با توجه به تحولات حاکم، پیشبینی میکنم یک فروپاشی جدید مالی جهانی در پیش است که ثروت مردم جهان را نصف میکند. باید توجه داشت این فروپاشی، فروپاشی اقتصادی نیست و فروپاشی مالی است. ریشه این فروپاشی هم به این گزاره باز میگردد که از سال ۱۹۸۰ به این سو، مشکلات اقتصادی در جهان با افزایش بدهی حل شده است. مثلا نسبت بدهی بخش خصوصی امریکا (یعنی بدهی شرکتها و خانوادهها به تولید ناخالص ملی) به تولید ناخالص ملی این کشور که در سال ۸۰، حدود ۱۲۰ درصد بود، امروز به ۲۳۵ درصد رسیده است! از این اعداد و ارقام به این نتیجه میرسیم که امریکا از طریق رشد بدهی است که مجموعه مشکلات خود را حل و فصل میکند. بدهی بخش خصوصی امریکا در سال ۲۰۰۵ نسبت به تولید ناخالص ملی ۲۰۹ درصد بوده و در سال ۲۰۳۵ به ۲۳۵ درصد رسیده است. در اغلب کشورها در سطح جهانی (به جز ایران) رشد بدهی بیشتر از رشد تولید ناخالص ملی است. به عبارت دیگر، رشد بدهی بیشتر از رشد دستمزد و هر گزاره دیگری است. چون این بدهیها از ۱۰۰ درصد تولید ناخالص ملی بیشتر شده و به بالای ۲۰۰ درصد رسیده است، پیام خاصی را منتقل میکند. اولا بنگاههای بانکی که به این شرکتها وام دادهاند باید بدانند که این نسبت (بدهی به تولید ناخالص ملی) پس از عبور از ۲۵۰درصد شرایطی را ایجاد میکند که دیگر اغلب بدهکاران قادر به بازپرداخت بدهی خود نیستند. در کشورهایی مانند لوکزامبورگ و ایرلند و… این اعداد و ارقام حتی بالای ۴۰۰ و ۳۰۰ درصد است. این در حالی است که ایرلند یک زمانی الگوی معجزه اقتصادی در جهان بود اما امروز نسبت بدهی ایرلند به تولید ناخالص ملیاش ۳۸۸ درصد است. این نسبت در خصوص هلند ۲۸۳ درصد است.
به گزارش اقتصاددان به نقل از تعادل ، این اعداد و ارقام معنای خاصی دارد. اخیرا برای دانشجویان دانشگاه شریف سخنرانی داشتم. یکی از دانشجویان رتبه ایران را در رتبههای جهانی بر اساس آمارهای صندوق بینالمللی پول نازل ارزیابی میکرد. از او پرسیدم در این جداول همه اطلاعات اقتصادی کشورها وجود دارد، جز بدهی کشورها. مثلا در سوئد نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی بیش از ۳۰۰ درصد است. این نسبت در میان کشورهای غربی ۲۴۶ درصد است. در واقع سوئد مهاجران مختلف از کشورهای گوناگون میگیرد تا نسبت بدهیاش به تولید ناخالص ملیاش را کاهش بدهد. در نروژ این نسبت (بدهی به تولید ناخالص ملی) ۳۱۶ درصد است. در واقع مهاجران باید راهی این کشورها شوند تا بدهی این کشورها کاهش پیدا کند. نسبت بدهی به تولید ناخالص ملی ۲۸۶ درصد است. این عدد در فرانسه ۲۶۴ درصد است. جالب اینجاست که اغلب مهاجران در کشورهای غربی نه با دارایی آنها بلکه با بدهیشان باید شناسایی بشوند. مهاجران و شهروندان این کشور بدهی میگیرند و با سودهای بالا باید پرداخت کنند. این اعداد و ارقام واقعیتهای بسیاری را نمایان میکند. در مورد کانادا هم این نسبت بسیار جالب است. نسبت بدهی بخش خصوصی به تولید ناخالص داخلیاش ۳۰۴ درصد است. باید از ایرانیانی که راهی این کشورها میشوند، پرسید، کجا میروید؟ این نسبت در سال ۲۰۰۵ میلادی، ۱۷۵ درصد بوده است و امروز ۳۰۴ درصد است. کانادا مدام با بدهی بیشتر مشکلات خود را حل میکند. این حرف پل کروگمن (برنده نوبل ۲۰۰۸) متخصص فهم مالی در جهان حرف درستی است. ایشان میگوید «بدهیهای کانادا، بدهیهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۸ است که روی هم تلنبار شده است. این بدهیها، بدهیهای جدید نیست.» روش کانادا و بسیاری از کشورهای غربی این گونه است که بدهیهای قبلی را منجمد میکنند. نخستوزیر کانادا متخصص انتقال بدهی به سالهای بعد است. مردم در کشورهای غربی هم متوجه این مکانیسم خطرناک نمیشوند. اگر این روند با بدهیهای ایران مقایسه شود، بسیار معنا دارد. کل بدهی خارجی ایران ۸ میلیارد دلار است، یعنی صفر. برخی از این کشورها ۵۰ سال زمان نیاز دارند که بدهی خود را بدهند، ایران اما در اوج تحریمها میتواند ۲ ماهه بدهیهای خود را صاف کند.
در مورد کرهجنوبی که اخیرا بحثهای زیادی مطرح شده، نسبت بدهی بخش خصوصی و خانوادههای کشور کرهجنوبی به تولید ناخالص ملی ۲۷۳ درصد است. کره جنوبی یکی از بدهکارترین کشورهای جهان است. در دهه ۹۰ گفته میشد کره معجزه اقتصادی قرن است؛ در ایران هم این نوع مقایسهها زیاد میشود؛ ولی کرهجنوبی امروز بدهی بسیاری دارد؛ چرا این گونه شد؟ در دهه ۹۰ کره جنوبی مدل توسعه بود. در سال ۹۸ ورشکسته شد. علت شکست آن هم این بود که بانکهای امریکایی که به این کشور وام میدادند، اعلام کردند دیگر وام کوتاهمدت به کره جنوبی نمیدهیم. ۸۰ درصد وامها هم کوتاهمدت بود. بنابراین همه چیز دچار فروپاشی شد. ۳ کمپانی، یک کنسرسیوم تشکیل دادند. سهام شرکتها یکپنجم و پول ملیاش یک سوم شد. همه چیز تومنی یک قران شد. چند شرکت یهودی آمدند سهام شرکتهای ورشکسته را تومنی دو قران خریدند. سهام را آرام فروختند و کره به بدهکارترین کشور بدل شد. افرادی که در ایران به آمارهای صندوق بینالمللی پول استناد میکنند، خوب است بدهیهای این کشورها را هم اعلام و تفسیر کنند. این روند است که باعث شده پیشبینی کنم که جهان در آستانه یک فروپاشی جدی است.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع