دکتر سلیمان زارع عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : روزنامه نوای وقت پاکستان روز 26 نوامبر 2025 در ستون ویژه خود از افزایش 14/7 قیمت گاز برای مصرف کنندگان صنعتی و خانگی و تبعات منفی آن خبر داد. افزایش قیمت گاز در پاکستان منجر به تعطیلی صنایعی که نیاز به گاز ال. پی. جی دارند می شود. تعطیلی این صنایع بیکاری و نابسامانی های اجتماعی و در نهایت تورم را در بر دارد.
در میان ایجاد تورم و نابسامنی اجتماعی در پاکستان و سیاست های جهانی ارتباط مستقیم و معنی دار وجود دارد. به این معنی که امریکا با کارشنکی در انتقال خط لوله گاز صلح ایران و پاکستان تلاش می کند تا دولت پاکستان برای مهار تورم و نیاز انرژی خود دست به سوی صندوق بین المللی پول دراز کند. صندوق بین المللی پول و بانک جهانی دو ژاندارم نظام سلطه هستند که هر زمان لازم باشد وارد عمل می شوند و نقش خود را ایفا می کنند. صندوق بین المللی پول در گزارش جدید خود اعطای وام هفت میلیارد دلاری به پاکستان را منوط به ارائه گزارش از سوی دولت پاکستان در شفاف سازی این کمک ها اعلام کرده است و تهدید کرده چنانچه شروط صندوق بین المللی پول را نپذیرد اولین بخش این وام که قرار است ماه دسامبر 2025 پرداخت شود را به تعویق خواهد انداخت.
این سناریو در حالی اجرا می شود که دبیر شورای امنیت ملی ایران آقای دکتر لاریجانی در راس هئیتی امروز در اسلام آباد در حال گفتگو با مقامات پاکستان در باره گسترش روابط دو کشور همسایه هستند، یکی از این مسائل که مطبوعات پاکستان نیز آن را منعکس کرده اند: تاکید دکتر لاریجانی به تکمیل مرحله نهایی خط لوله گاز صلح است. ایشان کارشکنی های آمریکا و دخالت در مسائل منطقه را مانع اصلی رسیدن گاز ایران به پاکستان اعلام کردند.
براساس قرارداد تامین روزانه 750 تا یک میلیارد فوت مکعب گاز طبیعی به مدت 20سال از میدان گازی پارس جنوبی ایران برای تامین نیازهای روز افرون انرژی در پاکستان در نظر گرفته شده است. خط لوله صلح برای ایجاد صلح بین هند و پاکستان ایجاد شده و قرار است در کنار نیاز انرژی پاکستان نیاز هند را نیز تامین کند. از محل انتقال گاز تا مرز پاکستان یعنی 1150 کیلومتر لوله گذاری شده و تنها 780 کیلومتر دیگر که در خاک پاکستان می باشد می تواند این خط لوله گاز را نهایی و تکمیل کند. لیکن در پی فشارهای امریکا به پاکستان این بخش از لوله گذاری درداخل خاک پاکستان ناتمام مانده. واقعیت این است که این خط لوله ابتدا قرار بود از ایران و خاک پاکستان و در نهایت به هند برسد که در این مسیر علاوه حق ترانزیت گاز سهمی عاید پاکستان می شد و حتی بخشی از نیاز به گاز این کشور نیز رفع می شد. لیکن با کارشکنی کاخ سفید این مسئله محدود به انتقال گاز تا پاکستان امکان پذیر شد که این مرحله نیز تا کنون به سرانجام نرسیده است. در واقع امریکا برای تامین انرژی هند و پاکستان خط لوله گاز تاپی را به این دو کشور پیشنهاد کرد تا خط لوله گاز ایران ناکام بماند. لیکن خط لوله گاز تاپی که قرار بود میدان گازی ترکمنستان را از طریق افغانستان به پاکستان و سپس به هند برساند به دلیل مقرون به صرفه نبودن ناکارآمد مانده است. واقعیت این است که هدف گذاری هند برای رسیدن به جایگاه سوم اقتصاد جهان تا سال 2035 نیاز این کشور را به انرژی دو برابر کرده است. پیش بینی می شود در خوش بینانه ترین حالت با وجود رسیدن خط لوله گاز تاپی به هند باز هم رشد اقتصاد هند به حدی است که این خط لوله پاسخگوی نیاز به انرژی هند را نمی دهد و رسیدن خط لوله گاز صلح ایران می تواند این نیاز به انرژی را تامین کند. سوالی که مطرح می شود این است که کاخ سفید در کنار تحمیل کمک صندوق بین المللی پول به پاکستان راضی به جایگزینی هند به عنوان اقتصاد سوم جهان و گرفتن جایگاه اقتصادی ژاپن نیست. زیرا که ژاپن سیاست های امریکا را در ایجاد مانع بر سر رشد اقتصاد چین با روی کار آمدن نخست وزیر جدید ژاپن به خوبی اجرا می کند.
ترجمه و تحلیل: دکتر سلیمان زارع
منبع: مطبوعات پاکستان
suleymanzare@ut.ac.ir
7/9/1404
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع