روایتی از خلق کار، تجربیات زیسته و پژوهشهای منطقهای؛ نگاهی به رویکردهای تازه دکتر حجت بقایی
اقتصاددان_ ادبیات توسعه _ گروه گزارش|| در روزگاری که بسیاری از نخبگان و پژوهشگران در چرخۀ انتظارات سنتی برای جذب حمایتهای مالی یا پروژههای دولتی متوقف ماندهاند، برخی چهرهها مسیر متفاوتی را برمیگزینند؛ مسیری که بر پایه «خلق کار»، اتکا به تجربه زیسته و بازخوانی ظرفیتهای بومی ایران بنا شده است. دکتر حجت بقایی، پژوهشگر، خبرنگار و فعال حوزۀ تحقیق و توسعه، در تازهترین دیدگاههای خود از رویکردهای نوینش در حوزههای صنعتی، آموزشی و مطالعات منطقهای پرده برداشته است؛ رویکردی که بیش از هر چیز بر اصالت تجربه و خوداتکایی استوار است.

✓ تغییر زاویۀ نگاه به «پالونیا» و امتناع از تبلیغ مستقیم:
یکی از محورهای فعالیتهای اخیر دکتر بقایی، موضوع کشت و مدیریت «پالونیا» است. او در این باره با اشاره به کنار کشیدن حامیان مالی اولیه، از تغییر شکل ورود خود به این حوزه خبر میدهد و میگوید:«پالونیا را به دلیل کنار کشیدن حامیان مالی، فقط در حوزۀ «مدیریت به سبک پالونیا» دنبال میکنم.»
با وجود این چالش، زیرساختهای آموزشی این طرح آماده شده و به گفتۀ وی، تاکنون سه مؤسسۀ آموزشی مجوز اجرای کارگاههای مرتبط را صادر کردهاند. سرفصلها و عناوین این دوره در قالب یک برنامۀ شانزدهساعته تدوین نهایی شده است. با این حال، او پیشنهادهای مطرحشده برای مشارکت در چاپ کتاب با این موضوع را فعلاً مسکوت گذاشته است؛ چرا که معتقد است انتشار کتاب در این مقطع، شائبه تبلیغ مستقیم را ایجاد میکند و ترجیح میدهد تمرکز خود را روی ابعاد عمیقتر و اصیلتر پژوهشی معطوف سازد.
✓ از جنگلهای حرا تا چهار نقطۀ کلیدی؛ تمرکز بر پژوهشهای بومی:
رشت، این روزها میزبان پژوهشگری است که کولهباری از سالها سفر، کاوش و زیست در اقصی نقاط ایران را به همراه دارد. دکتر بقایی با اشاره به تمرکز مطالعاتیش روی چهار منطقۀ خاص یعنی “آنالوجه، نطنز، ترکمنصحرا و طارم”، بر این باور است که هر یک از این مناطق به اندازۀ نگارش چندین جلد کتاب، ناگفته و ظرفیت پژوهشی دارند.
او جوانی خود را در همین مناطق زیسته و این دلبستگی ریشه در تجربههای میدانیش دارد: «مدتی است که تمرکزم را بر روی مناطقی مانند آنالوجه، نطنز، ترکمنصحرا و طارم معطوف کردهام و فعلاً میخواهم روی همین مناطق مطالعه کنم. برای هر کدام از این چهار منطقه به اندازۀ چند جلد کتاب حرف برای گفتن دارم، چرا که جوانیم را در این مناطق زندگی کردهام.»
مرور کارنامۀ میدانی او، وسعت این پژوهشها را بیشتر عیان میکند؛ از گشتوگذار در جنگلهای حرا در جنوب کشور از خرمشهر تا چابهار به بهانۀ پژوهش و گزارشنویسی، تا کاوش در غرب ایران از ارومیه تا آبادان، و مشاهدات بدیع در شرق کشور. فعالیت در بوشهر و کازرون و همراهی با یک تیم گردشگری در مسیری از کاشان تا خراسان، تنها بخش کوچکی از این سفرنامۀ پژوهشی است که مدتی است به استقرار در رشت منتهی شده است.

✓ فلسفۀ «خلق کار» در وسعتی به نام ایران:
حالا در این نقطۀ تازه از مسیر حرفهای، او رویکرد خود را انتشار تجربههای زیسته در قالب نوعی کمکاریِ هدفمند بهعنوان ابزار تبلیغ معرفی میکند؛ شیوهای برای سنجش اینکه در بازار واقعی، چه کسی به تخصص، تجربه و دانش نیاز دارد.
دکتر بقایی نگاهی ریشهای به مسئلۀ اشتغال نخبگان دارد و بر این باور است که در وسعتی به نام ایران (و حتی شاید جهان)، لزوماً نمی توان منتظر نشست تا یک نفر کار آمادهای را به دست فرد دیگری بسپارد: «در وسعتی به نام ایران و شاید هم جهان، من آموختهام کسی از شما کار نمیخواهد؛ کار را باید خودت خلق کنی. و اگر خلاق نباشی و توقع جبران داشته باشی، افسرده شده و به سرنوشت هزاران نخبه ای دچار خواهی شد که دهها کتاب از آنها به جا مانده، ولی تا زنده بودند هیچکس آنها را نه میشناخت و نه میدید.»
این روایت، تصویری از تلاش یک پژوهشگر توسعه است که به جای نشستن در پشت درهای بسته و چشم داشت به حمایتهای بیرونی، میدان عمل را در دل مناطق بومی و تجربیات زیستهاش یافته و پرچم خوداتکایی و خلق ارزش را برافراشته است.
_ ادبیات توسعه