«هیچکس اختیار هیچ کاری را ندارد. کار دست همه است؛ ما وزیر التماسیم.» این بخشی از سخنان قابل تامل وزیر صمت نسبت به وضع موجود در کابینه دولت سیزدهم است که در فضای رسانهای کشور پخش شد.
اظهاراتی که نشان از سردرگمی شدید در دولت و نبود یک فرماندهی واحد دارد. از سوی دیگر، دست به دست شدن خبر استعفای وزیر نفت و پشت صحنه آن، توجهها به سمت پاستور رفت.
اظهارات علی آبادی و استعفای اوجی نشان میدهد، قدرتهای در سایه با تابعی از وابستگی و نفود سیاسی شان اجازه کار از مردان اقتصادی کابینه را گرفته اند؛ تا جایی که برای پیشبرد امور یا باید التماس کنند، یا استعفا دهند یا اینکه در نهایت مجبور شوند که به افراد پشت پرده قدرت دست دوستی بدهند. وضعیت کنونی نشانگر این است که کار در ایران گره خورده و هنوز مشکلِ جدی در عرصه سیاستگذاری و تصمیمسازی کشور وجود دارد.
تغییرات کوچک و بازی دولت
به گزارش اقتصاددان به نقل از تعادل ، دو سال از عمر دولت سیزدهم گذشت اما بخش اعظمی از وعدههای دولت محقق نشد و اقتصاد تبدیل به بزرگترین چالش پاستور در کشور شد. ترمیم چهره اقتصادی دولت، همان اهمی بود که در سال نخست توصیه شد، اما بیتوجهی به آن موجب شد تا در لوای بیتوجهی به آن، برخی از وزرا ازکابینه اخراج شوند، اما اصل ماجرا یعنی همان وعدههای محقق نشده همچنان به قوت خود باقی است.
به گفته تحلیلگران، «انتظارسازی» برای مردم جهت بهتر شدن شرایط، از سوی برخی جریانات کار را برای این دولت سخت کرد. از طرفی، چند دستگی شدید در تیم اقتصادی دولت و دور شدن دولت از برنامه خود موجب شد تا گمانه زنیها درباره تغییر وزرای اقتصادی افزایش یابد و چهرههای بسیاری برای رفتن و چهرههای دیگر برای آمدن خبرساز شدند. ترمیم دولت در حوزه اقتصاد ضروریترین اقدام دولت میتوانست باشد اما خبری نشد. هرچند برخی وزرا تغییر کردند، اما تیم نا هماهنگ اقتصادی در جای خود ثابت ماند.
عدهای از تحلیلگران معتقدند، تغییرات کوچک، نیز بازی دولت است، تا اینگونه القا شود رییسجمهور به دغدغهها برای ترمیم کابینه پاسخ داده است. این درحالی است که دولت برای ترمیم بر وزارتخانههایی دست گذاشت که تغییرشان چندان ضروری به نظر نمیرسد، در مقابل برای تغییر برخی دیگر از وزرای نارکارآمد مقاومت میکند. حالا در همین روزهای پاییزی که خبرهایی از گشایش در عرصه سیاسی واقتصادی به گوش میرسد؛ شاهد زلزله خبر دیگری در کابینه بودیم.
چند گمانه درباره استعفای وزیر نفت
طی روزهای گذشته خبری در شبکههای اجتماعی دست به دست میشد که حکایت از استعفای وزیر نفت داشت. یک کانال تلگرامی به نام تسنیم اقتصادی نوشت: «جواد اوجی وزیر نفت دولت سیزدهم در ملاقات با غلامحسین اسماعیلی رییس دفتر رییسجمهور متن استعفای خود را پس از دوسال و ۹ روز تقدیم وی کرده است. اما هنوز دلیل این استعفا مشخص نیست و تلفن همراه اوجی نیز از دسترس خارج شده است.»
اما ساعتی از انتشار این خبر نگذشته بود که ایرنا خبرگزاری دولت استعفای وزیر نفت را تکذیب کرد. برخی گمانهها بیماری قلبی اوجی را دلیل این استعفا میدانند و عدهای نیز دخالتهای نابجا و انتصابات خارج از حیطه اختیارات وزیر نفت در شرکتهای تابعه این وزارتخانه را در این باره دخیل میدانند.
در این میان شایعه جایگزینی «رضا فاطمی امین» به عنوان گزینه پیشنهادی رییسی برای وزارت نفت نیز دوباره برسر زبانها افتاده است. البته برخی درباره این استعفا نیز نوشتند: «چون که اوجی وزیر نفت برسر عدم تغییر چند تن از مدیران زمان زنگنه – وزیر نفت دولت روحانی- چون «فلاحتیان، بازرگانی و دهقان » مقاومت میکند، نهاد ریاستجمهوری بارها و بارها نسبت به آن واکنش نشان داده.» برخی هم میگویند: « پشت پرده این اتفاقات را باید در فامیل نزدیک رییسی در وزارت نفت و تلاش وی جستوجو کرد.
اما برخی دیگر هم میگویند که اوجی در نفت تنهاست و تنها یاران زنگنه به او وفادار ماندند و دیگران هریک به او به نوعی تحمیل شدهاند!» اگرچه ممکن است «نه اوجی برکنار شود ونه استعفا دهد و فراتر از نقدهایی که به عملکرد اوجی وزیرنفت سیزدهم وارد است؛ مساله مهم فشار برخی جریانات سیاسی و افراد در سایه است که وزرا را مجبور به استعفا یا تن دادن به خواستهای غیرمعقول میکند.
وزیر در جایگاه منتقد
در همین حال، یکشنبه ۹ مهرماه، نیز ویدیویی کوتاه از سخنرانی عباس علیآبادی، وزیر صمت در فضای رسانهای کشور پخش شد…
… که پرده رسمی دولت را کنار زند. او از مسائلی گفت که در این دولت کمتر وزیری به این صراحت آن را به زبان آورده است. وزیری که خودش هم از ساختار اقتصادی و وضع موجود شاکی است. علیآبادی در اظهاراتی قابل تامل عنوان کرد: «هیچکس اختیار هیچ کاری را ندارد. دست همه است. یک خردهاش دست آقای خاندوزی (وزیر اقتصاد) است، یک خردهاش دست بانک مرکزی… من میگویم ارز بدهید، به من میگویند: تو فقط تیکش را (درون سیستم) بزن. من هم فقط تیک میزنم. بقیهاش را باید دیگران انجام بدهند که انجام نمیدهند. همهاش شده است التماس. به آقای رییسجمهور هم گفتم. گفتم ما وزیر التماسیم. هی میگوییم خواهشا… التماس میکنیم.»
او همچنین با اشاره به فقدان رهبری واحد تولید نیز در اظهاراتی قابل تامل عنوان کرد: «واقعا ما یک نفر را به عنوان فرمانده تولید نمیشناسیم. به آقای رییسجمهور گفتم شما خودت بشو فرمانده تولید. یا یک کسی را بگذار فرمانده. منتها یک نفر، نه اینکه مقداری از اختیارات دست وزیر اقتصاد باشد، بخشی از آن دست علی آبادی و … که در آن صورت هیچکس هم پاسخگو نیست و نمیشود یقه هیچکس را هم گرفت.»
وزیر صمت که اظهاراتش همراه با نمایش ارایه خلاصه توضیحات از روی پاورپوینت بود، محور دیگر ایجاد اختلال در فرایند سیاستگذاری تولید و صنعت را وجود مداخلات زیانبار دانست و به مزاح گفت: در اصل مداخلات زیانبار نمایندگان بوده که در اینجا واژه نمایندگان را حذف کرده ام! او در بخش بعدی سخنانش نیز اینطور گفت: «مثلاً برق کم میآوریم، برق صنعت را قطع میکنیم، کجای دنیا این کار را میکنند؟ این در حالی است که قانون نیز میگوید این کار را نکن. اما ما با ملاحظاتی این کار را میکنیم. گاز کم میآوریم، باز گاز صنعت را قطع میکنیم. این درست نیست. الان هیچ کس مسوول تامین هیچ مزیتی برای صنعت نیست.»
البته آنطور که برخی رسانه از جزییات این نشست نوشتند: اینجای صحبتهای وزیر صمت، شخصی میرود بالا تا درِ گوش وزیر نکتهای بگوید. علیآبادی که گویا شصتش خبردار شده، پشت میکروفن میگوید: «این حرفها را اگر قرار باشد خبرنگارها همینطور نقل کنند خیلی نامردی است ها!». جملهاش تمام نشده بهنظر میرسد در گوشی به او خبر میدهند که این نشست پخش مستقیم است. وزیر با خنده رو به حاضرین میکند و با لحنی که انگار یعنی کار از کار گذشته خبر میداد: «میگویند دارد پخش آنلاین میشود». همه میخندند، وزیر سر تکان میدهد و حاضرین تشویق میکنند.
اینجا به بعد است که لحن طنز و البته به گمان ما تمامعیار وزیر تمام میشود و ما با کلیشه دولتمردان همیشگی روبرو میشویم. عباس علیآبادی با صورتی جدی به حاضرین نگاه میکند و میگوید: «عیبی ندارد با مردم خودمان هم رک و جدی صحبت میکنیم. ولی میخواهیم [مسائل] را درست کنیم انشاالله. انشاالله در دولت آقای رییسی اینها درست خواهد شد. من اطمینان دارم با اراده شخص ایشان [مسائل درست خواهد شد.]»
مشکل کجاست؟
همین سخنان وزیر صمت کافی است تا به سردرگمی شدید در دولت و نبود یک فرماندهی واحد در همه حوزههای کشور پی ببریم و بدانیم در بسیاری از حوزههای اقتصادی، هیچکس پاسخگو نیست. البته در مسائل اجتماعی و سیاسی و مجلس هم این قضیه صدق میکند؛ بهطوری که میبینیم تعداد زیادی از نمایندگان بدون هیچ پشتوانه حزبی یا تخصصی وکارنامهای وارد مجلس میشوند. در شرایط فعلی وضعیت کشور شبیه کلاف سردرگمی شده که هر کسی یک سر آن را میگیرد و به گمان خودش فرمانده است.
بنابراین وقتی وزیر صمت میگوید فرمانده تولید یا اقتصاد نداریم؛ یعنی یک جای کار میلنگد و تیم اقتصادی دولت منسجم نیست؛ چنانچه فرزین برای خودش کار میکند، از آن طرف وزرای اقتصاد یا کشاورزی برای خودشان. سالها است که تحلیلگران اقتصادی و سیاسی تاکید میکنند که کار در ایران گره خورده است. نحوه تقسیم اختیارات بهنحوی است که نمیتوان به آسانی درباره امور مهم تصمیمگیری کرد. زمانی هم کشور در هر زمینهای دچار چالش میشود، کسی مسوولیت آنها را بر عهده نمیگیرد. در این میان برخی جریانات برای اینکه در صحنه قدرت جای پای خود را مستحکم کنند، مدام این گزاره را مطرح میکنند که یکدست شدن قدرت شاید این چالش و ناهماهنگی بین نهادها و دستگاهها را حل خواهد کرد.
برخی هم معتقد بودند که اصلاح طلبان به دلیل اینکه از عهده تصمیمات بزرگ و سخت برنمیآیند، نمیتوانند کاری از پیش ببرند، بنابراین باید گروهی قدرت اجرایی مملکت را در دست بگیرند که به هستههای اصلی قدرت نزدیک باشد، تا وقتی اراده کرد کاری کند، از عهده پیادهسازیاش برآید. در نهایت، حرفهای وزیر صمت و استعفای اوجی نشان میدهد که هنوز این مشکلِ جدی در صحنه سیاست و سیاستگذاری در ایران حل نشده. موضوعی که ضربات سنگینی به نظام سیاسی و اقتصادی کشور وارد میکند که نمونههای عینی آن را میتوان در شاخصهای منفی اقتصادی و وضعیت نابسامان اجتماعی کشور مشاهده کرد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع