ادبیات توسعه؛ راهی برای زنده نگه داشتن سوژههای پژوهشی فراموششده
به گزارش اقتصاددان || در این گزارش، به تبیین دیدگاه دکتر حجت بقایی، مشاور تحقیق و توسعه و چهرهای چند رشتهای شامل خبرنگاری، فیلمنامهنویسی، شاعری و ترانهسرایی، در باب “ادبیات توسعه” میپردازیم. دکتر بقایی در یک گفتگو، با خبرنگاران بر نقش حیاتی ادبیات و هنر به عنوان بستری برای پرداختن به موضوعات مهمی تأکید کرد که به دلایل ساختاری یا محتوایی، امکان ورود در قالب تحقیق و پژوهش رسمی را پیدا نمیکنند.
ایشان اظهار داشتند که گاهی اوقات، ایدهها یا سوژههایی با پتانسیل بالا برای توسعه، به دلیل محدودیتهای زمانی، منابع، یا پیچیدگیهای فرآیند پژوهش آکادمیک، در بایگانیها خاک میخورند. دکتر بقایی معتقد است که در چنین شرایطی، ادبیات و فرمهای هنری مختلف؛ از داستاننویسی و فیلمنامه گرفته تا شعر و ترانه، به عنوان یک “راهکار موازی” عمل میکنند.
وی افزود: «هنر، انعطافپذیری بالایی دارد. سوژهای که نتوانم آن را با دادههای آماری یا چارچوبهای نظری سنگین پژوهشی پیش ببرم، میتواند در قالب یک داستان یا یک فیلمنامه، عمق و ابعاد اجتماعی خود را به نمایش بگذارد. هدف این است که آن ایده زنده بماند.»
این رویکرد نشاندهنده یک بینش عمیق نسبت به چرخه حیات دانش و ایده است؛ به این معنا که ارزش یک ایده صرفاً در قالب خروجی نهایی (مقاله یا پایاننامه) خلاصه نمیشود، بلکه صرف “پردازش” و “بیان” آن، حتی در قالبی غیرعلمی، میتواند زمینهساز درک عمومی و شاید الهامبخش محققان آینده باشد. به گفته ایشان، این شکل از ادبیات هنری، پل ارتباطی میان دنیای نظری پژوهش و درک عمومی جامعه است و اطمینان میدهد که هیچ ایده توسعهای، حتی در قالب یک روایت، به فراموشی سپرده نشود.
///