مسیر چهارگانه فهم وضعیت صنعت

مهندس علی انوری معمار شبکه متاص (مرجع تحلیل اقتصاد و صنعت) و عضوشورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان در مورد ارز ترجیحی و صنعت غذا نوشت :

 این مجموعه در چهار بخش نوشته می‌شود:

۱. مسئله کجاست؟
تشخیص ریشه‌ای بحران صنعت؛ فراتر از نرخ ارز و تصمیمات مقطعی

۲. چرا نسخه‌های قدیمی دیگر جواب نمی‌دهند؟
نقد خطاهای ذهنی و الگوهای تصمیم‌گیریِ ازکارافتاده

۳. مدیر صنعتی در عصر بی‌ثباتی چه کسی است؟
بازتعریف نقش مدیر، تصمیم و مسئولیت

۴. چه تصمیم‌هایی را باید متوقف کرد؟
لیست تصمیمات پرخطر که ادامه‌شان بنگاه را فرسوده می‌کند

 این یادداشت، بخش اول این مسیر است.

1 مسئله کجاست؟
بحران صنعت، بحران «نرخ ارز» نیست؛ بحران پیش‌بینی‌پذیری است
در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، صنعت ایران دوباره در معرض شوک‌های سیاستی قرار گرفته؛
از جهش نرخ ارز گرفته تا تغییرات ناگهانی مقررات، بخشنامه‌ها و سیگنال‌های متناقض.
اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، مسئله‌ی اصلی صنعت هیچ‌کدام از این‌ها به‌تنهایی نیست.

 مسئله‌ی اصلی صنعت ایران، فروپاشی امکان پیش‌بینی است.

 خطای تشخیص رایج در فضای رسانه‌ای و حتی در برخی تحلیل‌های رسمی، بحران صنعت به این عوامل تقلیل داده می‌شود:

«چندنرخی بودن ارز»
«افزایش هزینه تولید»
«فشار مالیاتی»
«کمبود نقدینگی»

همه‌ی این‌ها واقعی‌اند، اما نشانه‌اند، نه ریشه.
صنعت می‌تواند:

با ارز گران کار کند
با مالیات بالا سازگار شود
حتی با کمبود منابع کنار بیاید

 اما با بی‌ثباتی تصمیم‌سازی نمی‌تواند زنده بماند.

 وقتی داده، مرجع نیست در شرایطی که:

✔️بانک مرکزی یک نرخ تورم اعلام می‌کند
✔️مرکز آمار عددی دیگر
✔️سیاست‌گذار بدون توضیح، مسیر را تغییر می‌دهد
✔️قواعد امروز، تضمینی برای فردا ندارند

تصمیم صنعتی از «محاسبه» خارج و وارد «حدس» می‌شود.

در چنین فضایی:
✔️قرارداد بلندمدت معنا ندارد
✔️سرمایه‌گذاری واقعی متوقف می‌شود
✔️و بنگاه وارد فاز تدافعی می‌شود، نه توسعه‌ای

 چندنرخی بودن ارز؛ علامت بیماری

چندنرخی بودن ارز، فقط مسئله‌ی فساد یا رانت نیست؛
نشانه‌ی نبود یک مرجع تصمیم‌سازی قابل اعتماد است.

وقتی فاصله‌ی معنادار بین نرخ‌ها وجود دارد:
✔️صادرکننده رفتار تدافعی می‌گیرد
✔️واردکننده به سمت پوشش ریسک‌های غیرمولد می‌رود
✔️سرمایه به جای تولید، در گردش‌های کوتاه‌مدت می‌چرخد

 این‌ها واکنش‌های «غیراخلاقی» نیستند؛ واکنش‌های عقلانی در یک ساختار بی‌ثبات‌اند.

 حکمرانی دستوری؛ ریسکِ غیرقابل قیمت‌گذاری

مشکل امروز صنعت این نیست که:
سیاست خوب وجود ندارد

مشکل این است که:
هیچ سیاستی قابل اتکا نیست

تصمیمات ناگهانی، مصلحت‌گرایی مبهم و نبود پاسخگویی نهادی باعث می‌شود:
ریسک، غیرقابل قیمت‌گذاری شود
و سرمایه‌گذار، عقب‌نشینی کند

صنعت در این وضعیت:
رشد نمی‌کند
فقط «دوام می‌آورد»

 جمع‌بندی
آنچه امروز صنعت ایران را فرسوده کرده:
نه فقط نرخ ارز
نه فقط تحریم
نه فقط سیاست‌های غلط
بلکه فروپاشی سازوکار تصمیم‌سازی اقتصادی است.

#متاص
#ایران_متاص
#تصمیم_سازی
#صنعت
#مدیران_صنعت
#حکمرانی_اقتصادی
#سیاست_اقتصادی
#ریسک_سیستمی
#تولید
#metas
#iranmetas
#decisionmaking
#industry
#industrialmanagement
#economicpolicy
#systemicrisk
و تصمیم‌ساز پاسخگو نباشد
هیچ نسخه‌ای ،حتی درست ، به صنعت جان نمی‌دهد.

 در یادداشت دوم به این می‌پردازیم که:
چرا نسخه‌های قدیمی مدیریت، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری دیگر جواب نمی‌دهند
و چه خطاهای ذهنی، مدیران را ناخواسته زمین‌گیر کرده است.

🎯 مخاطب: مدیران صنعتی، اعضای هیأت‌مدیره، تصمیم‌گیران بنگاه‌ها

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + 8 =

پربازدیدترین ها