به گزارش اقتصاددان حسین پارسیان طبیعتدوست و عاشق کوهستان در یادداشتی اختصاصی برای اقتصاددان نوشت:
گسترش شبکههای اجتماعی و به اشتراکگذاری تصاویر صعود به قلههای مرتفع و طبیعت بکر توسط باشگاهها، گروههای کوهنوردی و افراد مشهور (سلبریتی) خواسته یا ناخواسته افراد کوهنورد، طبیعتدوست با بعضاً افراد عادی را به سمت کوهستان سوق میدهد. البته که نبایستی از دستیابی به آرامش ناشی از زندگی و تردد در کوهستان و دوری از استرس شهری و انرژی منفی غافل شد. با این وجود در برخی موارد استفاده از تکنیکهای فیلمبرداری یا پردازش تصویر نیز به رنگ و لعاب دادن به تصاویر و ایجاد میل و اشتیاق بیشتر در افراد کمک شایانی مینماید. در پاسخ به این تقاضاها، باشگاهها و گروههای مختلفی در خصوص ارایه خدمات به افراد طبیعتدوست یا حتی مردم عادی ایجاد میشوند. مشکل اخلاقی و حرفهای زمانی به وجود میآید که انگیزههای این گروهها و باشگاهها به جای آموزش، انتقال دانش و تجربیات و فرهنگسازی، رنگ و بوی مسائل مالی به خود میگیرد. بدین ترتیب گروههای کوهنوردی کثیری یا چه عرض کنم شرکتهای تجاری زیادی برای کسب منفعت پا به عرصه فعالیت کوهنوردی و عکاسی در کوهستان میگذارند. برای کسب بازدهی از چنین بازار آشفتهای در گام اول نیاز به ساخت شخصیت مشهور (سلبریتی) و کسب اعتبار برای انجام چنین فعالیت تجاری میباشد. به همین دلیل برخی افراد و سرپرستان با صرف هزینههای گزاف و صعودهای تجاری و استفاده از امکانات کامل (شرپا، اکسیژن و …) به برخی قلل مرتفع دنیا صعود و شروع به رزومهسازی و کسب اعتبار مینمایند. این افراد بعد از صعود به چند قله مرتفع به کمک رسانهها منجمله رسانههای داخلی و شبکههای اجتماعی معرفی و مشهور و در ادامه شروع به تبلیغ برای برگزاری تورهای تجاری جهت صعود به قلههای مرتفع داخلی و خارجی مینمایند. در نقطه مقابل تعداد قابلتوجهی از کوهنوردان، طبیعتدوستان و افراد عادی با دیدن تصاویر زیبای کوهستان، دستیابی به افتخار صعود به قلل مرتفع کشور یا حتی جهان، تخلیه هیجان یا دستیابی به آرامش در کوهستان به سمت این باشگاهها سرازیر میشوند. به نظر میرسد ماحصل این تقاضا و عرضه خدمات کوهنوردی در نهایت باعث ساخت بزرگراههای کوهستانی و تجارت با جان کوهنوردان باشد. این نحوه تعامل با طبیعت و تلاش برای دیده شده و دستاوردسازی فقط منوط به یک حوزه جغرافیایی خاص نبوده و در قلل مرتفع جهان نظیر اورست نیز این نحوه رفتار دیده میشود.
با توجه به مقدمهای که در بالا بیان شد سوالات اساسی که به ذهن افراد برنامهریز و هر فرد پرسشگری خطور میکند عبارتند از؛
آیا نظارتی بر عملکرد و فعالیت باشگاهها یا گروههای کوهنوردی در ایران وجود دارد؟ یا صرفاً رسیدگی به عملیات این نهادها بعد از طرح شکایت متقاضیان استفاده از خدمات کوهنوردی انجام میشود؟ در صورت عدم وجود نظارت و ارزیابی عملکرد این باشگاهها و گروهها و با افزایش نگاه مالی توسط سرپرستان، چالشهای زیادی در ارتباط با رفتار کوهنوردان با طبیعت ایجاد و بعضاً میتواند به قیمت جان متقاضیان استفاده از خدمات کوهنوردی تمام گردد. بنابراین ضرورت نظارت و ارزیابی عملکرد بر فعالیت این باشگاهها و گروههای کوهنوردی بیش از پیش احساس میشود.
آیا به نظر نمیرسد بعضاً رسانهها نقش انحرافی در دستاوردسازی و اعطای اعتبار و جایگاه به سلبریتیهای کوهنوردی دارند؟ بعضاً رسانهها داخلی یا مجازی با معرفی و مصاحبه با افرادی که با صرف هزینههای گزاف و استفاده از تورها با امکانات کامل (حتی بعضاً مشاهده شده بسته شده کرامپون افراد، حمل کوله، کپسول اکسیژن در این تورها و … توسط برخی شرپاها و نیروهای در اختیار انجام میشود) باعث ایجاد بدعت شده و ناخواسته به تجاریسازی فعالیتهای کوهنوردی اقدام مینمایند. بنابراین ضروریست محتوای تولید شده در خصوص صعود افراد در رسانهها مورد مداقه و ارزیابی قرار گرفته و از ایجاد اعتبار کاذب و دستاوردسازی برای برخی افراد که در ادامه انگیزههای مالی برای ایجاد گروه و ارایه تورهای کوهنوردی دارند جلوگیری به عمل آید.
در حال حاضر مرجع ارزیابی و رسیدگی به عملکرد باشگاهها و گروههای کوهنوردی در کشور کدام نهاد، فدارسیون یا سازمان میباشد؟ این مرجع با استفاده از چه سازوکارهایی میتواند بین آموزش، انتقال دانش و تجربیات و فرهنگسازی و نحوه تعامل با طبیعت این گروهها با انگیزههای مالی و کسب درآمد حاصل از برگزاری تورهای کوهنوردی توازن برقرار نماید؟
آیا به نظر نمیرسد فعالیت باشگاهها و گروهها در قالب کوهنوردی تجاری منجر به حضور افراد زیادی چه مبتدی و چه نیمهحرفهای در قالب گروههای کوهنوردی یا حتی کوهنوردان حرفهای در قالب خطیهای قلهزن در کوهستان و طبیعت میشود. این حجم از حضور افراد علاوه بر آسیبهای احتمالی به محیطزیست و کوهستان میتواند خطرات جانی برای این کوهنوردان را نیز در پی داشته باشد.
نگاه به برخی از تورهای برگزار شده توسط گروهها و … حاکی از وجود مشکلات ساختاری و عدم رعایت حداقلهای موردنیاز برای برگزاری فعالیت کوهنوردی امن میباشد. از به کارگیری مربیانی که تا روز صعود هیچگونه هماهنگی و تمرینی با متقاضیان صعود نداشتهاند، عدم وجود عقبدار در تیم صعود، عدم بهکارگیری وسایل و ابزار ارتباطی مختص کوهنوردی در کوهستان، عدم ارزیابی وسایل و تجهیزات کوهنوردی متقاضیان ارایه خدمات کوهنوردی قبل از اعزام به منطقه، صعود از مسیری که سرپرست گروه برای اولین بار با گروه اقدام به صعود از آن مسیر نموده، برنامهریزی و نظم ضعیف در خصوص برگزاری فعالیت کوهنوردی از باب جابجایی و انتقال کوهنوردان، مکان کمپزدن، برنامه زمانی همهموایی و صعود و فرود و …، عدم وجود قدرت کاریزماتیک در سرپرستی گروه، وجود دوگانگی مرجع تصمیمگیری بین سرپرست گروه و مربی (فرد محلی)، فرود سریع و بدون مسئولیت توسط مربی و سرپرست و تنها گذاشتن گروه جهت فرود هنگام برگشت از قله، دریافت مبالغ مختلف با نرخهای متفاوت توسط گروه راهبری باشگاه یا گروههای کوهنوردی در قالب حمل بار، اجازه صعود و … . بنابراین ضروری است سیاستگذاران، قانونگذاران و متولیان امر نسبت به ماهیت فعالیت گروهها و باشگاههای کوهنوردی حساس شده و اقدامات لازم در خصوص ارتقاء سطح فعالیت گروهها و باشگاههای کوهنوردی را به عمل آورند.
…
در راستای احترام و نگهداشت طبیعت و کوهستان و افزایش سطح مسئولیت پاسخگویی سرپرستان و مربیان باشگاهها و گروههای کوهنوردی جهت حفظ جان افراد متقاضی استفاده از خدمات کوهنوردی، در کنار بهرهمندی از آرامش کوهستان، امید است سیاستگذاران، قانونگذاران و متولیان امر نسبت به ماهیت فعالیت گروهها و باشگاههای کوهنوردی حساس شده و با انجام اقدامات لازم به ارزیابی و در ادامه به ارتقاء سطح فعالیت این باشگاهها کمک شایانی نمایند. در ادامه با توسعه سطح این باشگاهها و تربیت و آموزش مستمر سرپرستان و مربیان حرفهای در کنار ترویج منشورهای حرفهای و اخلاقی، میتوان به آموزش حرفهای افراد متقاضی استفاده از خدمات کوهنوردی و کوهنوردان نیمهحرفهای، انتقال دانش و تجربیات و تربیت کوهنوردان حرفهای، فرهنگسازی و نحوه تعامل با طبیعت و کوهستان بیش از پیش امید داشت.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع