آمریکا حاضر به پذیرش ایران هسته‌ای نیست

اقتصاددان :  کارشناس مسائل بین‌الملل و خاورمیانه گفت: مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم به‌تنهایی تضمینی برای حل اختلافات نیست.

داوود مدرسیان، کارشناس مسائل بین‌الملل و خاورمیانه  گفت: در سال‌های نخست پس از انقلاب، روند توسعه برنامه هسته‌ای با کندی پیش رفت و حتی دیدگاه‌هایی درباره ضرورت نداشتن این فناوری برای ایران مطرح شد. با این حال، در ادامه و به‌ویژه از دهه ۱۳۷۰ و دولت اصلاحات، توسعه زیرساخت‌های هسته‌ای جدی‌تر دنبال شد.

مدرسیان افزود: انتشار برخی اسناد مرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای ایران در اوایل دهه ۱۳۸۰، زمینه‌ساز مذاکرات جدید شد. در این دوره، تیم مذاکره‌کننده ایران به ریاست حسن روحانی و با حضور محمدجواد ظریف، مذاکراتی را با طرف‌های اروپایی دنبال کرد که در نهایت، با وجود همکاری‌های ایران، قطعنامه‌هایی در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علیه کشور صادر شد.

وی اظهار داشت: در دولت محمود احمدی‌نژاد، رویکرد ایران تغییر کرد و توسعه غنی‌سازی با جدیت بیشتری دنبال شد. در همین دوره، توانمندی‌های فنی کشور افزایش یافت و ایران در زمینه تولید سوخت هسته‌ای به پیشرفت‌های مهمی دست پیدا کرد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به مذاکرات ایران با ترکیه و برزیل گفت: در چارچوب توافق تهران، قرار بود ایران بخشی از اورانیوم با غنای ۳.۵ درصد خود را به ترکیه بسپارد و در مقابل، سوخت با غنای ۲۰ درصد دریافت کند. این پیشنهاد با هدف تأمین نیاز‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران مطرح شد، اما در نهایت به توافق مورد انتظار منجر نشد.

وی ادامه داد: در دوره ریاست‌جمهوری باراک اوباما نیز مکاتباتی درباره پرونده هسته‌ای ایران صورت گرفت، اما تحولات داخلی سال ۱۳۸۸ بر روند مذاکرات تأثیر گذاشت. پس از آن نیز مذاکرات به مسیر‌های دیگری وارد شد و در نهایت، توافق برجام شکل گرفت.

مدرسیان با اشاره به خروج آمریکا از برجام در دوره دونالد ترامپ خاطرنشان کرد: ایران پس از اجرای تعهدات خود در چارچوب توافق، با خروج آمریکا و بازگشت فشار‌ها مواجه شد. از این منظر، تجربه برجام نشان داد که توافق دیپلماتیک به‌تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده پایبندی طرف مقابل باشد.

تقویت توان داخلی به‌جای انتظار برای پذیرش آمریکا

مدرسیان با تأکید بر اینکه آمریکا در دوره‌های مختلف با توسعه توانمندی هسته‌ای ایران مخالفت کرده است، گفت: مسئله اصلی این نیست که ایران چگونه آمریکا را به پذیرش توان هسته‌ای خود متقاعد کند؛ بلکه باید بررسی کرد که کشور چگونه می‌تواند توانمندی‌های خود را حفظ کند و مسیر توسعه را ادامه دهد.

وی افزود: واقع‌گرایی در سیاست خارجی ایجاب می‌کند که ایران برای تقویت جایگاه خود در عرصه‌های نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک برنامه‌ریزی کند و تصمیم‌گیری‌هایش را به پذیرش یا عدم پذیرش آمریکا گره نزند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل همچنین بر ضرورت بازنگری در برخی سیاست‌های اقتصادی تأکید کرد و گفت: برای کاهش فشار‌های اقتصادی باید راهکار‌های متناسب با شرایط کشور دنبال شود.

به اعتقاد وی، تثبیت نرخ ارز در یک بازه زمانی مشخص، بازنگری در سیاست‌های آزادسازی اقتصادی و استفاده از ظرفیت‌های همکاری با کشور‌های غیرآمریکایی می‌تواند در این مسیر مورد توجه قرار گیرد.

اختلافات تهران و واشنگتن ریشه‌های عمیقی دارد

مدرسیان در پاسخ به پرسشی درباره امکان استفاده از مذاکرات غیرمستقیم از طریق عمان و کشور‌های همسایه برای حل اختلافات ایران و آمریکا اظهار داشت: شیوه مذاکره، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، به‌تنهایی مسئله اصلی را حل نمی‌کند.

از نظر وی، اختلافات تهران و واشنگتن ریشه‌های عمیق‌تری دارد و به موضوعاتی مانند جایگاه منطقه‌ای ایران، منابع انرژی و موازنه قدرت در خاورمیانه مرتبط است.

وی با اشاره به تفاوت‌های مذاکره مستقیم و غیرمستقیم بیان کرد: در مذاکرات مستقیم، طرف مقابل می‌تواند با شناخت دقیق‌تر از ویژگی‌های تیم مذاکره‌کننده، از نقاط قوت و ضعف آن برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند. در مقابل، مذاکرات غیرمستقیم این امکان را فراهم می‌کند که پیشنهاد‌ها در قالب متن‌های رسمی مبادله شوند و هر بند از توافق با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گیرد.

مدرسیان با اشاره به تجربه مذاکرات هسته‌ای ایران و کشور‌های غربی افزود: تجربه مذاکرات سعدآباد، توافق تهران، مذاکرات برجام و دیگر توافق‌های صورت‌گرفته نشان می‌دهد که دستیابی به تفاهم لزوماً به معنای حل پایدار اختلافات نیست.

وی خاطرنشان کرد: در توافق‌های گذشته، ایران اقداماتی را در چارچوب تعهدات خود انجام داد، اما طرف مقابل در اجرای کامل تعهداتش پایبندی لازم را نشان نداد. خروج آمریکا از برجام نیز نمونه‌ای از همین بی‌اعتمادی ساختاری است.

این کارشناس مسائل بین‌الملل تأکید کرد: بنابراین، نمی‌توان صرفاً با تغییر قالب مذاکرات از مستقیم به غیرمستقیم انتظار داشت اختلافات اساسی ایران و آمریکا برطرف شود. هر توافقی باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که منافع ایران را تأمین کند و امکان ارزیابی پایبندی طرف مقابل به تعهداتش وجود داشته باشد.

پذیرش توان هسته‌ای ایران از مسیر تقویت قدرت ملی

مدرسیان در ادامه، با اشاره به موضوع غنی‌سازی و امنیت تنگه هرمز گفت: تحولات اخیر نشان داده است که آمریکا همچنان بر محدودسازی توانمندی‌های هسته‌ای ایران تأکید دارد و حتی خواستار توقف طولانی‌مدت غنی‌سازی شده است. ایران برای حفظ حقوق هسته‌ای خود باید از دستاورد‌های علمی و فنی‌اش صیانت کند و در برابر فشارها، بدون بررسی دقیق منافع و هزینه‌ها، از مواضع خود عقب‌نشینی نکند.

مدرسیان با اشاره به اهمیت تنگه هرمز در معادلات انرژی جهان اظهار داشت: ایران باید جایگاه راهبردی خود در این آبراه را در محاسبات امنیتی و اقتصادی منطقه حفظ کند.

از نگاه وی، هرگونه اختلال در انتقال انرژی می‌تواند پیامد‌هایی فراتر از عرصه نظامی داشته باشد و بر بازار نفت، هزینه سوخت و شرایط اقتصادی کشور‌های مختلف تأثیر بگذارد.

وی ادامه داد: افزایش هزینه‌های اقتصادی و سیاسی منازعه می‌تواند بر محاسبات دولت آمریکا تأثیر بگذارد. با این حال، حفظ توان بازدارندگی و مدیریت شرایط منطقه‌ای نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و توجه به پیامد‌های اقتصادی و امنیتی تصمیم‌هاست.

این کارشناس مسائل بین‌الملل درباره پیشنهاد مذاکرات منطقه‌ای با حضور کشور‌های غرب آسیا بیان کرد: کشور‌های منطقه از نظر ساختار‌های امنیتی، اقتصادی و نظامی وابستگی‌های متفاوتی به قدرت‌های خارجی دارند و نمی‌توان فرض کرد که همه آنها در تصمیم‌گیری‌های راهبردی از استقلال کامل برخوردارند.

مدرسیان با اشاره به حضور نظامی آمریکا در کشور‌های حاشیه خلیج فارس افزود: پایگاه‌های نظامی آمریکا و روابط امنیتی و اقتصادی برخی کشور‌های منطقه با واشنگتن، بر دامنه تصمیم‌گیری آنها تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل، نمی‌توان بدون در نظر گرفتن این وابستگی‌ها، نقش کشور‌های منطقه را در حل اختلافات ایران و آمریکا ارزیابی کرد.

وی همچنین با اشاره به پیامد‌های درگیری‌های اخیر در منطقه اظهار داشت: آسیب‌پذیری زیرساخت‌های نظامی و امنیتی کشور‌های میزبان پایگاه‌های آمریکا، بحث‌های تازه‌ای درباره میزان کارآمدی این ترتیبات امنیتی ایجاد کرده است. از نظر وی، تقویت سازوکار‌های امنیتی منطقه‌ای و کاهش وابستگی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای می‌تواند در آینده مورد توجه کشور‌های منطقه قرار گیرد.

مدرسیان تأکید کرد: با این حال، مسائل هسته‌ای و موشکی ایران از موضوعات راهبردی کشور هستند و تصمیم‌گیری درباره آنها باید در چارچوب منافع و حقوق ملی ایران انجام شود.

از دیدگاه وی، مذاکرات منطقه‌ای می‌تواند در حوزه امنیت جمعی و همکاری‌های اقتصادی نقش داشته باشد، اما نباید جایگزین تصمیم‌گیری مستقل ایران درباره توانمندی‌های راهبردی خود شود.

توان هسته‌ای و موشکی ایران و امنیت انرژی جهان

مدرسیان در پاسخ به پرسشی درباره تأثیر توانمندی‌های هسته‌ای و موشکی ایران بر ثبات انرژی جهان گفت: محاسبات اولیه آمریکا درباره پیامد‌های تقابل نظامی با ایران با واقعیت‌های میدانی و هزینه‌های ناشی از درگیری مواجه شده است.

وی افزود: اگر هدف از فشار یا اقدام نظامی، تضعیف توانمندی‌های راهبردی ایران باشد، پیامد‌های چنین رویکردی می‌تواند به حوزه‌های سیاسی و اقتصادی نیز گسترش یابد. از جمله این پیامدها، افزایش نگرانی‌ها درباره امنیت انتقال انرژی و تأثیر احتمالی تحولات منطقه بر بازار‌های جهانی است.

این کارشناس مسائل بین‌الملل خاطرنشان کرد: اهمیت تنگه هرمز در انتقال انرژی، هرگونه تشدید تنش در این منطقه را به مسئله‌ای فراتر از روابط دوجانبه ایران و آمریکا تبدیل می‌کند. به همین دلیل، تصمیم‌گیری درباره ایران و امنیت منطقه باید با در نظر گرفتن پیامد‌های گسترده اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن انجام شود.

مدرسیان در پایان تأکید کرد: تجربه چند دهه گذشته نشان می‌دهد که اختلافات ایران و آمریکا صرفاً با تغییر شیوه مذاکره حل نمی‌شود.

از نگاه وی، تقویت ظرفیت‌های داخلی، حفظ توانمندی‌های راهبردی، تنوع‌بخشی به روابط خارجی و توجه به واقعیت‌های اقتصادی و امنیتی منطقه، از عوامل تعیین‌کننده در مسیر آینده سیاست خارجی ایران هستند.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − 15 =