تجربه مولدسازی اراضی دولتی و واگذاری ها در امریکا

همیشه فروش اراضی دولتی در آمریکا مورد بحث بود. سابقا قرعه کشی می کردند و زمین ها را با قیمت مشخص واگذار می کردند. رونالد کوز {برنده جایزه نوبل} این روش را مناسب می دانست یعنی قرعه کشی کردن بهتر از این است که دولت بخواهد زمین را به چه کسی بدهد. او می گفت آن فرد می گردد و بهترین کسی که می توانست این مال را مولد کند را پیدا می کرد.

اقتصاددان  :    بعد از زمین ها، بحث فروش فرکانس های رادیویی هم پیش آمد. این شیوه تا سال ها ادامه داشت تا اینکه دولت گفت من باید تشخیص بدهم که این اموال را به چه کسی بفروشم. در پاسخ گفته شد که فساد انقدر در ساختار اداری زیاد است که بهتر است دولت به طور شفاف اموال را از طریق قرعه کشی بفروشد.

عده ای در نقد کوز تصاویری از زمین های فروخته شده تهیه کردند و گفتند این روش خطا دارد لذا عده ای ار اقتصاددانان گفتند روش مزایده ها اشتباه است و این روش قرعه کشی هم خطا دارد در نتیجه اگر اموال دولت را به بهترین قیمت نفروشید، خریدار نمی تواند با بهترین قیمت از آن بهره برداری کند.

یک اقتصاددان دیگر گفت برنده کسی باشد که بیشترین قیمت را پیشنهاد می دهد اما به قیمت نفر دوم می خرد. استدلال اینها بود که آدم ها وقتی از جیب دیگران هزینه می کنند، ولخرجی می کنند چون می گویند ما بالاترین قیمت را می دهیم چون قرار نیست قیمت ما ملاک فروش شود. همین باعث می شود قیمت ها بالا برود.

سپس گفتند قیمت در بازار کم کم کشف می شود نه مزایده پس یک روش جدید گذاشتند که بر اساس آن بعد از قیمت اولیه، مزایده یک بار دیگر تکرار می شود و بالاترین قیمت مرحله اول، به قیمت مبنای مرحله دوم تبدیل می شود. همزمان با تکرارها، اطلاعات بیشتری درباره کالاهای مکمل ارائه می شود. نتیجه این کار بود اموالی که قرار بود به ۲۰۰ میلیون دلار فروخته شود، به ۷ میلیارد دلار فروخته شد.

باید دید بحث حراج چه موانع و چه پیچیدگی هایی دارد که سی سال توسط اقتصاددان ها نقد شد تا به جواب رسیدند. در قضیه مولدسازی هم همین است و نقش دانشکده های اقتصاد می تواند راهگشا باشد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + شش =

پربازدیدترین ها