نرخ بهره صفر،نسخه‌ای ساده برای اقتصادی پیچیده؟

علی کاشانی مقدم پژوهشگر اقتصادی با درج یادداشتی در موردبهره صفر، رویای شیرین یا آغاز فرار پول از بانکها… در اقتصاددان نوشت : هر وقت از نرخ بهره صفر سخن می‌گوییم، باید پیش از هر چیز بپرسیم: در چه اقتصادی، با چه میزان تورم و با چه چشم‌اندازی؟
نرخ صفر روی کاغذ شاید ساده و جذاب به نظر برسد؛ اما در اقتصادی با تورم دورقمی، رشد منفی و انتظارات بی‌ثبات، می‌تواند به مسئله‌ای پیچیده و پرهزینه تبدیل شود.

پول نیز مانند هر دارایی دیگری هزینه و ارزش زمانی دارد. سپرده‌گذار انتظار دارد در برابر واگذاری منابع خود، بازدهی متناسب دریافت کند؛ بانک هم برای نگهداری، مدیریت و تخصیص این منابع هزینه می‌پردازد. بنابراین، صفر کردن نرخ بهره به‌تنهایی هزینه پول را از میان نمی‌برد؛ فقط ممکن است آن را به شکل دیگری به سپرده‌گذار، بانک یا کل اقتصاد منتقل کند.

در اقتصادی که تورم بالاست، نرخ بهره صفر به معنای بازده واقعی منفی برای کسی است که پولش را در بانک نگه می‌دارد. وقتی قدرت خرید سپرده هر روز کمتر می‌شود، طبیعی است که افراد برای حفظ ارزش دارایی خود به گزینه‌های دیگری مثل ارز، طلا، ملک یا کالا یا فرار سرمایه به کشورهایی مثل ترکیه با بهره ۳۵ درصد فکر کنند و یا تشدید بحران ارزی ایجاد شود…
اگر این جابه‌جایی گسترده شود، منابع از مسیر رسمی بانک‌ها دور می‌شوند و توان بانک‌ها برای تأمین مالی تولید و مدیریت نقدینگی کاهش می‌یابد.

از سوی دیگر، ارزان یا بی‌هزینه جلوه‌دادن پول می‌تواند تقاضا برای دریافت تسهیلات را بالا ببرد. اگر این تقاضا با تولید بیشتر و عرضه کافی کالا و خدمات همراه نشود، فشار تورمی تشدید می‌شود. در چنین وضعی، پول ممکن است سریع‌تر دست‌به‌دست شود و مردم برای فرار از کاهش ارزش آن، زودتر خرجش کنند. نتیجه می‌تواند افزایش بی‌ثباتی و دشوارتر شدن کنترل تورم باشد.

البته صفر بودن نرخ بهره، به‌خودی‌خود و در هر شرایطی به معنای پول مفت نیست؛ همان‌طور که نرخ بهره بالا نیز به‌تنهایی درمان تورم نیست.
مسئله اصلی، هماهنگی سیاست پولی با وضعیت تورم، رشد اقتصادی، سلامت بانک‌ها و اعتماد عمومی است. نرخ بهره را نمی‌توان جدا از این عوامل، با یک تصمیم ناگهانی به صفر رساند و انتظار داشت پیامدهای آن محدود بماند.

اقتصاد را نمی‌توان از آخر به اول ساخت،
صفر کردن یک‌باره بهره، مثل ساختن خانه از سقف است…!!
اگر قرار است به نرخ‌های پایین و باثبات برسیم، مسیر آن از مهار پایدار تورم، انضباط مالی، اصلاح نظام بانکی، افزایش اعتماد به پول ملی و تقویت تولید می‌گذرد. پایین‌آوردن نرخ بهره باید نتیجه بهبود شرایط اقتصادی باشد، نه جایگزینی برای آن.

در اقتصادی که هنوز با تورم دورقمی و رشد منفی دست‌وپنجه نرم می‌کند، نرخ بهره صفر ممکن است به‌جای آرام‌کردن بازار، سپرده‌ها را از بانک‌ها دور کند، تقاضا برای دارایی‌های جایگزین را بالا ببرد و مأموریت بانک‌ها را به انتقال موقت و یا استراحتگاه لحظه ای پول محدود سازد…! چنین تغییری بدون آماده‌سازی و اصلاحات لازم، نه‌تنها تضمین‌کننده رونق نیست، بلکه می‌تواند کنترل نقدینگی و تورم را دشوارتر کند.

نرخ بهره صفر مقصدی است که فقط با ثبات اقتصادی معنا پیدا می‌کند؛ نه میان‌بری برای رسیدن به آن…
در کشور ما در تورمهای بالا دو دیدگاه برای نرخ بهره وجود دارد:
یکی نرخ بهره باید به اندازه نرخ تورم باشد که وام‌های رانتی و رفاقتی حذف یا دیگر به صرفه نباشد
ودیگری نرخ بهره برای تولید باید تک رقمی باشد…
که هر دو مورد نقدهایی به آن وارد و مزایا و معایبی دارد…
کاهش نرخ بهره در تورم بالا یعنی انتخاب بین ریسک تورم بیشتر در مقابل ریسک رکود و بحران مالی…
کلی عرض کنم باید نگاهمان به بازار (عرضه و تقاضا)و یا به راهی نوآورانه و یا میانه رسید که ریسک هر دو دیدگاه را پوشش دهد…!!

نویسنده: علی کاشانی مقدم

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج + 5 =