رنجِ معیشت و کابلهای کینه

رنجِ معیشت و کابلهای کینه؛ بازخوانی شعر «یک آفیش اجباری» اثر حجت بقایی از منظر اقتصاد رسانه و نیروی کار

اختصاصی اقتصاددان_ فشار کار میدانی، چالشهای معیشتی و ناامنی شغلی، همواره از دغدغه‌های پنهان نیروی انسانی در ساختار رسانه بوده است. سرودۀ تازۀ حجت بقایی با عنوان «یک آفیش اجباری؛ نور، صدا، کابل، کینه»، تصویری واقع گرایانه و تکان دهنده از فرسایندگی ساختار اقتصادی و روابط کار در بستر رسانه ارائه می‌دهد که از زاویه‌ای انسانی قابل تأمل است.
به گزارش رسانۀ اقتصاددان؛ ادبیات و هنر همواره زبان گویای طبقه کارگر، مزدبگیران و فعالان حوزه‌های تخصصی بوده است. شعر سپید «یک آفیش اجباری» سرودۀ «حجت بقایی»، پژوهشگر و فعال رسانه‌ای، فراتر از یک اثر ذوقی صرف، بیانیه‌ای صریح دربارۀ اقتصادِ فرسودۀ کارِ میدانی و هزینه‌های روانی آن است.
راوی در این اثر، از صبحی می‌گوید که با وجود طراوت ظاهری، به دلیل بار سنگین دغدغه‌های معیشتی و شغلی از معنای اصیل خود تهی می‌شود. اشاره شاعر به «برآوردهایی که سوخت، حقوقی که آتش گرفت و مدیری که خورد و برد»، عریان ترین تصویر از چالشهای اقتصادی، تورم، و ناکارآمدی مدیریتی است که مستقیم بر سفره و روان نیروی کار سایه افکنده است. در این فضا، محیط کار نه محل شکوفایی، که میدانی آکنده از تقابل و رقابتهای فرساینده («دوزخیانِ چشم‌انتظارِ لغزش») است.
با این حال، ارزش افزوده این اثر در بخش پایانی آن نمود می‌یابد؛ جایی که نیروی انسانی (تکنسین رسانه) در حصار ابزارها و در میان فشارهای اقتصادی و ساختاری، تسلیم انفعال نمی‌شود، بلکه با تکیه بر اصالتِ خود، به بازتعریف نقش خویش به عنوان «خالق تصویر و معنا» می‌پردازد. این سروده، بازتابی است از استواری نیروی مولد در برابر ساختارهای ناعادلانه؛ پیامی که در ادبیات اقتصادی و مطالعات توسعۀ انسانی جایگاهی ویژه دارد./م.ا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × پنج =

پربازدیدترین ها