صدای انفجار تورم

در طول جنگ بیشترین اخباری که خوانده، دیده یا شنیده می‌شد، مربوط به انفجار و صدای انفجار بود و این انفجارها بودند که در ذهن‌ها ماندند تا تمام حملات فروکش کنند؛ حملاتی که قرار است طی تفاهم و بعد آن توافق به اتمام برسند و پایان دائمی جنگی رخ دهد که رخداد بزرگی در تاریخ معاصر ایران و خاورمیانه بود؛ رخدادی که از نفت تا کود و از گاز تا همه بود و نبودهای منطقه را در بر گرفت و تنش‌هایی عیان شد که طی دهه‌ها در زیر خاکستر مانده بود و آتشی برپا شد که در میانه خاور و باختر، می‌سوخت و باز می‌سوزاند؛ سوختنی که به اقتصاد جهانی لطمه زد و اقتصاد منطقه و ایران را هم دگرگون کرد و اگر پایانی بر آن تصور نمی‌شد، اقتصادهای نفتی و شیشه‌ای بیشتری را به‌پایین می‌کشید اقتصادهایی که به هیچ نوع تورمی عادت نداشتند و چنددهم درصد را ناگوار می‌دانستند و با ایران تفاوت‌های شدیدی در نگاه و رفاه اقتصادی دارند؛ نگاهی که در اقتصاد ایران همیشه مبتنی‌بر تورم‌خواهی و تورم‌سازی بوده و حالا به شدیدترین نوع خود رسیده و تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان را در بدترین حالت ممکن تولید تا مصرف رها کرده است؛

به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت  ، تورمی که به اعلام رسمی و استعلام از بانک مرکزی هم مربوط است و طبق ارزیابی؛ نقدینگی و پایه پولی کشور به رشد تاریخی رسیده و طبیعتا بالاترین ارقام ۵۰ساله اخیر را می‌بینیم و در ادامه هم خواهیم دید. البته تورمی که قرار است از فشارهای آن کاسته شود و باز هم قرار شده برنامه‌های جدی برای کنترل نقدینگی صورت پذیرد و فشارهای تورمی نیز با کاهش فشارهای ژئوپلیتیک مهار شوند زیرا برآورد شده که بخشی از افزایش تورم کالایی به‌محدودیت‌های وارداتی ناشی از جنگ باز می‌گردد و طبعا باید طی بازگشایی دریایی و عادی‌سازی واردات، کالاها ارزان شوند و شاید نه آن‌ ارزانی که قبل از جنگ بود و نه آن‌ تورم پایین‌تر که حتی طی جنگی نابرابر حاصل شد ولی در ادامه با آتش‌بسی هرچند مبهم منفجر و منجربه گرانی‌های عجیب و نهیب شد. باز شاید با پیشرفت مذاکرات، درآمدهای ارزی دولت افزایش یابد و قدرت تامین ارز بانک مرکزی از محل منابع مسدودشده، رشد یافته و انتظارات تورمی کاهش پیدا کند؛ تورمی که در بدترین حالت ممکن طی تورم‌‌زدگی‌های قبلی است و همه شاخص‌ها و متغیرهای مرتبط، در اوج حالت‌های ضدارزانی به‌سر می‌برند و این خلق پول است که به‌جای خلق محصول رشد می‌کند.

تورمی که به نان هم رسیده و نانی اگر باشد و به‌دست هم بیاید، گران‌تر از قبل است و اما تورم در نان، نان بیشتری به‌نانوا نمی‌رساند و تنها کوچک‌تر و کمتر به‌سفره‌ها می‌رسد.

انفجار تورم، فقط ورم کردن قیمت‌ها نیست، ارزش‌ها را هم کوچک‌تر می‌کند و وقتی ارزش واقعی دستمزد، اجرت و حتی اجاره‌بها پایین بیاید، ارزش روابط اجتماعی و انسانی را نیز پایین‌ می‌کشد یعنی تورم انفجاری است که همه‌چیز را منفجر و تخریب می‌کند و رفاهی نمی‌ماند و تاب همه‌چیز را می‌گیرد و تاب‌آوری را به‌کمترین و پایین‌ترین سطح می‌رساند. همان تاب‌آوری‌ای که در جنگ داشتیم و یکی از کارت‌های اصلی بود و قرار هم نیست که به یکی از کارت‌های فرعی تبدیل شود و متورم‌شدن قیمت‌ها، این مهم را پس بزند و به‌گوشه‌ای از رینگ بکشد؛ گوشه‌ای که مردم واقعی در آن درمانده‌اند و هیچ کالابرگ موجودی هم توان درمان را ندارد و اگر به‌افزایش مبلغ این برگ‌ها هم بیندیشند، اندیشه تورمی زودتر فعال می‌شود و انتظارش، به‌سرعت برآورده خواهد شد؛ انتظار تورمی و تورم انتظاری که بسیاری را به‌احتضار می‌کشد و مرگ فقط مال همسایه نیست و اگر تورم نکشد، انتظارات آن کشنده خواهد بود و نه رفاه بلکه زندگی عادی و زیر متوسط را هم خواهد کشت؛ کشتنی که فقط در جنگ نظامی نیست و اقتصاد هم می‌تواند همچون جنگ، انسداد بسازد و با محاصره هرچه‌ بدان نیاز داریم، پای جنگ بزرگ‌تری را به‌ایران بکشد. ایران و اقتصادی که حالا در پساجنگ به‌برآیند جنگی رسیده که صدای انفجار تورم را بالا و بالاتر می‌برد و ارتباط معیشت با قیمت، سخت‌تر و تلخ‌تر از قبل شده و باز هم ادامه دارد!

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 + پنج =