دکتر مجید سجادی پناه با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : گاهی در نظام اداری ما اتفاقاتی رخ میدهد که اگر در قالب طنز بیان نشوند، شاید کسی عمق تناقض آنها را درک نکند. پرسش این است: چرا گاهی یک وزارتخانه در غیاب وزیر، بهتر از زمان حضور او به نظر میرسد؟ ماجرای وزارت اطلاعات و ناکامی سرویسهای اطلاعاتی بزرگی مانند موساد و سیا در دستیابی به برخی اهداف راهبردی خود در ایران، دستمایه چنین پرسشی شده است. البته این موفقیتها حاصل مجموعهای از ساختارها، نیروها، تدابیر امنیتی و سازوکارهای اطلاعاتی است، نه صرفاً نبودن یک وزیر؛ اما همین طنز، پرسش مهمتری را مطرح میکند: آیا گاهی ساختارهای حرفهای و نیروهای متخصص، مستقل از حضور مدیران سیاسی، بهتر کار نمیکنند؟
این پدیده را میتوان در برخی سازمانهای دیگر نیز جستوجو کرد؛ جایی که با تغییر مدیر، جلسات بیشتر میشود، دستورالعملها تکثیر میشوند، امضاها افزایش مییابند و گاهی سرعت تصمیمگیری کاهش پیدا میکند. گویی در بعضی دستگاهها، مدیر بهجای آنکه گرهگشا باشد، خود به بخشی از زنجیره گرهها تبدیل میشود. البته مسئله، دفاع از بیوزیری یا بیمدیریتی نیست؛ مسئله تفاوت میان «مدیریت اثربخش» و «حضور تشریفاتی مدیر» است. سازمان بالغ باید بهگونهای طراحی شود که با رفتن یک فرد متوقف نشود و با آمدن یک فرد نیز دچار آشفتگی نگردد. شاید پرسش اصلی حکمرانی ما این نباشد که چه کسی وزیر است، بلکه این باشد که چرا بعضی سازمانها با کمترین مداخله مدیریتی، عملکرد بهتری از خود نشان میدهند؟ وزیر باید موتور حرکت سازمان باشد، نه ترمز دستی آن!
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع