در ساختار تباهی ؛ پذیرش مسئولیت شراکت در جرم است !

جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : گاهی یک تشکیلات به نقطه‌ای از اضمحلال ساختاری و تعفن حاشیه‌ها می‌رسد که دیگر نه مجالی برای اصلاح باقی می‌ماند و نه امکانی برای خدمت. در چنین اتمسفر مسمومی که هر روز گره‌ای بر گره‌های کور افزوده می‌شود و بحران‌ها تصاعدی رشد می‌کنند ؛ نشستن بر کرسی مسئولیت ؛ شجاعت نیست که قماری حماقت‌ بار با سرمایه‌ای ست که یک عمر با خونِ دل ؛ عرقِ جبین و شرف حرفه‌ای اندوخته شده است. در ساختاری که تار و پود آن با دروغ نهادینه‌ شده ؛ خیانت در آن سازمان‌ یافته و ماهیت پیدا کرده ؛ رانت‌های پیدا و پنهان و فساد در آن تنیده شده ؛ گرفتن پست و عنوان نه ابزار کارآمدی ؛ بلکه یک قرارداد نانوشته برای هم‌ رنگی با تباهی ست. مناسبات حاکم بر این چرخه پیش‌ شرط‌های روشن و مشخصی دارد.

 ورود به این بازی قواعد دوگانه‌ای پیش روی فرد می‌گذارد که هر دو سوی آن در نهایت به پرتگاه ختم می‌شود. در چنین بزنگاهِ خطرناکی یا باید استحاله شوی و چشم بر واقعیت‌ها ببندی ؛ وجدان را در بدو ورود قربانی کنی ؛ چشم بر غارت و تباهی فرو ببندی و سفره‌ نشینِ لاشخورهایی باشی که بقای خود را در بلعیدن منافع جمعی و زدن زیر آب منافع عمومی تعریف کرده‌اند و یا باید شرافتمند بمانی و معترض باشی. فریاد بزنی ؛ در برابر زدوبندها بایستی و اعلام کنی که اهل تعظیم در برابر باندهای رانت نیستی که در این صورت مکانیسم خود اصلاح‌ گریِ معکوس سیستم فعال شده و به‌ سرعت تو را عنصری نامطلوب ؛ غیر خودی و مزاحم تلقی کرده و بلافاصله طرد می‌کند. در این میان ؛ تصور اینکه می‌توان با سلامت نفس فردی وارد ساختاری آلوده شد و آن را از درون نجات داد ؛ بی گمان توهمی بیش نیست.

 ساختاری که شالوده‌اش بر مدار حذف شایستگان و بالا کشیدنِ کوتوله‌های بله‌ قربان‌گو استوار است ؛ افراد پاک‌ دست را نه برای حل بحران بلکه به‌ عنوان سپر بلای خطاهای تاریخی خود و ویترین پاک‌ نمایی می‌خواهد. نتیجه چنین دعوتی کاملا روشن است. سوزاندن سرمایه اجتماعی و اعتباری که چند دهه برای آن خاک خورده‌ای ؛ در مسلخ چند ماه بی‌تدبیری و بحران‌ آفرینی باندهای پشت پرده. امروز نپذیرفتن مسئولیت در سیستم های معیوب و سمی ؛ انفعال نیست بلکه عین کُنشگری شرافتمندانه و اعتراض بنیادین است. حفظ مرزبندی با چرخه‌ای که جز تولید بحران و توزیع رانت هنری ندارد ؛ بزرگ‌ترین خدمتی ست که یک انسان آزاده و یک قلمِ متعهد می‌تواند به جامعه و وجدان خویش بکند. در نظر داشته باشید که هستند کسانی که آبروی خود را از سر راه نیاورده‌اند که آن را وثیقه ماندگاریِ شبکه‌ای از تباهی و بی‌کفایتی ها کنند.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − دوازده =