صفی اله ملکی دکترای جامعه شناسی عضوشورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : وضعیت نامناسب معیشتی و کاهش درآمد مردم، زمینهساز بسیاری از معضلات اجتماعی از جمله نزاع و خشونت، طلاق و همچنین اختلالات رفتاری از جمله افسردگی، اضطراب، نگرانی از آینده و ناامیدی در جامعه خواهد بود. شرایط اقتصادی و میزان برخورداری خانوادهها از درآمد و امکانات، تأثیر مستقیمی بر کیفیت زندگی افراد دارد و هرچه فشارهای اقتصادی افزایش پیدا کند، آثار آن میتواند از حوزه اقتصاد فراتر رفته و در روابط فردی، خانوادگی و اجتماعی نیز خود را نشان دهد.
همبستگی، صمیمیت و همدلی در جامعه، خوشی و سلامتی، به رویکرد و کارکردهای اقتصادی در فرآیند زندگی مردم بستگی دارد. وقتی مردم از حداقلهای اقتصادی و معیشتی برخوردار باشند، زمینه برای شکلگیری روابط اجتماعی سالمتر و افزایش نشاط و امید در جامعه فراهم میشود. در مقابل، مشکلات اقتصادی میتواند فشارهای اجتماعی و خانوادگی را افزایش دهد.
علت اصلی گسترش جرایم و بزهکاری در جامعه، فقر و محرومیت است. در جوامع تورمزا، فقیر روزبهروز فقیرتر و غنی روزبهروز غنیتر میشود. در چنین شرایطی، شکاف و فاصله طبقاتی بیشتر شده و بیعدالتی افزایش مییابد. استمرار این وضعیت میتواند به تزلزل ارزشهای فرهنگی و حتی بحران فرهنگی منجر شود. تجمعات و شورشهای خیابانی تحت عنوان تأخر فرهنگی نیز میتواند در نتیجه بیعدالتی و افزایش فقر اقتصادی شکل بگیرد.
به فرمایش علی(ع)، اگر از دری فقر وارد شود، ایمان از درب دیگری خارج میشود. نگاه دین اسلام، برقراری عدالت، آزادی و اعتلای ارزشهای دینی در سایه رشد اقتصادی و امنیت است. بنابراین، مسائل اقتصادی صرفاً به تأمین درآمد و مایحتاج روزمره محدود نمیشود، بلکه با آرامش، امنیت، فرهنگ و ارزشهای جامعه نیز ارتباط دارد.
حاکمان نظام اسلامی، نه در شعار بلکه در عمل، وظیفه ایجاد رفاه و آسایش و تأمین مایحتاج اساسی مردم را برعهده دارند. استفاده بهینه از منابع طبیعی با مدیریت کارآمد میتواند علاوه بر ارتقای سبک زندگی فردی و جمعی، نشاط و شادابی و صمیمیت و همدلی را در جامعه افزایش دهد. مدیریت صحیح منابع و ایجاد شرایط مناسب اقتصادی، میتواند زمینه زندگی بهتر و سالمتر مردم را فراهم کند.
فقر اقتصادی، ساختارهای سیاسی و نهادهای آموزشی و حتی خانوادهها را متزلزل میکند. به همین دلیل، توجه به اقتصاد و بهبود شرایط معیشتی مردم، موضوعی جدا از مسائل اجتماعی و فرهنگی نیست و باید آن را در ارتباط با سایر حوزههای جامعه مورد توجه قرار داد.
اقتصاد علاوه بر تأثیرگذاری در جامعهشناسی، با حوزههای مختلف دین، شامل باورها و اعتقادات، حقوق، آموزش و پرورش و بهداشت رابطه معناداری دارد. وضعیت اقتصادی خانوادهها بر فرصتهای آموزشی و کیفیت زندگی فرزندان نیز تأثیرگذار است. هر سال درصد بالایی از دانشآموزان مدارس غیردولتی وارد دانشگاه میشوند، در حالی که اکثر مدارس دولتی فاقد این موفقیت هستند. این موضوع نشاندهنده ارتباط میان امکانات اقتصادی و فرصتهای آموزشی است.
شادابی، گردشگری و تفریحات سالم نیز در گرو داشتن درآمد خانوادههاست. خانوادهای که با مشکلات اقتصادی و کاهش درآمد مواجه است، طبیعتاً فرصت کمتری برای استفاده از امکانات تفریحی و گردشگری خواهد داشت و این مسئله نیز میتواند بر نشاط و سلامت اجتماعی تأثیر بگذارد.
البته ما در دین اسلام بهدنبال سعادت دنیوی و اخروی هستیم. مسائل اقتصادی، زیرساخت جامعه برای ارتقای آگاهی و اعتلای فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی است. بنابراین، رشد اقتصادی و بهبود شرایط معیشتی مردم میتواند زمینه مناسبی برای ارتقای آگاهی، فرهنگ و ارزشهای جامعه فراهم کند.
اسلام برای فرهنگ و اقتصاد جامعه در آیات و روایات متعددی تأکید داشته و آن دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانسته و خواستار تعامل مطلوب و موازی هر دو است. از این منظر، توجه همزمان به اقتصاد و فرهنگ میتواند زمینهساز جامعهای برخوردار از رفاه، امنیت، همدلی و ارزشهای فرهنگی و دینی باشد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع