خوشه‌های چشم انتظاری!

تاخیر در پرداخت مطالبات گندمکاران باعث کاهش اعتماد کشاورزان و تهدید امنیت غذایی کشور شده است.

برای کشاورزی که ماه‌ها زمین را شخم زده، بذر کاشته، هزینه کرده و درنهایت محصولش را تحویل داده پول گندم فقط مطالبه نیست بلکه سرمایه‌ای است که باید چرخ زندگی را بچرخاند و او را برای کشت بعدی آماده کند اما وقتی این پول ماه‌ها در انتظار می‌ماند کشاورز نه‌تنها درآمدش را دریافت نکرده بلکه هر روز بخشی از قدرت خرید همان درآمد را نیز از دست داده است. تورم در این فاصله بی‌وقفه پیش می‌رود، قیمت نهاده‌ها بالا رفته و هزینه زندگی افزایش پیدا می‌کند اما طلب کشاورز روی همان عددی می‌ایستد که ماه‌ها پیش تعیین شده است.

به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت‌ ،  این تاخیر برای یک تولیدکننده صرفا یک مشکل حسابداری نیست بلکه می‌تواند به‌معنای عقب افتادن پرداخت بدهی‌ها، ناتوانی در خرید بذر و کود و سم، دشوارشدن تامین هزینه‌های خانواده و حتی نداشتن نقدینگی برای آغاز کشت بعدی باشد. کشاورزی که سه‌ماه پیش محصول خود را تحویل داده و امروز پولش را دریافت می‌کند درواقع با همان مبلغ گذشته باید هزینه‌های امروز را بپردازد؛ هزینه‌هایی که در این فاصله گران‌تر شدند. به‌این ترتیب بخشی از درآمد واقعی او پیش از آنکه به‌دستش برسد در گرداب تورم آب شده و حاشیه سود تولید هر روز کوچک‌تر می‌شود.

در چنین شرایطی بحران معیشت کشاورز به‌بحران تولید گره می‌خورد. وقتی تولیدکننده برای تامین هزینه‌های فوری زندگی ناچار می‌شود محصولش را به‌واسطه‌ای بفروشد که پول را همان لحظه پرداخت می‌کند، حتی با قیمتی پایین‌تر یک پیام روشن در اقتصاد کشاورزی شکل می‌گیرد: نقدینگی امروز از سود فردا مهم‌تر است. ادامه این روند می‌تواند اعتماد کشاورز به‌سیاست خرید تضمینی را فرسوده کند و او را به‌سمت محصولاتی ببرد که بازده اقتصادی یا امکان نقدشوندگی بیشتری دارند؛ تغییری که هزینه آن درنهایت فقط بر دوش کشاورز نمی‌ماند.

گندم محصولی نیست که بتوان کاهش تولید آن را به‌سادگی جبران کرد. پشت بحران معیشتی گندمکار یک زنجیره بزرگ‌تر قرار دارد؛ از کاهش انگیزه و سرمایه‌گذاری در مزرعه تا تهدید خودکفایی و افزایش وابستگی به‌واردات. درشرایطی‌که تامین گندم از بازار جهانی نیز می‌تواند تحت تاثیر نوسان ارز، تحولات سیاسی و محدودیت‌های تجارت قرار گیرد، بی‌توجهی به‌معیشت تولیدکننده می‌تواند امنیت غذایی را با هزینه‌ای بسیار سنگین‌تر مواجه کند. مساله از یک طلب عقب‌افتاده آغاز می‌شود اما اگر ادامه پیدا کند ممکن است به‌بهای سفره‌ای تمام شود که قرار بود همین کشاورز امنیت آن را تضمین کند.

عطاالله ‌هاشمی، رییس بنیاد ملی گندمکاران در گفت‌و‌گو با « جهان‌صنعت» به‌بررسی بحران معیشتی کشاورزان و چالش‌های مرتبط با آن می پردازد.

گزارش‌هایی منتشرشده مبنی بر اینکه دلالان گندم را از کشاورزان با قیمت‌هایی در حدود ۶۰‌هزارتومان خریداری می‌کنند. این در حالی است که قیمت خرید تضمینی گندم ۴۹‌هزارتومان تعیین شده و حتی همین مبلغ نیز با چندین‌ماه تاخیر به‌کشاورزان پرداخت می‌شود. به‌نظر شما تفاوت میان قیمت خرید دلالان و دولت و تاخیر در پرداخت مطالبات چه تاثیری بر وضعیت کشاورزان دارد؟

واسطه‌ها و دلالان لزوما گندم را با قیمت ۶۰‌هزارتومان خریداری نمی‌کنند. به‌طور متوسط قیمت خرید آنها حدود ۴۲تا۴۴‌هزارتومان است. به‌هر حال این موضوع تابع عرضه‌وتقاضاست.

درشرایطی‌که دولت نمی‌تواند مطالبات کشاورزان را به‌موقع پرداخت کند واسطه‌ها از این وضعیت و بدعهدی دولت استفاده می‌کنند. ازیک‌سو تاخیر در پرداخت مطالبات و ازسوی‌دیگر نیاز شدید کشاورزان به‌نقدینگی دست واسطه‌ها را باز گذاشته است. برای مثال کشاورزی در مناطق سردسیر را در نظر بگیرید که اکنون درحال برداشت محصول است و حدود ۱۰روز دیگر باید عملیات کشت را آغاز کند. این کشاورز به‌نقدینگی نیاز دارد و باید بتواند هزینه‌های کشت و نهاده‌های مورد نیاز خود را تامین کند.

درچنین‌شرایطی واسطه‌ها وارد عمل می‌شوند و محصول را با قیمتی پایین‌تر از نرخ خرید تضمینی خریداری می‌کنند اما وجه آن را بلافاصله می‌پردازند. همین موضوع برای کشاورز جذابیت ایجاد می‌کند چراکه نمی‌تواند چندماه برای دریافت مطالبات خود از دولت منتظر بماند.

ازسوی‌دیگر ممکن است واسطه‌ها محصول خریداری‌شده را بلافاصله عرضه نکنند و با توجه به‌انتظارات تورمی منتظر افزایش قیمت در آینده بمانند. در ادامه نیز این محصول می‌تواند با قیمت بالاتر به‌دولت بخش صنفی و صنعتی یا حتی در قالب قاچاق عرضه شود.

بنابراین معتقدم مساله اصلی این نیست که واسطه‌ها الزاما گندم را گران‌تر از دولت خریداری می‌کنند بلکه مساله این است که آنها پول کشاورز را به‌موقع پرداخت می‌کنند و همین موضوع در شرایط فعلی برای کشاورز جذابیت ایجاد کرده است.

 پیامدهای تاخیر دولت در پرداخت مطالبات گندمکاران چیست؟ آیا این وضعیت می‌تواند اعتماد کشاورزان به‌دولت را از بین ببرد؟

به‌تدریج اعتماد کشاورزان به‌دولت از بین می‌رود. قانون به‌صراحت تاکید کرده که وجه محصول باید ظرف ۴۸‌ساعت پرداخت شود اما این اتفاق رخ نمی‌دهد و متاسفانه این بدعهدی هر سال تکرار می‌شود.

امروز دیگر مردم مانند گذشته به‌وعده‌های مسوولان دولتی اعتماد نمی‌کنند. وقتی مقام دولتی در یک مصاحبه وعده‌ای می‌دهد بسیاری از مردم دیگر نمی‌توانند روی اجرای آن وعده حساب کنند. تداوم این بدقولی‌ها پیامدهای بسیار نامطلوبی دارد. نخستین پیامد ازبین‌رفتن اعتماد مردم به‌دولت است. دوم اینکه احتمال دارد الگوی کشت تغییر کند. برای مثال ممکن است کشاورز به‌سمت محصولات دیگری برود، سطح زیرکشت گندم کاهش پیدا کند یا سرمایه‌گذاری کافی برای افزایش عملکرد و بهره‌وری تولید انجام نشود.

درنهایت امنیت غذایی کشور به‌خطر خواهد افتاد. به‌خطرافتادن امنیت غذایی به‌ویژه در محصولی استراتژیک و اثرگذار مانند گندم یک فاجعه است. باید از تمام جوانب شرایط لازم را فراهم کنیم تا اجازه ندهیم چنین اتفاقی رخ دهد.

نمی‌توان با یک بدعهدی در پرداخت مطالبات کل مکانیسم تولید کشور را تحت تاثیر قرار داد. امسال سال بسیار خوبی از نظر تولید گندم داشتیم. برآورد من این بود که تولید گندم کشور به‌بیش از ۵/14میلیون‌تن برسد و همچنان نیز بر همین برآورد تاکید دارم. تولید ما هیچ مشکلی ندارد و حتی می‌توانستیم به‌خودکفایی کامل برسیم و امکان صادرات نیز فراهم شود اما با موضوعی که شاید در ظاهر کوچک و عادی به‌نظر برسد یعنی عدم پرداخت به‌موقع مطالبات کشاورزان متاسفانه بسیاری از این برآوردها و سازوکارهای تولید می‌تواند تحت‌تاثیر قرار گیرد.

 با توجه به‌تاخیر چندماهه در پرداخت مطالبات وضعیت معیشتی گندمکاران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

طبیعتا در شرایط تورمی وقتی مطالبات کشاورز پرداخت نمی‌شود وضعیت معیشتی او بسیار دشوار خواهد شد. برای درک بهتر موضوع کافی است شرایط امروز را با چند ماه قبل مقایسه کنیم.

من حتی چهار ماه قبل را مطرح نمی‌کنم. از حدود دهم فروردین تحویل گندم به‌دولت آغاز شده و اکنون چند ماه از آن زمان گذشته است. اگر به‌طور متوسط سه ماه تاخیر در پرداخت را در نظر بگیریم باید توجه کنیم که نرخ ارز و قیمت نهاده‌های کشاورزی در این مدت به‌شدت افزایش یافته است. برای مثال نرخ دلار که در آن زمان حدود ۱۴۰تا۱۵۰‌هزارتومان بود امروز به‌حدود ۲۱۰تا۲۱۲‌هزارتومان رسیده است.

این تورم و افزایش قیمت‌ها درواقع هزینه‌ای است که کشاورز به‌دلیل پرداخت‌نشدن به‌موقع مطالباتش متحمل می‌شود.

کشاورز زمانی که گندم خود را تحویل می‌دهد انتظار دارد پولش را دریافت کند تا بتواند هزینه‌های زندگی را تامین کند، بدهی‌های خود را بپردازد و برای کشت سال آینده آماده شود و نهاده‌های مورد نیازش را خریداری کند.

اکنون کشاورزی را در نظر بگیرید که سه ماه پیش محصول خود را تحویل داده اما هنوز بخش قابل‌توجهی از مطالباتش را دریافت نکرده است. او امروز باید برای کشت سال آینده نهاده خریداری کند درحالی‌که حداقل باید این نهاده‌ها را ۳۰‌درصد گران‌تر از سه ماه قبل خریداری کند.

حتی اگر دولت همین امروز مطالبات کشاورز را پرداخت کند، مبلغ ۴۹‌هزارو۵۰۰‌تومان به‌لحاظ قدرت خرید دیگر ارزش اقتصادی سه ماه قبل را ندارد. به‌بیان دیگر این مبلغ در شرایط فعلی ممکن است از نظر قدرت خرید معادل حدود ۴۲‌هزارتومان در سه‌ماه قبل باشد.

درنتیجه مزیت اقتصادی و قدرت رقابتی تولید گندم برای کشاورز کاهش پیدا می‌کند و درکنار آن برنامه‌ریزی برای سال آینده نیز با مشکل مواجه می‌شود. این همان بحران معیشتی است. کشاورز ناچار می‌شود از هزینه‌های زندگی خود و خانواده‌اش بزند و بخشی از نیازهای معیشتی خود را فدا کند تا بتواند این کمبود نقدینگی را جبران کند. با ادامه این شرایط دولت نمی‌تواند در سال آینده انتظار داشته باشد که کشاورزان همچنان برای تحقق خودکفایی به‌ویژه در محصولات استراتژیکی مانند گندم با همان انگیزه و توان گذشته فعالیت کنند.

 پیشنهاد بنیاد ملی گندمکاران به‌دولت برای حل مشکلات موجود چیست تا از سال آینده دوباره با این چالش‌ها مواجه نباشیم؟

تمام مشکلات موجود به‌این موضوع بازمی‌گردد که دولت می‌خواهد نقش حاتم طایی را ایفا کند اما از جیب مهمان! بخش عمده این خلأها و مشکلات ناشی از یارانه نان است؛ یارانه‌ای که با قیمت‌های امسال دولت باید بیش از ۵۰۰‌هزارمیلیارد‌تومان برای آن پرداخت کند. این یارانه باعث ایجاد ناترازی‌های اقتصادی و اعتباری در این بخش شده است. دولت باید تکلیف خود را در این زمینه مشخص کند. من نمی‌گویم نباید از برخی اقشار جامعه حمایت شود بلکه اتفاقا باید اقشار نیازمند شناسایی شوند. از میان ۱۰‌دهک جامعه به‌اعتقاد من حداکثر چهار دهک نیازمند حمایت در بخش نان هستند و دولت باید این حمایت را برای آنها انجام دهد اما برای دهک‌هایی که نیازی به‌یارانه نان ندارند نباید این یارانه ادامه پیدا کند و موجب ایجاد خلأ اعتباری برای دولت شود؛ خلأیی که هرسال نیز بزرگ‌تر شده و در نهایت می‌تواند فشار سنگینی بر دولت وارد کند.

تازمانی‌که مساله یارانه نان به‌شکل عاقلانه‌ای حل‌وفصل نشود این مشکلات ادامه خواهد داشت. به‌نظر من یارانه نباید به‌نانوایی یا کارخانه آرد پرداخت شود تا درنهایت ازطریق زنجیره تولید به‌مصرف‌کننده برسد. دولت باید میزان یارانه مورد نیاز هر خانواده را مشخص کند. برای مثال اگر یک خانواده مشمول دریافت ۲میلیون‌تومان یارانه نان است این مبلغ در کارت آن خانواده شارژ شود و فرد بتواند نان را با قیمت واقعی و آزاد خریداری کند و دولت نیز یارانه مربوطه را در اختیار او قرار دهد.

تازمانی‌که موضوع یارانه آرد و نان به‌این شکل اصلاح نشود همین مشکلات را خواهیم داشت. اگر امسال دولت حدود ۵۰۰‌هزارمیلیارد‌تومان برای جبران این خلأ نیاز دارد با افزایش قیمت محصول و رسیدن آن به‌حدود ۸۵‌هزارتومان این رقم ممکن است به‌حدود ۸۰۰‌هزارمیلیارد‌تومان برسد. تامین چنین منابعی خارج از توان دولت است و دولت به‌هیچ وجه نمی‌تواند این روند را در بلندمدت جبران کند.

 تا امروز چه میزان گندم خریداری شده و چه مقدار از مطالبات گندمکاران پرداخت شده است؟ آیا میزان خرید نسبت‌به ‌سال گذشته کاهش داشته است؟

تاکنون حدود ۸‌میلیون‌و۴۰۰‌هزارتن گندم خریداری شده است. از این میزان حدود ۲۱۸‌هزارمیلیارد‌تومان پرداخت شده و نزدیک به‌۲۳‌هزارمیلیارد‌تومان از مطالبات همچنان باقی مانده است. البته به‌نظر من نباید میزان خرید امسال را با سال گذشته مقایسه کنیم چراکه سال گذشته شرایط خشکسالی بر کشور حاکم بود و میزان تولید گندم پایین‌تر بود.

امروز دهم ماه است و به‌اعتقاد من در این مقطع باید حداقل ۱۰‌میلیون تن گندم خریداری شده باشد. برآورد من این است که در مجموع باید حداقل ۵/۱۱‌میلیون تن خرید داشته باشیم اما اکنون میزان خرید به‌حدود ۴/۸‌میلیون تن رسیده و در نهایت نیز شاید به‌۵/۸ تا ۶/۸‌میلیون تن برسد.

ازسوی‌دیگر باوجود شرایط خوب تولید امسال ممکن است ناچار شویم حداقل ۴‌میلیون‌تن گندم وارد کنیم. این موضوع در شرایط فعلی کشور باتوجه‌به شرایط سیاسی، قرارداشتن کشور در وضعیت جنگی و حتی بحث محاصره بسیار نگران‌کننده است. حتی اگر منابع مالی لازم برای واردات را داشته باشیم این سوال مطرح است که آیا کشورها با چه قیمتی گندم را به‌ما خواهند فروخت و اساسا آیا امکان انتقال و رسیدن محموله‌ها به‌مقصد وجود دارد یا خیر.

متاسفانه ما در شرایطی که امکان تولید بسیار خوبی داشتیم با عدم پرداخت به‌موقع مطالبات کشاورزان این فرصت را تا حد زیادی از بین بردیم.

 مساله دیگری هست که بخواهید به‌آن اشاره کنید؟

درکنار کاستی‌ها و مواردی که مورد انتقاد است اتفاقات مثبتی نیز رخ داده که باید به‌آنها اشاره کرد. یکی از این موارد عملکرد صندوق بیمه کشاورزی است. امسال صندوق توانسته روند فعالیت خود را تسهیل کند، بخشی از بدهی‌های خود به‌بانک کشاورزی را تعیین تکلیف کرده و اعتبارات خود را از دولت دریافت کند. درنتیجه دوران انتظار برای پرداخت خسارت که در سال‌های گذشته گاهی به‌شش تا هشت ماه می‌رسید اکنون به‌حدود یک هفته کاهش پیدا کرده است.

یعنی اگر خسارتی به‌محصول یا کشاورز وارد شود درصورت تایید خسارت می‌تواند ظرف حدود یک هفته از سوی صندوق بیمه کشاورزی پرداخت شود. از مسوولان صندوق بیمه کشاورزی باید بابت این اقدام مثبت قدردانی کرد.

از کشاورزان و بهره‌برداران نیز می‌خواهم در کنار بیمه فراگیر گندم بیمه ارتقایی گندم را نیز انجام دهند. با این اقدام دیگر نگرانی و اضطراب چندانی در رابطه با میزان پرداخت خسارت وجود نخواهد داشت و میزان خسارتی که در صورت وقوع حادثه دریافت می‌کنند نیز به‌مراتب افزایش پیدا می‌کند.

موضوع دوم شرکت گرین پی  است که اعتبار مناسبی دراختیار آن قرار گرفته بود تا بخشی از هزینه خرید گندم کشاورزان را پرداخت کند. این شرکت وابسته به‌بانک کشاورزی است و قرار بود یک‌سوم ارزش گندم را به‌کشاورزانی که محصول خود را تحویل می‌دهند پرداخت کند تا فاصله زمانی میان تحویل محصول و پرداخت کامل مطالبات ازسوی دولت کوتاه‌تر شود.

این‌شرکت در مقاطعی کاستی‌هایی داشت و انتقاداتی نیز نسبت‌به ‌عملکرد و سیاستگذاری‌های آن مطرح شد اما مدتی است که در کنار بانک کشاورزی قرار گرفتیم و اصلاحات و پیشنهادهای خود را به‌این مجموعه ارائه می‌کنیم.

اکنون مکانیسمی درحال تعریف است تا این اعتبارات از زمان آغاز کشت در اختیار کشاورزان قرار گیرد تا آنها بتوانند نهاده‌های مورد نیاز خود را به‌موقع تامین کرده و از این اعتبارات و امکانات در زمان مناسب استفاده کنند.

چندین‌جلسه در این زمینه برگزار شده و امیدوارم با استمرار این جلسات به‌نتیجه مطلوب برسیم. امیدوارم این اعتبارات و عملکرد شرکت نیز بتواند جایگاه مناسبی پیدا کند و در بخش تولید نسبت‌به ‌شرایط فعلی نقش موثرتری ایفا کند. ما نیز در بنیاد ملی گندمکاران درحال کمک و ارائه پیشنهادهای لازم هستیم و امیدواریم این اقدامات به‌نتیجه مطلوب برسد.

 پیام شما خطاب به‌گندمکاران در شرایط فعلی چیست؟

از هم‌صنفی‌های خودم که در حال حاضر گندم را در انبارهای خود نگهداری می‌کنند خواهش می‌کنم باتوجه‌به شرایط کشور و اهمیت این محصول استراتژیک تاحد امکان شرایط را در نظر بگیرند.

البته این موضوع تا حدی قابل درک است. کشاورزان به‌نقدینگی نیاز دارند و باید هزینه‌های زندگی خود را تامین کنند اما خواهشم این است که حتی‌الامکان شرایطی ایجاد نشود که گندم تولیدشده برای مصرف انسانی خدای‌ناکرده به‌خوراک دام تبدیل شود یا به‌دست قاچاقچیان، دلالان و واسطه‌ها بیفتد و از چرخه تامین غذای انسانی خارج شود.

اگر چنین اتفاقی رخ دهد نیاز کشور به‌واردات گندم بیشتر خواهد شد. امیدواریم این مساله مدیریت شود. ما نیز پیگیر موضوع هستیم و دولت هم تلاش خود را انجام می‌دهد تا ان‌شاءالله هرچه‌سریع‌تر باقی‌مانده مطالبات گندمکاران پرداخت شود.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه − چهار =

پربازدیدترین ها