از روزی که خرید اقساطی برنج، گوشت، مرغ، لباس، کیف و کفش رایج شد، گمان نمیکردیم که خرید دارو و خدمات درمانی هم به این فهرست اضافه شود. حالا برخی پلتفرمهای موجود، خرید اقساطی دارو و خدمات پزشکی را در چهارقسط عرضه میکنند همچنین براساس واکاویهای برخی داروخانهها نیز به این پلتفرمها متصل شدهاند و دارو را بهصورت اقساطی به فروش میرسانند. در نگاه اول شاید این موضوع چندان مهم به نظر نرسد و تصور کنیم در شرایط اقتصادی فعلی که بسیاری از مردم توان خرید نقدی ندارند، استفاده از اعتبار و پرداخت اقساطی بهنفع آنهاست اما آنچه بیش از همه به چشم میآید، سقوط آزاد قدرت خرید مردم و ورود قسطهای جدید به زندگیها است. چه بر سر درآمد مردم آمده که حالا برای زنده ماندن و نفس کشیدن هم باید قسط پرداخت کنند؟ سیاستگذاران و مسوولان چه بر سر مردم آوردهاند که از مواد غذایی گرفته تا دارو و خدمات درمانی نیز باید قسطی خریداری شوند؟ ازیکسو کمبود و گرانی دارو وجود دارد و ازسویدیگر، نگرانی از بازپرداخت اقساط نیز به رنج بیماری اضافه شده است. حالا بیمار و خانوادهاش علاوه بر نگرانی درباره درمان و تامین دارو، باید نگران پرداخت بدهی خود نیز باشند که عملا سلامت و آرامش روانی مردم را هم تحتتاثیر قرار میدهد. خرید اقساطی شاید مسکنی برای زخم معیشت جامعه باشد اما نمیتوان از آن بهعنوان راهکاری بلندمدت استفاده کرد مخصوصا اینکه بسیاری از مردم حتی در بازپرداخت همین اقساط نیز ناتوان هستند و مشخص نیست این وضعیت قرار است تا چه زمانی ادامه پیدا کند. آنچه این روزها در تبلیغات خرید اقساطی در در و دیوار شهر دیده میشود، شاید در نگاه اول نشانهای از وفور کالا و افزایش قدرت انتخاب باشد اما این تبلیغات بیش از آنکه نوید افزایش قدرت خرید مردم را بدهد، از عمق فاجعه معیشت مردم گزارش میدهند؛ مردمی که حالا نهفقط برای تامین مواد غذایی و کالاهای ضروری، که برای خرید دارو و درمان نیز باید به قسط و بدهی پناه ببرند.
بدهی به قیمت جان
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت ، علیرضا شریفییزدی، جامعهشناس در گفتوگو با «جهانصنعت» بااشاره به رواج خرید اقساطی دارو گفت: نخستین موضوعی که در این زمینه به ذهن میرسد، تغییر نگاه به سلامت است به این معنا که سلامت از یک حق شهروندی و یکی از ارکان اصلی امنیت اجتماعی به کالایی اعتباری تبدیل میشود. در شرایط ایدهآل، دسترسی به دارو و خدمات درمانی از حقوق بنیادین شهروندان است اما وقتی خرید دارو بهسمت سیستمهای اعتباری و اقساطی میرود، نشاندهنده فشار شدید اقتصادی و کوچکشدن سبدمعیشتی خانوارهاست بنابراین نمیتوان این اتفاق را صرفا یک نوآوری مالی دانست بلکه باید آن را نشانهای از فرسایش لایههای حمایتی جامعه دربرابر بیماریها تلقی کرد. این وضعیت عوامل زمینهساز مختلفی دارد که یکی از مهمترین آنها شکاف فزاینده میان تورم بخش سلامت و درآمد خانوارهاست. تورمی که در بخش دارو و درمان شاهد آن هستیم، بسیار بیشتر از رشد دستمزدهاست. ازسویدیگر، بیمهها نیز معمولا توان پوشش کامل هزینهها و قیمت داروها را ندارند بهویژه درمورد داروهای خاص و برخی اقلامی که از نگاه بیمهها ضروری تلقی نمیشوند.
وی افزود: یکی دیگر از عوامل مهم، از بین رفتن پسانداز عمومی خانوادههاست. وقتی یک خانواده با بیماری مزمن یا حاد یکی از اعضای خود مواجه میشود، توان مالی آن تقریبا به صفر میرسد. در چنین شرایطی، قسطیکردن دارو را میتوان آخرین سنگر خانواده برای جلوگیری از قطع درمان دانست.
بیماری در کنار اضطراب بدهی
شریفییزدی بااشاره به پیامدهای روانی خرید اقساطی دارو برای بیماران و خانوادههای آنها اظهار کرد: این پدیده پیامدهای روانشناختی و اجتماعی مختلفی دارد. یکی از مهمترین آنها بار روانی و فرسایش ذهنی بیمار است. فرد علاوه بر تحمل درد جسمانی، ترس از مرگ و بازگشت بیماری باید دائما نگران مسائل مالی، سررسید اقساط، چکها و بدهیهای خود نیز باشد. این فشار روانی میتواند سیستم ایمنی بدن را تضعیف کند و روند بهبودی بیمار را هم تحتتاثیر قرار دهد. پیامد دیگر این وضعیت، آسیب به عزتنفس و احساس ارزشمندی فرد است. وقتی شخصی برای تامین ابتداییترین نیاز زندگی خود بدهکار میشود تا بتواند خودش، فرزندش یا همسرش را از بیماری نجات دهد، بهتدریج احساس درماندگی میکند. در روانشناسی از این وضعیت، با عنوان درماندگی آموختهشده یاد میشود. فرد دچار نوعی شرم درونی میشود و از خود میپرسد چرا حتی توان تامین این نیاز ابتدایی را ندارد. در چنین شرایطی، فرد احساس میکند سلامت خودش یا یکی از اعضای خانوادهاش به بازپرداخت بدهی و اقساط گره خورده است. ازطرفدیگر، اضطراب ناشی از هزینههای درمان و دارو به کل خانواده منتقل میشود و پویایی روابط خانوادگی را تحتتاثیر قرار میدهد. این مساله حتی میتواند تنش میان زوجین را افزایش دهد و آرامش خانواده را از بین ببرد.
سلامت، امتیازی برای توانمندان
شریفییزدی بااشاره به پیامدهای اجتماعی و فرهنگی گسترش خرید اقساطی دارو بیان کرد: یکی از مهمترین پیامدهای این پدیده، فرسایش سرمایه اجتماعی و عمیقترشدن نابرابری در دسترسی به سلامت است. در چنین شرایطی، دسترسی افراد به دارو و درمان به توانایی آنها برای بازپرداخت اقساط وابسته میشود. طبیعی است که هرکس توان مالی بیشتری داشته باشد، امکان بهتری برای استفاده از این شیوه و ادامه درمان خواهد داشت اما گروههای فرودست جامعه از چنین امکانی برخوردار نیستند. در نتیجه برخی افراد ممکن است بهطورکامل قید دارو و درمانهای پزشکی را بزنند یا بهسراغ روشهای جایگزین و ارزانتر بروند. حتی ممکن است برای درمان بیماریهای جدی به رمالها، جنگیرها، فالگیرها یا عطاریهای سنتی مراجعه کنند و به روشهایی مانند استفاده از گیاهان دارویی برای درمان بیماریهای سختی همچون سرطان متوسل شوند چراکه هزینه این روشها در نگاه آنها کمتر است. این مساله بسیار خطرناک است و میتواند سلامت افراد را بیش از گذشته به خطر بیندازد.
عادیسازی فقر و بدهکاری
این جامعهشناس با هشدار نسبت به عادیشدن خرید اقساطی دارو در جامعه توضیح داد: یکی از خطرناکترین پیامدهای اجتماعی این پدیده، عادیشدن یک وضعیت غیرعادی است. وقتی خرید قسطی دارو به امری پذیرفتهشده در فرهنگ عمومی تبدیل شود حتی ممکن است مسوولان و سیاستگذاران نیز بهتدریج آن را بهعنوان بخشی از شرایط طبیعی جامعه بپذیرند در حالی که برخی مسوولان از حفظ عزت و کوتاه نیامدن در برابر فشارها صحبت میکنند، باید پرسید جامعهای که برای تامین دارو و ابتداییترین نیازهای زندگی خود ناچار به بدهکاری شده، با چه وضعیتی از نظر عزت و کرامت انسانی مواجه است؟ بهنظر من، سیاستگذار باید بهجای توجه به منافع فردی و گروهی، برای حل مشکلاتی که زندگی مردم را تحتتاثیر قرار داده است، اقدام کند. وقتی چنین شرایطی به فرهنگ عمومی تبدیل شود، جامعه بهجای مطالبهگری ساختاری از دولت و شرکتهای بیمه بهسمت راهکارهای فردی و گاه پرمخاطره برای حفظ بقا حرکت میکند. در چنین وضعیتی، ممکن است برخی افراد برای تامین نیازهای خود به روشهای ناسالمی مانند دزدی، اختلاس و کسب درآمدهای نامشروع روی بیاورند. در واقع هر فرد بهدنبال راهی برای حفظ بقای خود میرود در حالی که باید مطالبهگری از دولت، نظام حکمرانی و بیمهها برای تامین نیازهای اساسی مردم تقویت شود.
وی ادامه داد: مجموعه این شرایط نشان میدهد که خرید اقساطی دارو در واقع یک مسکن موقت روی زخم عمیق ناکارآمدی اقتصاد کشور، شیوه حکمرانی و نظام بیمه است. راهکار اصولی، بازگشت دولت به مسوولیت اجتماعی خود در حوزه سلامت، تامین خدمات درمانی و حمایت حداکثری بیمههاست. اگر این اتفاق نیفتد، چنین پدیدهای به بازتولید فقر و افزایش بیماری در میان لایههای آسیبپذیر جامعه منجر خواهد شد.
مسکن موقت برای زخم معیشت
شریفییزدی درباره تاثیر خرید اقساطی بر وضعیت اقتصادی خانوارها میگوید: خرید قسطی برای بخشی از جامعه و در کوتاهمدت میتواند کمککننده باشد و به افراد امکان دهد بخشی از نیازهای خود را تامین کنند اما این راهکار محدودیت دارد. همانطورکه میتوان وسایل خانه مانند یخچال و تلویزیون را قسطی خریداری کرد، این شیوه نیز سقف مشخصی دارد و باتوجه به پایین بودن درآمد و دستمزد در کشور، از یک نقطه به بعد دیگر پاسخگو نخواهد بود. حتی در میان اقشار متوسط جامعه نیز شاهد هستیم که اگر وسیلهای مانند یخچال در میانه ماه خراب شود، برخی خانوادهها تا زمان دریافت حقوق بعدی بدون آن سر میکنند تا بتوانند هزینه تعمیرش را بپردازند. این وضعیت درباره دارو نیز تفاوتی ندارد. خرید اقساطی ممکن است برای نخستین بیمار در خانوادههایی که توان مالی محدودی دارند، بهطورموقت کارساز باشد اما اگر فرد دیگری در همان خانواده بیمار شود، دیگر توان بازپرداخت اقساط قبلی و تامین هزینههای جدید وجود نخواهد داشت. ممکن است دیگر امکان دریافت اعتبار و خرید قسطی نیز برای این خانوادهها فراهم نباشد. در چنین شرایطی، شکاف طبقاتی در جامعه عمیقتر میشود، بیماری گسترش پیدا میکند و حتی ممکن است شاهد افزایش مرگومیر باشیم. از طرفدیگر، ناتوانی در تامین درمان و خدمات بهداشتی در بلندمدت هزینه سنگینتری را به دولت تحمیل میکند چراکه دولت ناچار خواهد بود پیامدهای ناشی از این وضعیت را جبران کند.
این جامعهشناس در پایان بااشاره به افزایش قیمت دارو و کمبود برخی اقلام دارویی در کشور اظهار کرد: یکی از مهمترین عواملی که این وضعیت را تشدید کرده، افزایش بیرویه قیمت دارو و کمبود آن در بازار است، مسائلی که حتی به شکلگیری بازار سیاه دارو نیز منجر شدهاند. دولت باید بهجای صرف هزینه برای شعارها و اقدامات کماثر، هرچه سریعتر برای حل مشکلات دارویی و درمانی مردم اقدام کند تا خانوادهها بتوانند از این وضعیت دشوار خارج شوند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع