علی کاشانی مقدم پژوهشگر اقتصادی با درج یادداشتی در مورداز هوش مصنوعی تا حقیقت انسانی؛ آیا ما در حال مسخ شدن هستیم؟ در اقتصاددان نوشت : در روزگاری که ویترینهای تکنولوژی با زرقوبرقِ هوش مصنوعی و دنیای دیجیتال ، ادعای گشودن تمام مرزهای دانش را دارند، یک پرسش بنیادین و حیاتی بیش از هر زمان دیگری خودنمایی میکند: کدام تکنولوژی واقعاً انسان را به حقیقت ذات و سرشت انسانیاش نزدیکتر کرده است؟
پاسخ به این پرسش، نه در کدهای برنامهنویسی نهفته است و نه در اتاقهای تاریک آزمایشگاهها. حقیقت انسان، چه خوب و چه بد، چیزی نیست که با الگوریتمها کشف شود یا در میان دادههای کلان (Big Data) به دست آید.
تقلیدِ حضور، نه خودِ حضور
باید میان آنچه میدانیم و آنچه هستیم تمایز قائل شویم. تکنولوژی همواره به ساختههای انسان پرداخته است، نه به بودنِ او. هوش مصنوعی، در پیشرفتهترین حالت خود، تنها یک مقلد بزرگ است. او میتواند واژهها را در کنار هم بچیند تا بویِ حقیقت بدهند، اما نمیتواند خودِ حقیقت را خلق کند.
حقیقتِ انسان، یک حضور است؛ یک اصالتِ ناب که از چشمهی هستی میجوشد. تکنولوژی ممکن است بتواند رفتار ما را شبیهسازی کند، اما هرگز نمیتواند آن معرفت انسانی و آن شهود درونی را که ریشه در جان ما دارد، لمس کند.
تکنولوژی؛ جادهای به سوی سوال، نه مقصدی برای پاسخ
بیانصافی است اگر بگوییم تکنولوژی بیارزش است. ارزش بزرگ تکنولوژی در این نیست که به ما پاسخ داده است؛ بلکه ارزش واقعی آن در این است که ما را به سوالهای درستتر رسانده است. تکنولوژی مانند آینهای در برابر ماست که با نشان دادن محدودیتهای ماشین، عظمتِ بیپایان روح انسان را به ما یادآوری میکند.
اما هشدار بزرگ اینجاست: این سوالات ارزشمند، نباید قربانی پاسخهای آماده شوند. اگر ما سوالهای وجودی خود را از هوش مصنوعی بپرسیم و به جوابهای بستهبندیشده و الگوریتمیکِ آن اکتفا کنیم، در واقع بزرگترین دارایی خود را معامله کردهایم.
تفکر؛ تنها چشمهی زایندهی خلاقیت
خلاقیت، برخلاف تصور رایج، از ترکیب دادهها به دست نمیآید. خلاقیت تنها و تنها از مسیر تفکر، تفکر و تفکر میجوشد. تفکر، یک فرآیندِ دردناک، فعال و در عین حال رهاییبخش است. وقتی ما پاسخ را از هوش مصنوعی گدایی میکنیم، عضلهی تفکر خود را فلج میکنیم.
خلاقیتِ اصیل، حاصلِ کلنجار رفتنِ ذهن با نامحدودها و یگانه حقیقت جهان است. این نوری است که از درون میتابد، نه بازتابی که از صفحه نمایشگر به چشم ما میخورد.
خطر بزرگ: مسخِ هوش طبیعی
اگر در مسیر یافتن حقیقت و پاسخ به نیازهای ذهنیمان، تنها به هوش مصنوعی تکیه کنیم، فاجعهای خاموش در راه خواهد بود: دیری نخواهد گذشت که هوش طبیعی انسان به هوش مصنوعی تبدیل خواهد شد.
این یعنی مسخِ انسانیت؛ یعنی تبدیل شدن به موجودی که دیگر نمیاندیشد، بلکه فقط پردازش میکند؛ موجودی که دیگر حضور ندارد، بلکه فقط تکرار میکند.
سخن پایانی
برای بازگشت به حقیقتِ ذات، ما نیازمند بازگشت به تفکر مستقل هستیم. باید به یاد داشته باشیم که تکنولوژی ابزاری است برای پرسیدن، نه مرجعی برای بودن. حقیقت انسان در آزمایشگاهها یافت نمیشود؛
حقیقت در لحظهی نابِ اندیشیدن به نامحدودها( یگانه حقیقت جهان) در اصالتِ حضور و در شجاعتِ نپذیرفتن پاسخهای آماده نهفته است.
بیایید پیش از آنکه در دنیای دیجیتال غرق شویم، دوباره اندیشیدن را بیاموزیم؛ چرا که تنها تفکر است که ما را انسان نگاه میدارد.
نویسنده: (علی کاشانی مقدم )
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع