نظام سلامت پزشک تربیت میکند اما از کمبود پزشک میگوید، پرستار آموزش میدهد اما مراکز درمانی همچنان با کمبود پرستار مواجهند، ظرفیت دستیاری کم و زیاد میشود اما در همین میان خبر خودکشی رزیدنتها و فرسودگی کادر درمان بهگوش میرسد. این تناقضها شاید مهمترین تصویری باشد که میتوان از وضعیت نیروی انسانی در نظام سلامت دریافت کرد. روز پزشک در حالی فرارسیده که نظام بهداشت و درمان کشور با معضلات جدی در زمینه ماندگاری نیروی انسانی مواجه است. تشدید مشکلات معیشتی، نبود چشمانداز روشن، ناامنی روانی و اجتماعی و بیثباتی شرایط اقتصادی و سیاسی ازجمله عواملی است که باعث شده پزشکان، پرستاران و رزیدنتها مسیر مهاجرت را در پیش بگیرند یا پس از سالها دودچراغ خوردن خانهنشینی، تغییر شغل و ترک حرفه را انتخاب کنند اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود؛ بخشی از این نیروها در کنار فشارهای شغلی، فرسودگی و مشکلات شخصی با بحرانهای جدی روانی مواجه شدهاند و طی سالهای گذشته موارد متعددی از خودکشی یا مرگ ناگهانی سفیدپوشان نیز گزارش شده است. مجموعه این عوامل در کنار یکدیگر، تصویر نگرانکنندهای از آینده نیروی انسانی حوزه درمان ترسیم میکند.
پزشکان در دایره بحران
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت ، اگرچه طی یک دهه گذشته جمعیت پزشکان کشور افزایش پیدا کرده و قرار است تا سال۱۴۰۷ حدود ۵۰هزار پزشک به جمعیت پزشکی کشور اضافه شوند اما افزایش تعداد پزشکان لزوما بهمعنای حل مشکل نیروی انسانی در حوزه درمان نیست. بهگفته سخنگوی سازمان نظام پزشکی از حدود سال۱۳۹۳ تا امروز نزدیک به ۲۵هزار پزشک به جمعیت پزشکی کشور اضافه شده و طی دو سال آینده نیز حدود ۲۵هزار نفر دیگر وارد بازار کار خواهند شد. به این معنا که در یک بازه حدودا ۱۰ساله، جمعیت پزشکان کشور بیش از ۲۵ درصد افزایش پیدا میکند. با این حال اقتصاد ضعیف و دشواری راهاندازی مطب و مراکز درمانی باعث شده بخشی از این نیروها نتوانند از تخصص خود استفاده کنند. مساله اما تنها به پزشکانی که امکان ورود به بازار کار ندارند محدود نمیشود. بخشی از پزشکان پس از پایان دوره تعهد خدمت، میان ادامه فعالیت در حرفه پزشکی، تغییر شغل و مهاجرت قرار میگیرند. لاریپور این وضعیت را با عنوان مهاجرت شغلی و مهاجرت جغرافیایی معرفی کرده است. گروهی حرفه پزشکی را کنار میگذارند و وارد حوزههایی مانند مدیریت شرکتها و ساختوساز میشوند و گروهی دیگر برای ادامه فعالیت حرفهای مهاجرت را در پیش میگیرند. به این ترتیب هزینه سالها آموزش و تربیت یک نیروی متخصص، زمانیکه پزشک از چرخه درمان خارج میشود، عملا برای کشور بلااستفاده میماند.
در قسمت دیگر ماجرا وضعیت معیشتی پزشکان قرار دارد. معاون درمان وزیر بهداشت اخیرا دریافتی پزشک متخصص در مناطق محروم را حدود ۲۵ تا ۲۶ میلیون تومان اعلام کرده و گفته است این رقم حتی هزینه رفتوآمد پزشک را نیز پوشش نمیدهد. این مقام مسوول از عدم تمایل پزشکان برای حضور در مناطق محروم، تغییر شغل و حتی افسردگی برخی پزشکان خبر داده است بنابراین مساله فقط ترک وطن نیست، بخشی از پزشکان در داخل کشور نیز دیگر انگیزه و توان ادامه مسیر قبلی را ندارند اما شاید تلخترین بخش این بحران، جایی باشد که فرسودگی جای مهاجرت و تغییر شغل را میگیرد. در سالهای اخیر موارد متعددی از خودکشی پزشکان و رزیدنتها گزارش شده و بر اساس دادههای ارائهشده، آمار خودکشی در جامعه پزشکی حدود ۱/۳ تا پنجبرابر افزایش یافته است. طی سه سال گذشته نیز ۱۳ رزیدنت خودکشی کردهاند و تنها در دیماه۱۴۰۲، سه رزیدنت در فاصله یک هفته جان خود را از دست دادند. مجموعه این اتفاقات نشان میدهد بحران نیروی انسانی پزشکی را نمیتوان تنها با افزایش ظرفیت دانشگاهها حل کرد بلکه مساله اصلی پزشکی است که باید بماند، توان کارکردن داشته باشد و امیدی برای ادامه مسیر حرفهای خود داشته باشد.
پشتپرده کمبود پرستار
بحران خروج نیروی انسانی از نظام سلامت محدود به پزشکان نمیشود؛ این روزها پرستاران نیز از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند. پرستاری که قرار بود در خط مقدم درمان بایستد امروز برای ماندن در این حرفه با یک دوراهی جدی مواجه است. ماندن در بیمارستان همراه با شیفتهای سنگین، فشار روانی، دستمزد نامتناسب و مطالبات معوق یا رفتن به سمت شغلی که درآمد و آرامش بیشتری داشته باشد. احمد نجاتیان، رییسکل سازمان نظام پرستاری چندی پیش در گفتوگو با «جهانصنعت» از خروج سالانه حدود ۵ هزار پرستار از چرخه خدمت خبر داده بود. این در حالی است که سالانه حدود ۱۷ تا ۱۸ هزار نفر در رشته پرستاری فارغالتحصیل میشوند. با این حال کمبود پرستار همچنان یکی از چالشهای جدی مراکز درمانی است تا جایی که برخی بیمارستانها با وجود برخورداری از تخت و تجهیزات، بهدلیل کمبود نیروی پرستاری امکان استفاده از تمام ظرفیت خود را ندارند. از سوی دیگر محمد شریفیمقدم، دبیرکل خانه پرستاری نیز هفتههای گذشته در گفتوگو با «جهانصنعت» از وجود حدود ۶۰هزار پرستار خانهنشین سخن گفت. این داده مهم را رییسکل سازمان نظام پرستاری نیازمند بررسی آماری دانسته و گفت که نمیتواند آن را تایید یا رد کند. با این حال در اصل ماجرا تغییری ایجاد نشده و نمیشود. این یک واقعیت تلخ است که بخشی از پرستاران مهاجرت میکنند، گروهی از بیمارستان خارج شده و به مشاغل دیگری روی میآورند و عدهای نیز ترجیح میدهند در خانه بمانند. در گفتههای شریفیمقدم نمونههایی از پرستارانی است که به حوزههایی مانند زیبایی، تجهیزات پزشکی، آموزشوپرورش و حتی رانندگی روی آوردهاند چراکه در مقایسه با شیفتهای سنگین بیمارستان، فشار روانی و مسوولیت بالا ادامه فعالیت در حرفه پرستاری را برای خود منطقی نمیدانند. ناگفته نماند که مساله فقط درآمد نیست. فشار کاری، کمبود نیرو، مواجهه مداوم با بیماران بدحال و همراهان مضطرب، خشونت کلامی و فیزیکی و نبود پایش جدی سلامت روان، شرایط ماندگاری در این حرفه را دشوارتر از گذشته کرده است. در چنین شرایطی، هر نیرویی که از چرخه درمان خارج میشود فشار بیشتری بر پرستاران باقیمانده وارد میکند و این چرخه میتواند دوباره به فرسودگی و خروج نیروهای بیشتری دامن زند.
رزیدنتها در بنبست سفید
پس از پزشکان و پرستاران، رزیدنتها گروه سومی هستند که با بحران خروج از نظام سلامت رویارویی میکنند. برای پزشکان جوان ورود به دوره دستیاری برای بسیاری از آنها نه پایان مسیر دشواردرسخواندن بلکه آغاز دورهای تازه از فشار، فرسودگی و معضلات جدید است. هادی یزدانی، پزشک و تحلیلگر نظام سلامت در گفتوگویی که مدتها قبل با «جهانصنعت» داشت، مهمترین مشکلات این گروه را شیفتهای طولانی، ساعات کاری غیرمتعارف، پرداختهای پایین و نبود جایگاه شغلی مشخص عنوان کرد. به گفته او رزیدنتی در ایران همچنان بهطور کامل شغل محسوب نمیشود و دستیاران پزشکی با وجود مسوولیتهای سنگین درمانی سالها از برخی حقوق شغلی محروم بودهاند. یزدانی همچنین از ساختار سلسلهمراتبی حاکم بر برخی گروههای تخصصی انتقاد کرد و گفت فشار از استاد به رزیدنت و از رزیدنت سالبالا به سالپایین، گاهی به اندازهای شدید است که حتی برخی پزشکان آن را سختتر از فضای نظامی توصیف کردهاند. به گفته یزدانی یکی از مهمترین عوامل بحران روانی رزیدنتها، از بین رفتن چشمانداز آینده است چراکه پزشک جوان ممکن است پس از سالها تحصیل و تحمل سختی تازه در ۳۵ تا ۴۰سالگی به استقلال حرفهای و اقتصادی برسد.
از سوی دیگر سیدوحید شریعت، رییس انجمن روانپزشکی ایران نیز در گفتوگوی پیشین خود با «جهانصنعت» بخش مهمی از مشکلات رزیدنتها را ناشی از استفاده از آنها بهعنوان نیروی درمانی ارزان دانسته بود. به گفته او دستیاران پزشکی قرار است در بیمارستان آموزش ببینند اما در عمل بهدلیل کمبود نیروی انسانی، بخش بزرگی از بار درمان بر دوش آنها قرار گرفته است. این وضعیت علاوه بر آسیب زدن به کیفیت آموزش، موجب فرسودگی شدید دستیاران شده و فرصت داشتن یک زندگی عادی را از آنها گرفته است. شریعت توضیح داده بود که طولانی بودن مسیر آموزش پزشکی، دیر رسیدن به استقلال اقتصادی، فشار کاری، کمبود استراحت و برخوردهای نامناسب در محیط آموزشی، مجموعهای از عوامل را ایجاد کرده که سلامت روان رزیدنتها را تهدید میکند. او اگرچه درباره افزایش یا کاهش خودکشی در یکی، دو سال اخیر آمار دقیقی در اختیار نداشت اما تاکید کرده بود میزان افسردگی و افکار خودکشی در میان رزیدنتها بالاست و نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود. در کنار این مشکلات، میل به مهاجرت نیز به نشانهای از کاهش امید به آینده تبدیل شده است. نتایج پژوهشی روی ۲۵۴دستیار پزشکی در چهار دانشگاه علوم پزشکی نشان میدهد ۵/81درصد رزیدنتها تمایل به مهاجرت دارند و ۵/79درصد اعلام کردهاند اگر پیش از ورود به دوره تخصص از شرایط واقعی دستیاری اطلاع داشتند، مهاجرت را به ورود به دوره تخصصی ترجیح میدادند. حدود ۲۸درصد نیز برای مهاجرت برنامهریزی متوسط تا جدی داشتهاند. همچنین ۱/81درصد دستیاران امید اندک یا هیچ امیدی به بهبود شرایط موجود داشتهاند.
نظام سلامت میان بحران و فرسودگی
آنچه از مقایسه وضعیت این سه گروه به مناسبت فرارسیدن روز بزرگداشت ابوعلیسینا و روز پزشک به دست میآید، تصویری خسته و فرسوده از کادر درمانی است که میان ماندن و رفتن روزبهروز بیشتر تحتفشار قرار میگیرد. مشکلات این نیروها به یک یا دو مورد محدود نمیشود. از معیشت و کاهش قدرت خرید گرفته تا فرسودگی شغلی، فشارهای جسمی و بحرانهای روانی مجموعه عواملی است که کادر درمان را به سمت در خروج بیمارستانها سوق داده است. این وضعیت اگر نادیده گرفته شود، میتواند در آینده پیامدهای جدیتری برای نظام سلامت و بیماران بههمراه داشته باشد. ادامه این روند ممکن است روزی شرایطی را ایجاد کند که دسترسی بیمار ایرانی به پزشک، پرستار و نیروی متخصص حتی برای سادهترین خدمات درمانی نیز با دشواری همراه شود. روز پزشک تنها فرصتی برای تقدیر از سفیدپوشان نیست بلکه یادآوری این واقعیت است که افرادی همچنان پشت خط درمان ایستادهاند و باوجود همه فشارها و دشواریها بیماران خود را تنها نگذاشتهاند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع