ازدواج تهمینه و رستم

زمانی رستم وارد کابل و مهمان پادشاه آنجا بود، شب هنگام که در کاخ شاه سمنگان در حال استراحت بود، تهمینه، دختر پادشاه سمنگان، به نزد او رفت و از او خواستگاری کرد و با هم وصلت کردند.
ابهامی که هست این که چطور این دو وصلت کردند در حالی که عقد نکاح محقق نشده بود! این مسئله آنچنان جدی بوده است که برخی ها آمدند و برای این موضوع چند بیت در شاهنامه اضافه کردند مبنی بر اینکه رستم در آن شب موبدی را فرا خواند که آن موبد عقد را منعقد کرد.
تهیمنه در واقع به نزد رستم که رفت، به او گفت که من بسیار وصف شما را شنیده ام و دلباخته ی شما شده ام و می خواهم همسر شما شوم. رستم هم پذیرفت و با هم ازدواج کردند.
قراردادها (عقد ها) به دو دسته تقسیم می شوند: تشریفاتی و غیر تشریفاتی. در همه ی عقد ها یک ایجاب و یک قبول داریم. ایجاب از سوی کسی است که پیشنهاد می دهد.

در قانون مدنی ما و بر اساس رأی صاحب نظران، عقد نکاح غیر تشریفاتی است که با صرف انجام ایجاب و قبول محقق می شود. عقد نکاح یا بیان فارسی آن، پیمان زناشویی، از نوع عقود غیر تشریفاتی است. منظور از غیر تشریفاتی آن است که غیر از خواست و اراده ی طرفین (که با ایجاب و قبول اعلام می شود)، نیاز به اقدام دیگری ندارد. استاد بزرگ حقوق ایران، شادروان دکتر کاتوزیانی به صراحت و روشنی نوشته اند که: عقد نکاح، عقد رضایی است.
(برخی فقها بر آن رفته اند که حتی اگر ایجاب و قبول را هم نگویند، صحیح است و به آن عقد نکاح معاطاتی می گویند.)
یادمان باشد خواستگاری دختر از پدر و گرفتن اذن پدر، اولاً فقط در مورد دختر باکره است. هر گاه دختر به هر دلیلی (مانند ازدواج قبلی، بدون ازدواج، بر اساس سوانح طبیعی و یا هر علتی…) باکرگی خود را از دست داده باشد، نیازی به اذن پدر برای نکاح نیست.
دوم اینکه: خواستگاری دختر از پدر جنبه ی احترام دارد. شرط صحت عقد نیست.
در داستان رستم و تهمینه، برخی برنویسان، پنداشته اند که لابد باید عاقد و اجرای صیغه ی عقد و خواستگاری از پدر و موافقت پدر تهمینه برای تحقق صحیح این وصلت وجود داشته باشد. از روی همین پندار خام، ابیات زیر به شاهنامه افزوده شده است:
بفرمود تا موبدی پرهنر / بیاید بخواهد ورا از پدر
چو بشنید شاه این سخن شاد شد / بسان یکی سرو آزاد شد
بدان پهلوان داد آن دخت خویش / بدانسان که بودیش آیین و کیش
چو بسپرد دختر بدان پهلوان / از آن شاد گشتند پیر و جوان
این بیت ها در نسخ معتبر وجود ندارند. در نسخه ی مبنای ترجمه ی عربی بنداری نیز نبوده است. نخستین بار استاد مجتبی مینوی دریافت که این بیت ها افزوده ی دیگران است.
هر چه که در شاهنامه است، اگر راجع به آن پژوهش ژرف شود، درستی آن ثابت می شود. حتی اگر در نگاه نخست این نامعقول باشد. آنچه که در شاهنامه است، یک رویداد واقعی بوده که در تاریخ محقق شده است. پس آنچه که در شاهنامه است، افسانه نیست، بلکه تاریخ ماست. چون واقعی است اگر درست پژوهش شود جای هیچ ابهامی باقی نمی ماند.
در این مورد ما نمی دانیم که تهمینه از جهت وضعیت شخصی در چه شرایطی بوده و در شاهنامه هم اشاره نشده است. فقط برای خواستگاری دختر باکره، نیاز به اذن پدر است و ما نمی دانیم که تهمینه وضعش چه بوده است.
پیش از این برخی شاهنامه پژوهان و شاهنامه شناسان، پی به افزوده بودن ابیات مربوط به نکاح (به معنای رایج امروزی) برده بودند، ولی به طور عمقی و در آوردن نکات درست حقوقی و علمی آن کنکاش ننموده یا درست موفق نشده اند.
کار شاهنامه پژوهان دیگر که این ابیات را رد کرده اند و تشخیص داده اند که این ابیات افزوده است، ستودنی است. لیکن چون از جهت ماهیت حقوقی موضوع را کشف نکرده اند، گاه حتی زیان بار هم گردیده است! چنانکه برخی از آنها نوشته اند، به هر حال رستم است و هر کاری ممکن است بکند. این سخن خطاست. رستم هر کاری نمی کند. رستم کار درست را انجام می دهد.
بر اساس متون باقی مانده از عهد کهن باستان، عقد نکاح و پیوند زناشویی از عقود غیر تشریفاتی است که با ایجاب زن و قبول مرد، به طور شرعی و عرفی محقق می شود و زن و شوهر قانونی می شوند.
در آن شب تهمینه برای ازدواج با رستم ایجاب داد و رستم با بررسی همه ی جوانب، قبول کرد.
اینکه ایجاب از سوی زن باشد، یکی از نشانه های رشد اجتماعی زن در آن دوردست های تاریخ ایران است و صحیح و منطقی نیز همین است که در راستای احترام به زن و اینکه مطمئن باشیم دختر خود با رضایت کامل تن به وصلت می دهد، ایجاب دهنده خودش باشد. برای دانستن میزان اهمیت و هم پیشرفت مدنی جامعه ی ایرانی در چند هزار سال پیش، امر مذکور را (لزوم ایجاب از سوی زن) را مقایسه کنیم با اینکه امروز در سده ی بیست و یکم میلادی، برخی جاها دختر را بدون اجازه ی خودش به کسی شوهر می دهند!! از جهت فقهی و حقوقی، عقد نکاحی که بدون رضایت دختر باشد، باطل است. اما با کمال شرمساری باید گفت که هنوز گاهی در برخی نقاط انجام می شود.
بنابراین نتایج زیر قابل استنتاج است:

۱- ازدواج، عقدی غیر تشریفاتی است.
۲_ نشان این مسئله اکنون در فقه شیعه و قوانین مدنی ما وجود دارد.
۳_ خواستگاری از پدر یا مادر به معنای احترام و نیز اطلاع آنان از اقدام فرزند است که خیرخواه او هستند. شرط صحت عقد نیست.
۴_ ایجاب از طرف زن است. (چنانکه از فقه شیعه و شافعی و … به طور صریح این را داریم که ایجاب دهنده زن و مرد قبول کننده است.)
با توجه به آنچه به سادگی کوتاهی گفته شده، وصلت رستم با تهمینه درست، عرفی و صحیح بوده و نیاز به عاقد (موبد) و … نبوده است. می دانیم که امروزه هم آنچه به عنوان عاقد، خوانده می شود، در واقع وکیل است و با وجود اصیل (زن و مرد آماده ی ازدواج) می توان عقد نکاح را بدون حضور عاقد، محقق کرد.
۵_ نکات دیگری در این ماجرا است که به آن کاری نداریم. برای مثال آیا ممکن است از طریق وصف و شنیدن هم، زنی عاشق مردی شود؟ بله می شود. چنانکه تهمینه از راه شنیدن وصف رستم، دلباخته ی او شده بود.
در پایان اضافه می نماید تهمینه، بانویی اصیل،مهربان، درستکار، فداکار، بسیار بزرگوار، همسری وفادار و به شدت ایران گرا بوده است. اینها را در ابیات دیگر شاهنامه متوجه می شویم که موضوع سخن کنونی نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × چهار =

پربازدیدترین ها