رسانه اقتصاددان _ اقتصاد سلامت|| در مصاحبه اخیر دکتر حسین کرمانپور با رادیو سلامت، محورهایی مطرح شد که برای تحلیلگران اقتصاد سلامت، نشاندهنده یک بحران ساختاری است. این گزارش سه چالش کلیدی را برای این طرح آشکار میکند:
۱.بحران نقدینگی و ناترازی انباشته بیمهها: اشاره به بدهی ۱۲۰ همتی صنعت بیمه به مراکز درمانی، به معنای ورشکستگی عملیاتی در زیرساختهای مالی سلامت کشور است. برای یک اقتصاددان، این عدد گویای «شکاف عمیق میان منابع درآمدی و مصارف بیمهها» است. تا زمانی که این ناترازی حل نشود، پایداری مالیِ هر طرحِ جدیدی، از جمله «پزشکی خانواده»، با ریسک عدم نقدشوندگی مواجه است و نمیتوان به وعدههای «کاهش پرداخت از جیب مردم» با اطمینان نگریست.
۲.تغییر پارادایم از نظام «بیمارمحور» به «سلامتمحور»: تلاش برای تغییر جهت از «درمانِ گرانقیمت» به «پیشگیریِ ارزانتر»، از منظر تخصیص بهینه منابع، رویکردی منطقی است. با این حال، تحقق عملی این مدل مستلزم تزریق نقدینگی اولیه است. بدون تعیین تکلیف بدهیهای فعلی بیمه، انتقال بارِ مالی به سمت نظام پیشگیری، صرفاً باعث انباشتِ کسری بودجه در بخشهای جدید میشود.
۳.مسئله «هزینه-فرصت» و انگیزش پزشکان: دکتر کرمانپور در بخشی از گفتگو با رادیو سلامت، به بدبینی پزشکان اشاره کرد. از دیدگاه تئوری بازیها و رفتار اقتصادی، پزشکان بر اساس شکستهای مکررِ پیشین، مشارکت در این طرح را با ریسکِ بالای «عدمِ بازگشتِ سرمایه» و «تأخیر در پرداختها» ارزیابی میکنند. بنابراین، تا زمانی که تضمین مالی برای پرداختهای این طرح وجود نداشته باشد، ایجاد انگیزه برای مشارکتِ بدنه پزشکی، دور از انتظار است.
✓ نتیجهگیری: طرح پزشکی خانواده در تئوری، ابزاری برای بهینهسازی هزینههای سلامت است، اما در فضای فعلیِ اقتصادِ درمان، بدون حلوفصل بدهیهای سنگین بیمهها، این طرح با خطرِ «کمبود تقاضا از سوی پزشکان» و «شکست در اجرا» روبهروست.