مجید گودرزی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :
اگر نیروهای فعال اقتصاد ایران مانع از اصلاح بازار شوند، شکست در کلیه بازارها حتمی است؛
بارها گفته شده است که اقتصاد ایران اقتصادی نیست. خروج سرمایه از اقتصادی که اقتصادی نیست، حتمی است.
بزرگترین چالشهای اقتصاد ایران اکنون «بحران ارزش افزوده صفر» و «بحران صرفه اقتصادی» است.
ما اکنون در اکثر بازارها با توقف کامل معاملات مواجه هستیم و این روند در صورتی که ادامه پیدا کند ، به فروپاشی کامل اقتصادی ایران منجر خواهد شد.
اکنون اقتصاد ما تنها با شوک های بزرگ تر، صرفه اقتصادی ایجاد می کند. اما این شوک ها تا کی می توانند ادامه داشته باشند ؟
تقریبا تمام روندهای اقتصادی در مسیر غلط قرار گرفته است. حتی مالیات و حتی نظام پولی و مالی که باید دقیقترین بخش های اقتصاد باشند.
هیچ کمبودی در اقتصاد ایران نیست، اما ما تقریبا در همه ی بخش ها مشکل داریم. این مشکلات یا ناشی از منفعت طلبی است ، یا نفوذ.
چگونه ممکن است در کشوری که اگر یک درصد زمینهای آن به ساخت و ساز اختصاص داده شود ، به هر کدام از ساکنین آن کشور ۱۹۶ متر زمین می رسد، کمبود زمین وجود داشته باشد!؟ بعد یک عده احمق تز خانه های ۲۵ متری را ارائه کنند!؟
آیا این عادی است که بورس ایران را به صندوق قرض الحسنه با بازدهی منفی تبدیل کنند و از تجدید ارزیابی دارایی ها به مدت طولانی جلوگیری کنند و مردم را مجبور کنند در بازارهایی سرمایه گذاری کنند که فقط ارزش دارایی های آنها را ثابت نگه دارد، اما با ارزش افزوده صفر مطلق؟
اقتصاد ایران مثل بازار بورسی است که تا آخرین حد متورم شده است. تاجایی که اکثر فعالیتهای آن متوقف شده است. و آنهایی هم که متوقف نشدند در مسیر درست قرار ندارند.
اقتصاد ایران باید اصلاح بخورد و این اصلاح حداکثر در ۵ سال آینده باید طبق برنامه ریزی به تعادل برگردد. در غیر اینصورت عده زیادی از فعالین بشدت آسیب خواهند دید.
در شرایط کنونی بعلت ضعف های ساختاری عمدی و مدیریت کاملا فلج ،حتی ورود سرمایه خارجی هم بحران ساز خواهد بود و باعث تاراج منابع ملی خواهد بود. در مسکن و بورس و حتی نظام بانکی رانت های عظیمی تعریف شده که یک چالش بزرگ سرمایه گذاری هستند.
اکنون بخش مولد اقتصاد ایران تا ۵۰ درصد که برابر با نرخ تورم است، بازدهی منفی دارد.
کمتر اقتصادی در دنیا قادر است بیش از ۵۰ درصد بازدهی در سال ایجاد کند تا به نقطه سر به سر برسد. تداوم فعالیت در این اقتصاد بدون خرج کردن سهم آیندگان ممکن نیست.
ما در یک بدعت کاملا غلط و نامیمون سرمایه گذاری در پول و ارز را با ارزش افزوده صفر، معاف از مالیات کرده ایم و از بخش مولد اقتصاد ، تا جایی که نتوانند به فعالیت ادامه دهند، مالیات می گیریم.
سهم سرمایه در تولید به حد بی سابقه ایی بالا رفته و هزینه فرصت مفتخوارگی بشدت پایین است. سهم نیروی کار بقدری پایین است که یک فلاکت تمام عیار به نیروهای کار تحمیل شده است.و طبقه متوسط کاملا از بین رفته است.نباید به هیچ عنوان نرخ بهره و نرخ سود سپرده های بدون ریسک بانکی از بازدهی بازار سرمایه بیشتر شود.
ما نیازمند شروع سریع، اما حساب شده اصلاحات اقتصادی هستیم. اکنون تمام شاخص ها به مرز خطرناکی رسیده اند. عده ایی برای افزایش تاثیر تحریمها، تقریبا هر کاری می کنند.
همه باید از برنامه های اصلاحی اقتصادی حمایت کنند. حتی اگر در کوتاه مدت زیان کنیم.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع