دکتر سیدعماد خیرآباد عضو شورای سردبیری و رئیس کمیسیون اقتصاد دریا محور با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : اقتصاد ایران برای تأمین بخش قابلتوجهی از کالاهای وارداتی خود به حملونقل دریایی وابسته است بنابراین هر اختلال پایدار در مسیرهای کشتیرانی میتواند از یک مسئله لجستیکی فراتر رفته و به یک مسئله اقتصادی تبدیل شود. در چنین شرایطی مسئله فقط افزایش کرایه حمل یا تأخیر در ورود محموله نیست بلکه با طولانیشدن اختلال، موجودی بنگاهها کاهش مییابد، زمان تأمین افزایش ، سرمایه در گردش برای مدت بیشتری درگیر میشود و در نهایت فشار هزینهای به تولید و قیمت مصرفکننده منتقل خواهد شد.البته میان اختلال در یک بندر، اختلال در مسیر کشتیرانی و محاصره دریایی تفاوت اساسی وجود دارد در اختلال بندری، امکان انتقال بخشی از بار به بنادر دیگر وجود دارد؛ اما اگر محدودیت به مسیر اصلی تردد کشتیها سرایت کند، ظرفیت بندر جایگزین بهتنهایی مسئله را حل نمیکند.در این حالت، مسئله اصلی دسترسی به مسیر، امکان ورود کشتی، پوشش بیمه، تداوم عملیات کشتیرانی و سپس انتقال کالا در شبکه پسکرانهای خواهد بود.
اهمیت این مسئله برای ایران بدون توجه به تنگه هرمز قابل ارزیابی نیست در نیمه نخست سال ۲۰۲۵، بهطور متوسط روزانه حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه نفت خام، میعانات و فرآوردههای نفتی از هرمز عبور کرده است رقمی معادل حدود یکپنجم مصرف جهانی مایعات نفتی و نزدیک به یکچهارم تجارت دریابرد نفت جهان. هرمز از این منظر فقط یک مسیر انرژی نیست بلکه یک گلوگاه ژئواقتصادی ست که اختلال پایدار در آن میتواند همزمان بازار انرژی، تجارت منطقهای و زنجیرههای تأمین را تحت تأثیر قرار دهد.
برای اقتصاد ایران این اثرگذاری دو مسیر متفاوت دارد. از یک سو، اختلال در صادرات انرژی میتواند درآمد ارزی و توان تأمین مالی واردات را تحت فشار قرار دهد و از سوی دیگر، محدودیت در ورود کالا و نهادههای تولید، هزینه تأمین داخلی را افزایش دهد.بنابراین شدت شوک صرفاً به حجم کالای عبوری از مسیر دریایی وابسته نیست بلکه به مدت اختلال، سطح ذخایر، امکان تغییر مسیر و ظرفیت جذب شبکه جایگزین بستگی دارد.
در کوتاهمدت موجودی انبارها، ذخایر راهبردی و محمولههای در حال ورود میتوانند بخشی از شوک را جذب کنند اما با تداوم اختلال، مسئله از «تأخیر» به «تداوم تأمین» تغییر میکند. از سوی دیگر کاهش موجودی بنگاه را ناچار میکند برای حفظ تولید، سرمایه بیشتری در موجودی کالا نگهداری کند یا هزینه بیشتری برای حمل و تأمین مسیرهای جایگزین بپردازد به این ترتیب، شوک دریایی میتواند بدون آنکه بلافاصله به کمبود فیزیکی کالا منجر شود ابتدا از مسیر سرمایه در گردش و هزینه لجستیک به تولید منتقل شود.
این آسیبپذیری در کالاهای اساسی جدیتر است. در ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۴، بیش از ۱۴.۵ میلیون تن کالای اساسی در بندر امام خمینی تخلیه و بارگیری شد که حدود ۱۵ درصد بیشتر از مدت مشابه سال قبل بود. این رقم معادل کل واردات کشور نیست، اما وابستگی بخشی از شبکه تأمین کالاهای اساسی به یک گره لجستیکی مهم را نشان میدهد. در صورت اختلال، مسئله صرفاً پیدا کردن یک اسکله دیگر نیست بندر جایگزین باید همزمان از ظرفیت تخلیه، انبارش، خدمات گمرکی، ناوگان زمینی و شبکه پسکرانهای کافی برخوردار باشد.
از همینجا یک خطای رایج در سیاستگذاری آشکار میشود:ظرفیت اسمی با ظرفیت تابآور یکسان نیست. بندری که در شرایط عادی با بخش بزرگی از ظرفیت عملیاتی خود فعالیت میکند الزاماً توان جذب ناگهانی حجم بالایی از بار را ندارد.
از سوی دیگر، تابآوری اقتصادی بدون توجه به «هزینه تابآوری» نیز قابل طراحی نیست.ایجاد ظرفیت مازاد، ذخایر بیشتر و مسیرهای جایگزین هزینه دارد و نگهداری این ظرفیت در شرایط عادی باید توجیه اقتصادی داشته باشد. بنابراین هدف سیاستگذار نباید ایجاد بیشترین ظرفیت ممکن، بلکه ایجاد ظرفیت قابل فعالسازی در زمان بحران با کمترین هزینه اقتصادی باشد.
بر این اساس، تابآوری زنجیره تأمین کشور باید بهصورت یک شبکه چندلایه تنوع مسیرهای تأمین، ظرفیت عملیاتی مازاد در بنادر، زیرساخت پسکرانهای قابل اتکا، ذخایر متناسب با حساسیت کالا و سازوکار تصمیمگیری سریع برای تغییر مسیر واردات تعریف شود. در کنار این موارد لازم است برای کالاهای حیاتی، سناریوهای اختلال کوتاهمدت، چند هفتهای و چندماهه از پیش طراحی و بهصورت دورهای آزموده شوند.
محاصره دریایی، پیش از آنکه آزمونی برای ظرفیت بنادر باشد آزمونی برای کیفیت مدیریت زنجیره تأمین است. اقتصاد تابآور زمانی معنا پیدا میکند که شبکه تأمین بتواند در شرایط اختلال، با کمترین وقفه و کمترین انتقال هزینه به تولید و مصرف،مسیر خود را بازآرایی کند.مسئله اصلی کشور دقیقاً همین است نه صرفاً ساخت بندر بیشتر، بلکه ساخت شبکهای که بتواند در زمان بحران، بدون توقف کار کند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع