جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : در ساختاری که کوچک ترین کنش مدنی ؛ کارگری ؛ معلمی و حتی یک اظهار نظر ساده در فضای مجازی زیر ذرهبین چندین لایه از نهادهای امنیتی ؛ اطلاعاتی و نظارتی قرار میگیرد ؛ اظهارات یک کارشناس و تئوریسین حکومتی زلزلهای بر پیکره وجدان عمومی جامعه وارد ساخته که مدعی ست ماهانه ۵۷۰ تن مواد مخدر در کشور توزیع می شود. گوینده تأکید عامدانه دارد بر این که این سم مهلک توسط نیرویی که نمیخواهم اسمش را بیاورم میان جوانان و نوجوانان پخش میشود. این اعتراف تکان دهنده فراتر از یک آمار هولناک است. این دقیقا یک کیفر خواست ناخواسته و اعتراف به یک ابر بحران سازمان یافته است که پرسشهای بیپاسخ و سنگینی را پیش روی جامعه قرار میدهد که ۵۷۰ تن مواد مخدر در ماه یعنی چه؟ بازی با ارقام یا واقعیت عریان؟ رقم ۵۷۰ تنی مواد یعنی سالانه نزدیک به ۷ هزار تن افیون و مواد روان گردان.
این رقم عظیم صرفاً بستههای کوچک مواد مخدر نیست که صحبت از هزاران کامیون ؛ کانتینر ؛ انبار داری لجستیکی و شبکه توزیع مویرگی ست که از مرزها تا کوچه و پس کوچهها و مدارس امتداد یافته است. آیا این حجم عظیم ؛ تریاک و هروئین است یا مخدرهای صنعتی مرگبار و لابراتواری چون شیشه و فنتانیل. ورود چنین محمولههای غول پیکری از مرزهای شرقی و غربی چگونه با وجود میلیاردها تومان بودجه انسداد مرزها و گشت های ویژه صورت میگیرد؟ عبارت نیرویی توزیع میکند که نمیخواهم اسم ببرم کلید واژه این افشاگری ست. اگر قاچاقچیان خرده پا یا شبکههای سنتی مافیایی بودند ؛ طبق روال معمول با القاب مختلف معرفی و به خط میشدند. وقتی کارشناس از بردن نام خودداری میکند و می گوید نمی توانم از آنها نام ببرم ؛ ذهن افکار عمومی به طور طبیعی به سمت بخشهایی از ساختار قدرت و مافیاهای اقتصادی صاحب مصونیت متمایل میشود. این کدامین نیروی پر نفوذ است که بالاتر از قانون و فراتر از تورهای نظارتی قرار دارد و نسل جوان و سرمایه انسانی کشور را هدف گرفته است.
نهادهای انتظامی ؛ اداره کل مبارزه با مواد مخدر ؛ ستادهای عریض و طویل و دهها ارگان امنیتی و اطلاعاتی در کجای این معادله ایستادهاند؟ اگر از ورود و گردش ۵۷۰ تن مواد در ماه بیخبرند ؛ این اوج رسوایی در رصد اطلاعاتی و نظارت مرزی ست و اگر باخبرند و سکوت کردهاند ؛ افکار عمومی حق دارد این سکوت را نوعی چشم پوشی سازمان یافته یا ناتوانی مطلق در برابر مافیای قدرت و ثروت تلقی کند. چگونه است که شناسایی و برخورد با فعالان صنفی ؛ معلمان ؛ کارگران و روزنامه نگاران در کسری از ساعت انجام میشود ؛ اما کشف شبکهای که صدها تن مواد مخدر را به دست نوجوانان میرساند در هزارتوی انکار و لاپوشانی گم میشود. چه این ادعا یک گزافه گویی آماری ناشی از رقابتهای جناحی باشد و چه روایتی از واقعیت عریان پشت پرده ؛ یک مسئله غیر قابل انکار است. سرمایه اجتماعی و روانی نسل جوان ایران در میانه بیکفایتی ؛ فساد و مافیاهای بی مهار در حال ذوب شدن است. افکار عمومی دیگر به نمایشهای تکراری امحای چند کیلوگرم مواد مخدر عادت نخواهد کرد. پاسخ این پرسش ۵۷۰ تنی ؛ شفافیت در نام بردن از همان نیروی ناشناخته و محاکمه آمران و ذی نفعان اصلی جنایت علیه آینده فرزندان این سرزمین است.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع