وضعیت بودجه کشور به زبان آدمیزاد ؟!؟

دکتر حسن خسروی. مدرس دانشگاه و متخصص امور برنامه و بودجه کشور و مؤلف کتاب روابط عمومی و ارتباطات و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : به زبان ساده ، بودجه یعنی پول درآوردن و پول جور کردن برای اداره کشور.
تأمین بودجه عمدتا از دو راه میسر است. داخل و خارج. از داخل یعنی مالیات از مردم و از خارج یعنی صادرات. از داخل دو مشکل داریم : مردم اعتقادی به مالیات ندارند (مشکل فرهنگی است. زیرا در گذشته‌ چیزی تحت عنوان خراج، عمدتا به زور از مردم گرفته می‌شده است) و دوم اینکه توان پرداخت مالیات ندارند چون حقوق ها و درآمدها عادلانه نیست که اینجا پای توزیع عادلانه ثروت‌ پیش می‌آید که خود بحث ریشه ای مفصلی است و تأمین بودجه از خارج نیز از جنبه صادرات ، مواجه با تحریم‌ها هستیم. صادرات کشور دو گونه است که قطعا نیازمند مشتری است و داشتن مشتری نیز نیازمند تعامل و ارتباطات است که یا نفتی است یا غیر نفتی. نفتی ها و مشتقات آن درگیر تحریم هاست و غیر نفتی ها مثل فرش و زعفران و میوه و صدور خدمات فنی مهندسی و… گرفتار کیفیت و بازاریابی و ارتباطات و… .
در این میان تأمین بودجه از راه توریسم و گردشگری بحث مهم دیگری است که به علت نوع سیستم حکمرانی ما که منطبق بر قوانین شریعت اسلامی و تشیع میباشد بررسی جداگانه ای را می‌طلبد.
بودجه مانند ترازنامه است که دو طرف دارد: منابع یا درآمدها و مصارف یا هزینه ها. بودجه دو بخش کلی دارد : بودجه عمومی دولت و بودجه شرکت‌های دولتی، بانک‌ها و…
اگر ساز و کار بودجه درست از آب درنیاید دچار کسری بودجه می‌شویم که باید از دو راه جبران شود : یکی استقراض از بانک مرکزی که منجر به چاپ پول می‌شود و منجر به رشد پایه پولی می‌شود و منجر به رشد نقدینگی می‌شود و نهایتا منجر به رشد تورم. پس همه چیز تابع رفتار و سیاست‌ها و عملکرد دولت است. حالت دوم استقراض برای جبران کسری بودجه، چاپ و انتشار اوراق قرضه یا اوراق بهادار است که دولت سود آنرا تضمین می‌کند اما قطعا باید فشار زیادی را تحمل نماید. بودجه نویسی سالیانه به طور سنتی به این صورت است که بودجه سال قبل و احتیاجات و نیازهای سال بعد را سبک سنگین کرده و آنرا تنظیم میکنیم. اما این معمولا برای شرایط نرمال و عادی است نه شرایط عدم اطمینان که ما در آن به سر می‌بریم. تا ما با جهان و جهانیان به یک سطحی از تعامل و روابط پایدار قابل اتکاء نرسیم، بودجه نویسی مان هم در حالت عدم اطمینان خواهد بود که طبیعتا نتایج خوشایندی ندارد. بودجه نویسان ما با برنامه نویسان ما همخوانی جامع و مانعی ندارند. برنامه نویس چیزی را می‌نویسد که بودجه نویس درک و فهم کاملی از آن ندارد فلذا بودجه یکطرف می‌رود و برنامه طرف دیگر. بخاطر همین است که طبق گزارش نهادهای نظارتی، میزان تحقق برنامه های پنج ساله توسعه کشور کمتر از پنجاه درصد بوده است؟!؟ بودجه، چهره واقعی خود را باید در تراز تجاری کشور نشان دهد. تراز تجاری یعنی رابطه دو کفه ترازوی صادرات و واردات کشور که هر چقدر کفه صادرات سنگین تر باشد تراز تجاری مثبت و مطلوب است که از این منظر مشکلات فراوانی داریم. بودجه خوب و قوی بودجه ای است که راه را برای سرمایه گذاری داخلی و خارجی هموار کرده تا سرمایه ها به شرط وجود امنیت اقتصادی و… به سمت کشور سرازیر شوند که طبیعتا نتیجه آن ارز آوری، اشتغال، رونق کسب و کارها و افزایش درآمد سرانه و رفاه عمومی خواهد بود. اینکه چرا سرمایه داران رغبتی به سرمایه گذاری در کشور نشان نمی‌دهند نیز خود جای بحث و بررسی جداگانه ای را می‌طلبد. حقیقت آن است که بودجه یکی از حلقه های مرتبط با اقتصاد و مدیریت کشور است و قطعا سایر حلقه ها نظیر بانک‌ها، روابط بین الملل و… در موفقیت یا شکست آن بی تأثیر نیستند. بودجه ای می‌تواند درست و حسابی تنظیم شود که تابع اقتصاد دستوری و سلیقه ای نباشد. از آنجا که اقتصاد دارای فرمول است و شما حتما برای حل معادلات اقتصادی باید بجای ایکس عدد مناسب بگذارید فلذا هر گونه رفتار خارج از فرمول های پذیرفته شده اقتصادی، ما را به بیراهه و ضرر و زیان سوق می دهد. بودجه ، سند دخل و خرج کشور و آیینه تمام نمای وضعیت کلی ماست که نشان می‌دهد چه هستیم و چه داریم و کجا باید باشیم.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 3 =

پربازدیدترین ها