از قبل با کمبود نقدینگی دست‌وپنجه نرم می‌کند، این مسیر نه‌تنها کمک‌کننده نیست، بلکه خود به عاملی برای فرسایش بیشتر تاب‌آوری تبدیل می‌شود. حمایت زمانی معنا دارد که هزینه دسترسی به آن، از منفعتش کمتر باشد؛ شرطی که در عمل کمتر محقق می‌شود.

✔️مسئله عمیق‌تر؛ بحران ساختاری تأمین مالی

آنچه امروز در اغلب اظهارنظرهای روسای اتاق‌ها، کمیسیون‌های تخصصی و فعالان اقتصادی تکرار می‌شود، یک هشدار مشترک است: مشکل تولید، مقطعی و کوتاه‌مدت نیست. سیاست‌های انقباضی بانک‌ها، تثبیت نرخ بهره، گسترش وام‌های تکلیفی، ناهماهنگی سیاست‌های ارزی و مالی و نبود نظام تأمین مالی زنجیره‌ای، باعث شده سرمایه در گردش بنگاه‌ها به‌تدریج تحلیل برود. تزریق پول بدون اصلاح این ساختارها، فقط زمان تعطیلی بنگاه‌ها را به تعویق می‌اندازد، نه اینکه مانع آن شود.

✔️جمع‌بندی؛ عدد بزرگ کافی نیست

اگر بسته‌های حمایتی قرار است واقعاً به تولید کمک کنند، باید از منطق «عددسازی» فاصله بگیرند و به منطق «اثرگذاری» نزدیک شوند. تولید بیش از آنکه به منابع عظیم نیاز داشته باشد، به زمان‌بندی درست، تخصیص شفاف، دسترسی آسان و ثبات سیاستی نیاز دارد. در غیر این صورت، هر بسته حمایتی حتی با بزرگ‌ترین اعداد ، در نهایت به یک فرصت از دست‌رفته دیگر در تاریخ سیاست‌گذاری صنعتی کشور تبدیل خواهد شد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 4 =

پربازدیدترین ها